علی حسینی: چند ماه است در فوتبال ایران، یک پرسش مدام تکرار میشود: چرا تصمیمهای قضایی فدراسیون نهتنها آرامش ایجاد نمیکند، بلکه هر بار موج تازهای از سوءظن، عصبانیت و سردرگمی به همراه دارد؟ نمونه اخیر این ماجرا دوباره از اتاق کمیته استیناف بیرون آمده؛ همان نهادی که ظاهراً باید نقطه پایان اختلافات باشد اما به شکلی عجیب تبدیل به یکی از عوامل اصلی ایجاد حاشیه شده است.
شاید ماجرای مربوط به پرونده علیرضا بیرانوند بهترین نشانه در توضیح این وضعیت باشد. برای رسیدگی به فسخ قرارداد این دروازهبان، روندی طی شد که از طولانیترین پروندههای تاریخ فوتبال ایران شد. اگرچه گفته میشد تصمیم نهایی خیلی زود گرفته شده اما اعلام رسمی آن بیش از یک سال بعد انجام شد. این زمان طولانی باعث شد فضای رسانهای و هواداری ملتهب شود و واکنشها از سطح نقد فراتر رود. نتیجه؟ تنشی که هر مسابقه و هر حضور بیرانوند تبدیل به موضوعی فراتر از فوتبال میشد.
اما ماجرای اخیر حتی عجیبتر است. بهار امسال، در پی اتفاقات مسابقه بین پرسپولیس - تراکتور، کمیته استیناف حکمی صادر کرد که بر اساس آن، تقابلهای ۲ تیم در همه تورنمنتها طی ۲ فصل بدون حضور تماشاگر باید انجام میشد. متن رأی صریح بود، روشن بود و رسماً هم اعلام شد. حال، پس از گذشت 216 روز، همان کمیته اعلام کرده بخش پایانی ruling حاصل یک «سهو تایپی» بوده و منظور تنها مسابقات ۲ تیم در لیگ برتر بوده است.
این توضیح پرسشهایی را ایجاد میکند که نمیتوان با لبخند یا سکوت از کنارشان گذشت. چطور ممکن است رأیی به این درجه از اهمیت که در سطح ملی و هواداری اثر مستقیم دارد، یک بار هم پیش از انتشار بازخوانی نشود؟ چطور ممکن است طی ۷ ماه، دهها گفتوگو، تحلیل، اعتراض، بررسی رسانهای و حتی استناد رسمی، هیچکس در کمیته صادرکننده متوجه اشتباه نشده باشد؟ و اگر واقعاً اشتباهی رخ داده، چرا این موضوع دقیقاً در زمانی اصلاح شد که فشار انتقادها دوباره افزایش یافته بود؟
موضوع فقط یک خطا یا یک تصمیم بحثبرانگیز نیست؛ مساله این است که چنین روندهایی پیام نامناسبی به فوتبال میفرستد. وقتی آرا دیر اعلام میشود یا وقتی متن رأی پس از ماهها تغییر میکند، نتیجه این است که اعتماد عمومی فرومیریزد. تماشاگر، مربی، بازیکن، مدیر و حتی داور احساس میکنند قوانین قابل اتکا نیستند و در صورت نیاز قابل جابهجاییاند.
بخش حقوقی فدراسیون در ساختار فعلی خود ۳ بازوی اصلی دارد: کمیته انضباطی، استیناف و اخلاق اما خروجی این ۳ بخش در سالهای اخیر بیش از آنکه نظم ایجاد کند، به پیچیدگیها افزوده است. کمیته انضباطی گاهی احکام متناقض و غیرشفاف صادر میکند. کمیته اخلاق بیشتر در مرحله احضار باقی میماند، بدون آنکه نتیجه روشن و قابل پیگیری ارائه کند و اکنون، استیناف به جای تبدیل شدن به نقطه پایان اختلافات، به نقطه شروع بحثهای تازه تبدیل شده است. این وضعیت در سطح فوتبال حرفهای خطرناک است. چون وقتی عدالت دیده نشود، حتی اگر اجرا شود، اثر خود را از دست میدهد. آنچه نیاز است نه تغییر مقطعی، نه عذرخواهی رسانهای، نه اشاره به «سهو تایپی»، بلکه بازطراحی جدی در نحوه رسیدگی، اعلام و توضیح آرای قضایی است.
در نهایت، مسؤولیت اصلی بر دوش رئیس فدراسیون است. او بارها از نیاز به آرامش، نظم و مبارزه با ناهنجاریها سخن گفته؛ اکنون زمان آن رسیده که این سخنان به اقدام تبدیل شود. اگر بخش قضایی اصلاح نشود، زمین فوتبال هیچوقت فقط زمین فوتبال نخواهد بود.
ابهام تازه در آرای قضایی فوتبال ایران
اشتباه تایپی؛ ورژن جدید
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها