بوشناسی!
خانـــــم هولیتزر برایـــم توضیح داد که بطریهـــــای روبهرویمــــان «نمونههای بو» بود. اشتازی به روشی نیمهعلمی برای «نمونهبرداری از بو» به عنوان راهی برای یافتن مجرمان دست پیدا کرده بود. فرضیه اصلی این بود که همگی ما بوی منحصربهفردی داریم که روی هر چیزی که لمس میکنیم بهجا میگذاریم. این بوها را میتوان جمعآوری کرد و با کمک سگهای آموزشدیده مقایسههایی برای پیدا کردن نمونه مطابق آن انجام داد. اشتازی سگها و بطریهای خود را به مکانی میبرد که گمان میرفت یک جلسه غیرقانونی در آن تشکیل شده تا ببیند آیا سگها میتوانند بوی کسانی را تشخیص بدهند که رایحهشان در بطریها جمع شده بود.
آنا فاندر/ سرزمین مأمورهای مخفی
[داستانهایی از پشت دیوار برلین]
نرگس حسنلی
نشر مهرگان خرد - صفحات ۱۰ و 11
***
سیدحسین امامی ورق را برگرداند...
حسین طهماسبی [از اعضای سابق فداییان اسلام]:
در دوره شانزدهم صندوقها را از مسجد سپهسالار به فرهنگستان بردند. وقتی موضوع را به آقا [نواب] گفتیم، گفتند: «میخواهند آرای مردم را عوض کنند». خبرنگاران را خواستند و گفتند: «انتخابات را باطل کنید». گفتند: «چه جوری؟» گفت من کاری میکنم که باطل کنید. طنین صدای گلوله مرحوم امامی در مسجد سپهسالار انتخابات را باطل کرد و افرادی که به مجلس رفتند به علت آن گلوله بود و الا کجا میگذاشتند اقلیت به مجلس بروند؛ مثلاً کجا ممکن بود مصدق وکیل مجلس شود، چه برسد به اینکه نخستوزیر شود.
محمد رضا نیکنام [از اعضای سابق فداییان اسلام]:
در آن روز دکتر مصدق در خیابان پشت دربار، پشت دیوار، متحصن بود و دیگران هم هر کدام یک طرف متواری بودند. در آن هیاهو مرحوم نواب میگفت: باید کاری کنیم که در این انتخابات افراد خائنی که اینها در نظر دارند، روی کار نیایند. مرحوم آیتالله کاشانی هم از ۱۵ بهمن ۲۷ به بهانه تیراندازی ناصر فخرآرایی به شاه به لبنان تبعید شده بود. میخواستند آرا را قرائت کنند که آقای عبدالحسین هژیر در مسجد سپهسالار توسط شهید حسین امامی اعدام انقلابی شد و شهید سیدحسین امامی ظرف 3-2 روز محاکمه و اعدام شد. با اعدام امامی انتخابات باطل شد و اعلام کردند که میخواهیم از نو رأی بگیریم. این دفعه در رأیگیری بچهها و دوستان جوان، اطراف هر صندوقی قدم میزدند. چهره و قیافه آنها نشان میداد که از طرفداران و یاران نواب هستند. نتیجه آن شد که آیتالله کاشانی با آنکه در لبنان بود، نماینده اول تهران شد!
عبدالرحمان حسنیفر
فداییان اسلام در کلام یاران
مرکز اسناد انقلاب اسلامی - صفحات ۹۳ و ۹۴
***
اقبال لاهوری غربدیده غربنزده!
اقبال لاهوری در یکی از حساسترین دورههای تاریخ اسلام متولد شد؛ دورانی که استعمار غرب چنگال خود را در جهان اسلام فرو کرده بود و بسیاری از روشنفکران، پیشرفت را در غربی شدن میدیدند. اما او مسیر دیگری را انتخاب کرد و با وجود تحصیل در بهترین دانشگاههای اروپا، از جمله کمبریج و مونیخ، هرگز مجذوب تمدن غرب نشد و حتی برخلاف جریان رایج روشنفکری آن زمان، پیشرفت را در احیای تمدن اسلامی میدانست، نه در تقلید از غرب.
او به جای پذیرش فرهنگ استعماری، مسلمانان را به اتحاد و بازگشت به خویشتن دعوت کرد. به جای استفاده از زبان استعمار، به زبان فارسی شعر سرود. به جای تبلیغ سکولاریسم، از حاکمیت دین بر جوامع مسلمان سخن گفت. به جای تجزیه و تفرقه، ایده وحدت امت اسلامی را مطرح کرد. اما چرا اقبال برای بیان تفکرات خود به زبان فارسی پناه برد؟ پاسخ را باید در نقش استعمار انگلیس در حذف زبان فارسی از شبهقاره جستوجو کرد. رهبر انقلاب در توصیف این موضوع گفتهاند: «هر جا انگلیسها وارد شدند، زبان مردم بومی را تبدیل کردند به انگلیسی؛ اگر زبان رقیبی وجود داشت، آن را از بین بردند. در شبهقاره هند، زبان فارسی چند قرن زبان رسمی بود؛ تمام نوشتهجات، مکاتبات دستگاههای حکومتی، دولتی، مردم، دانشوران، مدارس عمده، شخصیتهای برجسته، با زبان فارسی انجام میگرفت. انگلیسها آمدند زبان فارسی را با زور در هند ممنوع کردند و زبان انگلیسی را رایج کردند»1.
اما با همه این عظمت، اقبال لاهوری در ایران و برای مخاطب ایران تقریباً ناشناخته بود، درباره این ناشناخته بودن رهبر انقلاب میگویند: «مردم ما که نخستین مخاطب جهانی اقبال بودند، متأسفانه خیلی دیر با اقبال آشنا شدند. وضعیت خاص کشور ما، بویژه سلطه سیاستهای منحوس استعمار، موجب شد اقبال هرگز ایران را نبیند و همان سیاستهایی که اقبال، عمری با آنها مبارزه میکرد، نگذاشتند ایده اقبال و راه اقبال و درس اقبال، به گوش مردم ایران که برای شنیدن، آمادهترین بودند، برسد»2.
------------------------------
پینوشت:
1- بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی – 23/7/1391
2- در مراسم گشایش کنگره بینالمللى بزرگداشت علامه محمد اقبال لاهورى – 19/12/1364
سیدعلی حسینیخامنهای
ستاره بلند شرق
Khamenei.ir
گردآورنده، تقی دژاکام