08/آذر/1404
|
23:13
بازگشت نظم تاکتیکی و هویت هجومی به پرسپولیس

جهش سرخ

مهدی مرسلی: پرسپولیسِ این هفته‌ها شبیه تیمی است که انگار تازه از دل یک کارخانه بازسازی بیرون آمده باشد؛ تیمی که تا همین چند بازی پیش مدام دنبال نفس تازه می‌گشت، حالا تیغ‌دار و سرزنده در لیگ می‌تازد. مسابقه قزوین تنها یک پیروزی معمولی نبود؛ نشانه‌ای بود از اینکه تیمی که در نیمه‌های جدول پرسه می‌زد، اکنون دوباره یاد گرفته چگونه «بالا» رفتار کند، چگونه شبیه قهرمانان قدم بردارد و چگونه از رنج هفته‌های گذشته نردبان بسازد.
این همه تغییر، محصول یک اتفاق ساده است؛ ورود مردی که فوتبالش نسخه کم‌رمق نمی‌نویسد. اوسمار ویرا، مربی‌ای که با لبخند آرام وارد ایران شد اما با سرعت آتشین کارش را آغاز کرد، حالا تبدیل به مرزبندی جدیدی در تاریخ این فصل پرسپولیس شده است: قبل از او و بعد از او.
* پایان یک تجربه ناموفق
فصل برای پرسپولیس با آرزوهای بزرگ اما گام‌های لرزان آغاز شد. وحید هاشمیان، ستاره‌ای که سال‌ها انتظار می‌کشید تا لحظه نشستن روی نیمکت یک تیم بزرگ سر برسد، بالاخره این فرصت را به دست آورد اما تیمش آن «جریان تهاجمی» را که هواداران پرسپولیس می‌خواستند، نداشت. فوتبال تیم او بیشتر شبیه برنامه‌ای بود که روی کاغذ درست می‌نمود اما در زمین، آن شوری را که یک تیم بزرگ باید داشته باشد، تولید نمی‌کرد.
هفته‌های ابتدایی بیشتر شبیه یک آزمایشگاه خاموش بود تا میدان رقابت. پاس‌ها تکراری، حملات بی‌جرات و تیمی که هرچه می‌گذشت، بیشتر به رده‌های هشتم و نهم جدول عادت می‌کرد. وقتی هشتمین هفته به پایان رسید، نارضایتی دیگر پنهان‌شدنی نبود. پرسپولیسِ هاشمیان جان نداشت و همین کافی بود تا مدیریت باشگاه، بی‌هیچ مکثی، پرونده همکاری را ببندد؛ تصمیمی که شاید اگر کمی دیرتر گرفته می‌شد، این فصل را از دسترس پرسپولیس خارج می‌کرد.
* ورود یک کاربلد
اوسمار ویرا از همان روز اول که وارد ایران شد، نه شعار داد، نه ژست گرفت. فقط نشست، نگاه کرد و قدم‌ به ‌قدم دستور داد. نخستین هفته بازگشت روی نیمکت نبود اما رد انگشت‌هایش روی شیوه بازی پرسپولیس از همان دیدار با تراکتور آغاز شد. سپس در نخستین حضور روی نیمکت استقلال خوزستان شکار شد. همان مسابقه‌ای که پرسپولیس بعد از هفته‌ها، دوباره یاد گرفت چگونه بدون ترس به حریف حمله‌ور شود.
تفاوت‌ها فقط در نحوه بازی نیست؛ در رفتار بازیکنان هم پیداست. بازیکنی که تا دیروز از ترکیب اصلی دور بود، ناگهان تبدیل به یکی از عناصر مرکزی تیم شد. نفراتی که از بی‌اعتمادی درون زمین خلاص نمی‌شدند، حالا با هر حرکت، دنبال عبور از خط آخرند. تیم دیگر راه نمی‌رود؛ می‌دود، گل می‌خواهد، گرسنه موفقیت است.
در همان نخستین تجربه رسمی روی نیمکت، اوسمار ۳ گل تقدیم هواداران کرد؛ پاسخی واضح‌تر از هر نشست خبری.
* قزوین؛ تکیه‌گاه قبل از توفان
دیدار در قزوین با شمس‌آذر، چیزی شبیه آزمون بلوغ بود. بازی در زمین حریف، در موقعیتی که پرسپولیس باید به هر قیمتی ۳ امتیاز را می‌گرفت تا با روحیه‌ای بالا وارد داربی شود، به راحتی ممکن بود تبدیل به تله شود. نیمه نخست با ریتم خوب اما بی‌فرجام گذشت و نیمه دوم پرسپولیس لحظه‌هایی دچار عقب‌نشینی غریزی شد؛ همان عادتی که تیم دوران هاشمیان به آن مبتلا شده بود.
اما اوسمار مربی‌ای نیست که دست روی دست بگذارد. تعویضی‌ها آمدند و با هر ورود، ضرباهنگ تیم بالاتر رفت. نتیجه هم روشن بود: ۲ گل، ۳ امتیاز، صعود به صدر و یک پیام روشن برای داربی: «پرسپولیس دیگر تیمِ درجا زدن نیست».
این پیروزی به‌ظاهر معمولی، معادله‌ای را پیش چشم همگان گذاشت: تیمی که در ۹ هفته اول تنها ۸ بار موفق به گلزنی شده بود، ظرف ۲ هفته ۵ بار دروازه رقبا را باز کرده. اگر چند سانتیمتر بدشانسی کنار می‌رفت، همین هفته هم یک گل دیگر به حساب تاکتیک‌های دقیق اوسمار نوشته می‌شد. این آمار برای تیمی مثل پرسپولیس شاید در نگاه اول عجیب نباشد اما وقتی بدانیم همین تیم در هفته‌های قبل شبیه خط تولید کم‌کار بود، تفاوت معنا پیدا می‌کند.
* آمار دروغ نمی‌گوید؛ فوتبال اوسمار شعر می‌گوید
وقتی عددها کنار هم قرار می‌گیرند، همه‌ چیز روشن می‌شود.
پرسپولیسِ دوران قبل از اوسمار:
۹ هفته، ۸ گل
پرسپولیسِ اوسمار:
۲ هفته، ۵ گل
این یعنی موج تازه‌ای به تیم تزریق شده؛ موجی که هم به ذهن بازیکنان اعتماد می‌دهد، هم به پای آنها جسارت. توپ‌ها با سرعت بیشتری می‌چرخند، هافبک‌ها کمتر مرددند، مهاجمان بیشتر در محوطه جریمه رقیب ظاهر می‌شوند و تیمی که هفته‌ها از خلأ روحی رنج می‌برد، دوباره یاد گرفته می‌تواند «بَرنده» و «بُرنده» باشد.
اوسمار تیم را از حالت مصرف‌کننده به حالت تولیدکننده تبدیل کرد. حالا پرسپولیس در میدان نه فقط برای گرفتن امتیاز، بلکه برای تحمیل سبک بازی خودش می‌جنگد؛ چیزی که هواداران سال‌هاست از تیم‌شان انتظار دارند.
* داربی
پرسپولیس امروز شبیه تیمی است که تازه به خودش برگشته؛ همان تیمی که اگر یک لحظه فرصت ببیند، زمین را برای حریف جهنم می‌کند. اوسمار به این تیم هویت داده و شجاعت را دوباره به رگ‌هایش تزریق کرده است.
داربی پیش رو فقط یک مسابقه حساس نیست؛ نخستین آزمون جدی یک انقلاب آرام است. انقلابی که اگر در ادامه فصل هم متوقف نشود، شاید ماه‌ها بعد از آن با عنوان «فصل اوسمار» از آن یاد شود؛ همان‌طور که نیم‌فصل ۱۴۰۳-۱۴۰۲ با قهرمانی دراماتیک به نامش شد.
پرسپولیس دوباره شبیه خودش شده و این بزرگ‌ترین برد هفته‌های اخیر تیم است.

ارسال نظر
پربیننده