گورباچف به مرضیه دباغ چه گفت؟
دیدم اگر تو ذوق گورباچف بزنم خیلی بد است، از این رو وقتی او دستش را دراز کرد من چادر را روی دستم انداختم و به او دست دادم. این برخورد برای رهبری امپراتوری شرق خیلی سخت و گران آمد. سعی کرد به روی خود نیاورد و گفت: «من دستم را برای دست دادن دراز نکردم، بلکه دستم را به سوی این مادر انقلاب دراز کردم که بگویم ما همسایههای خوبی هستیم، ما دست بیاسلحهمان را به سوی شما دراز میکنیم، شما هم مردهایتان را تشویق کنید که دست بدون سلاحشان را به سوی ما دراز کنند.»
مرضیه حدیدهچی (دباغ)/ خاطرات
محسن کاظمی
انتشارات سوره مهر - صفحه 258
***
عشقهای مبتذل و عشقهای بزرگ
در زندگی چیزی که دوست داریم مهم نیست، خودِ دوست داشتن مهم است. حسی که مادام دوسوینیه به دخترش داشته میتواند بحق، خیلی بیشتر از نوع عشقی قلمداد شود که راسین در رآندروماک یا فدر توصیف کرده، تا روابط پیش پا افتادهای که آقای سوینیه در جوانی با معشوقههایش داشته. همینطور است عشقی که یک عارف به خدای خودش دارد. مرزهای بیش از اندازه تنگی که ما عشق را در آن محصور میکنیم فقط ناشی از جهل عظیم ما نسبت به زندگی است.
مارسل پروست
در جستوجوی زمان ازدسترفته
مهدی سحابی
نشر مرکز - جلد دوم، صفحات ۴۲۱ و ۴۲۲
***
عذرخواه مثل زینالدین!
آدم، هر قدر بزرگتر باشد و مقامش بالاتر برود، عذرخواهی کردن و شکستن خودش پیش بقیه، برایش سختتر میشود ولی مهدی [شهید مهدی زینالدین] اگر جایی پیش میآمد که میبایست عذرخواهی میکرد، یک لحظه هم تردید نمیکرد. نه پست و مقامش برایش مهم بود، نه اعتباری که پیش بچهها داشت.
زهراسادات حسینی
قلههای معنویت
[سیری در سیره فرماندهان دفاع مقدس]
بنیاد فرهنگی شهید شیرازی
صفحات ۲۷۵ و ۲۷۶
***
خانواده و قدرت انقلاب...
آن جامعهگرای بزرگ، یقیناً اشتباه میکرد که میگفت: «خانواده از قدرت انقلابی فرد میکاهد.»
آخر چرا بکاهد؟
عشقِ به محبوب، مثل عشق به فرزند، مثل عشقِ به خانواده، مثل عشق به وطن، مثل عشق به انسان، مثل عشق به آرمان، به اندیشه، به عشق، به طبیعت، به خدا، مثل هر عشق بیآلایشِ دیگر، یک نیروست؛ یک نیروی عظیم علیه ظُلم و شقاوت.
بیازمای! کاری ندارد که: اول، عاشق شو! آنگاه ببین آیا بزدل هم میشوی؟ خائن هم میشوی؟ رذل هم میشوی؟ نه...
آنچه انسان را از خوب بودن بازمیدارد عشق نیست، بَدَلِ عشق است، یا چیزی که با همین کلمه بیان میشود اما هیچ نسبتی با نفس عشق ندارد.
نادر ابراهیمی/ آتش بدون دود
انتشارات روزبهان - صفحه ۱۲۳
***
جهانی شدن سیاستهای ملی آفت است
شاید بتوان گفت مهمترین و عمدهترین مشخصه فرآیند جاری جهانی شدن، عبارت از جهانی شدن سیاستهای ملی و سازوکارهای تصمیمگیری است.
سیاستهای ملی شامل حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فناوری که تا به امروز در صلاحیت و نظارت دولتها و بخش خصوصی آن کشور بود، اکنون به طور فزایندهای تحت تأثیر و نفوذ روندها، نهادهای بینالمللی و شرکتهای بزرگ خصوصی و بازیگران اقتصادی مالی قرار گرفته است. این امر به تضعیف حاکمیت ملی منجر شده و توانایی حکومتها و مردم در انتخاب گزینههای سیاستهای مستقل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را با محدودیت مواجه کرده است. بیشتر کشورهای در حال توسعه شاهد کاهش توانایی اثرگذاری تصمیمگیری مستقلشان بوده و مجبور شدهاند سیاستهای خود را حتی با وجود تعارض و تضاد منافع با دیگر واحدهای مورد نظر منطبق سازند. در مقابل، کشورهای توسعهیافته و بازیگران برتر اقتصادی که روندها و سیاستهای نهادهای اقتصادی بینالمللی را کنترل میکنند، بیشتر و بهتر از همیشه به کنترل سیاستهای ملی قادر شدهاند و همچنین به تعیین خط مشیها و عملکردهای نهادهای اقتصادی بینالمللی و نظام جهانی میپردازند.
مارتین خور/ جهانیشدن و جنوب
احمد ساعی
نشر قومس - صفحات ۱۰ و ۱۱
***
پایان خوش...
در انتهای غم
همیشه دریچهای باز است
دریچهای روشن
پل الوار
گردآورنده، تقی دژاکام