برای پرسپولیس، همه چیز از جایی شروع شد که اوسمار از دل همان چیزی که وحید هاشمیان آن را تهدید میدانست، فرصت ساخت. وقتی بحث استفاده همزمان از ارونوف و بیفوما مطرح شد، هاشمیان اعتقاد داشت این ۲ بازیکن به اندازه کافی دوندگی ندارند و همین باعث میشود پرسپولیس نتواند از جلو پرس کند. از نظر تئوریک شاید این حرف درست بود اما جسارت سرمربی یعنی همین که بتواند نقشها را تغییر دهد، نه اینکه بازیکنها را حذف کند.هیچ اتفاق جادوییای رخ نداد. اوسمار فقط چند روز تیم را تمرین داد اما تغییر نقشها را بهخوبی اجرا کرد. نتیجه، تفاوتی آشکار بود: تیمی که در دوران وحید گل نمیزد، خلق موقعیت نمیکرد و خستهکننده بود، تبدیل شد به تیمی که مقابل استقلال خوزستان ۳ گل زد و چند گل دیگر هم نزد. اوسمار به بیفوما نقش محوری داد و از او خواست در ساخت بازی شرکت کند، توپ را حفظ کند و راه حمله را هدایت کند. بیفوما این وظیفه را به شکلی هنرمندانه اجرا کرد. بازیکنی که قبلا فقط کنار خط یا در نقش مهاجم استفاده میشد، حالا تبدیل به رهبر حمله شده بود. در مورد ارونوف نیز مشخص است در دوران قبل اعتماد به نفس او از بین رفته و از نظر بدنی تحت فشار بوده اما با افکار هجومی و شجاعانه اوسمار، اگر مصدوم نشود، کمکم همان کیفیتی را نشان خواهد داد که از او انتظار میرود. پرسپولیس با بیفوما چرخید و با ارونوف رو به دروازه رفت. تیم ۳ گل زد، موقعیتهای زیادی ساخت و مهمتر از همه، هوادار دوباره امیدوار شد. البته مشکل جدی در دفاع کناری همچنان وجود دارد. پرسپولیس به یک دفاع چپ نیاز فوری دارد، چون وضعیت میلاد محمدی در فرم بازی قابل اطمینان نیست. شاید با سیستم اوسمار تغییر کند اما در این مورد باید محتاط بود. اما آنچه در همان بازی اول دیده شد، کاملا روشن بود: جسارت، شهامت، نترس بودن و استفاده درست از ظرفیت بازیکنها. هوادار لذت برد چون پرسپولیس دوباره همان پرسپولیسی شد که طرفدارانش دوست دارند.
پربیننده
تازه ها