21/آذر/1404
|
10:07

به عبارت دیگران

آتش‌هایی که شاهنشاه سوزاند!

اعلیحضرت انگشت‌های چسبناک‌شان را به شلوارشان مالیدند و گفتند: «مرحوم پدرمان، رضا شاه فقید، از همان روزگار بچگی ما چند تا پیر و پاتال نفله دنبال ما روانه کرده بود، تا عطسه می‌زدیم می‌پریدند بستری‌مان می‌کردند که بله، ولیعهد سرما خورده‌اند. تا یبوست می‌گرفتیم رنگ از روی همه‌شان می‌پرید که بله، مزاج مبارک ولیعهد امروز کار نکرده است، تا ... اما البته از وقتی خودمان را شناخته‌ایم دیگر بچه‌ننه نبوده‌ایم و نیستیم. اگر بحرین از کف‌مان رفت، مال آن ‌وقت‌هایی بود که هنوز بچه بودیم و شب‌ها می‌ترسیدیم تنهایی برویم دست‌شویی... بیا ببین حالا چه آتشی توی ظفار می‌سوزانیم! در این دوروبرها کسی حریف‌مان نیست. برای همین است که می‌فرماییم اگر رأی مبارک‌مان تعلق بگیرد، می‌توانیم مثل شاه‌عباس کبیر، مثل شخص شاه بشویم... بله، ما با شعبان بی‌مخ رفیق گرمابه و گلستانیم، با اسمال یک‌دست و ابرام سیاه و... اینها را البته پنهان نگه می‌داریم ولی خب... تو قزلباش داشتی و ما هم داریم.»
اعلیحضرت ساکت شدند و با شیفتگی به شاه‌عباس کبیر نگاه کردند و با لحنی ملایم گفتند: «ولی خب... خیلی دل‌مان می‌خواهد که اسم ما هم مثل اسم شخص شما برود در کتاب‌های تاریخ و داستان تا آیندگان بدانند ما چه شخص پر دل و جرأتی بودیم و...»
محمدعلی علومی
شاهنشاه در کوچه دلگشا
وقایع‌نگاری (و ایضاً سیاه‌بازی)
انتشارات سوره مهر
صفحات ۵۶ و ۵۷

***
درباره ورود دولتمردان به بهشت!

در انجیل لوقا آمده است: «ورود شتر به سوراخ سوزن، آسان‌تر از ورود سرمایه‌داران و دولتمردان به ملکوت اعلاست.»
محسن قرائتی
ترجمه و تفسیر قرآن کریم
سوره اعراف، آیه ۴۰
صفحه ۱۵۵

***
ستاد شخصی جنگ امپراتور

امپراتور الکساندر خود همراه ارتش اول بود اما فرماندهی کل را نپذیرفته بود. در دستورها ذکر می‌شد که عملیات در حضور اعلیحضرت (و نه تحت فرمان او) صورت خواهد گرفت. البته امپراتور ستادی هم که درخور فرماندهی کل باشد در اختیار نداشت، فقط ستاد شخصی امپراتور بود و زیر نظر رئیس ستاد و سرکرده آجودان‌های مخصوصش پرنس والکونسکی قرار داشت و از ژنرال‌ها و آجودان‌های نظامی و آجودان‌های مخصوص و مستشاران امور دیپلماتی و گروه بی‌شماری خارجیان تشکیل می‌شد. از اینها گذشته آراکچی‌ییف وزیر سابق جنگ، کنت بنیگسن ارشد ژنرال‌ها، والاحضرت پرنس تسارویچ کنستانتین پاولویچ (ولیعهد)، کنت رومیانتسف رئیس دفتر مخصوص، شتاین وزیر سابق پروس، آرمفلد ژنرال سوئدی، پفول طراح عمده نقشه نبرد، ژنرال آجودان پاؤلوچی پناهنده ساردنی، ولتسوگن و نامداران بسیار دیگری از وابستگان به این ستاد بودند. گرچه این اشخاص هیچ‌گونه سمت نظامی نداشتند اما به علت نام و اعتبارشان صاحب‌نفوذ بودند و اغلب فرماندهان سپاه و حتی فرمانده کل نمی‌دانستند که مثلا بنیگسن یا والا حضرت تسارویچ یا آراکچی‌ییف، یا پرنس والکونسکی به چه اعتباری از آنها سؤال یا به صورت توصیه از جانب امپراتور به آنها ابلاغ می‌شود و اطاعت از آنها اجباری نیست یا به عکس واجب است.
لئون تولستوی
جنگ و صلح
سروش حبیبی
نشر نیلوفر - جلد ۳، صفحه ۹۱۶

***
همین الان خودت را بساز!

مبارزه با شیطان در پیری خیلی کم اثر دارد. سن و سالت هم که بالا برود، تصمیم هم کم‌قوت می‌شود. لذا باید همین الان که دوران، دوران دم است و جوان هستی، خودت را بسازی و درمان کنی اما وقتی مزاجت بلغمی شد، تصمیم هم بلغمی می‌شود و دیگر رمق ندارد باباجان!
عبدالکریم حق‌شناس
مواعظ
[سلسله مباحث اخلاقی آیت‌الله حق‌شناس]
(قم: انتشارات مطیع، ۱۳۹۳) - جلد ۳، صفحه ۷۱

***
جنایت در رفح

گاهی لازم بود تمام یک روستا قلع‌وقمع شود، گرچه لازم نبود به یک‌باره این ‌کار انجام شود. در ژانویه‌ ۱۹۷۲، ارتش اسرائیل 6 هزار روستایی عرب را از رفح در شمال شرقی سینا بیرون کرد. خانه‌های‌شان را خراب کرد، آب چاه‌های‌شان را مسموم کرد و اطراف‌شان سیم‌خاردار کشید. سرانجام این اعراب، به عنوان کارگر در زمین‌های خودشان استخدام شدند و به خدمت کسانی درآمدند که اموال‌شان را گرفته بودند.
گرگ فیلو و مایک بری
سلاح پاک
[روایت تطبیقی از اشغال فلسطین] 
انتشارات روایت فتح - صفحه ۵۷

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر
پربیننده