09/آذر/1404
|
00:00
بحران اقتصادی و اخلاقی اسرائیل، شهروندانش را به مأمن اطلاعاتی ایران تبدیل کرده است

حکایت خیانت جامعه صهیونیستی!

حکایت خیانت جامعه صهیونیستی!

محمدعلی صمدی: موج جدید دستگیری شهروندان صهیونیست به اتهام همکاری اطلاعاتی با ایران، پرسش‌های بنیادینی را درباره امنیت رژیم مطرح کرده است. در روایت رسمی تل‌آویو، اسرائیل همیشه یک «قلعه نفوذناپذیر» معرفی شده؛ قلعه‌ای که دیوارهای آن از وفاداری شهروندان، فناوری انحصاری و سخت‌گیری امنیتی ساخته شده اما رخدادهای اخیر، این تصویر را به شدت مخدوش کرده است.
اسرائیل اگر در گذشته توانمندی‌هایی داشته، امروز بخش قابل‌ توجهی از آنها را از دست داده و با جامعه‌ای متشتت، نفوذپذیر و شکننده روبه‌رو است. موج اخیر دستگیری‌ها همگی از شهروندان خود رژیم صهیونیستی هستند که نشان می‌دهد افراد بازداشت‌شده نه نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، بلکه شهروندانی‌اند که به طمع پول و منافع مادی برای سرویس‌های اطلاعاتی کشورمان کار کرده‌اند. همین واقعیت، به‌ تنهایی چند نشانه مهم را برجسته می‌کند.
اول، این حجم از جذب نیرو نشان می‌دهد مشکلات اقتصادی در جامعه اسرائیل به مرحله‌ای رسیده که افراد حاضرند برای مبالغی، دست به چنین همکاری‌های خطرناکی بزنند. دوم، بحران‌های سیاسی داخلی، وفاداری شهروندان صهیونیست را تضعیف کرده و آن بازدارندگی معنوی و درونی را که نظام‌های سیاسی برای حفظ همبستگی اجتماعی نیاز دارند، از میان برده است. سوم، فرسایش بنیادهای اخلاقی در جامعه اسرائیل به اندازه‌ای است که کارهایی چون خیانت و جاسوسی آن‌ هم صرفاً در ازای پول برای برخی افراد قابل پذیرش شده است. جاسوسی و خیانت به «خودی» در طول هزاران سال تاریخ مکتوب بشر، همواره جزو رذایل اخلاقی دانسته شده و هیچ جامعه‌ای آن را فضیلت نشمرده است. اینکه امروز شماری از شهروندان درجه‌ یک اسرائیل چنین امری را می‌پذیرند، نشان‌دهنده سستی بنیان‌های اخلاقی در آن جامعه است. مجموع این ۳ عامل (بحران اقتصادی، بحران سیاسی و فرسایش اخلاقی) به‌ روشنی تصویر ادعایی اسرائیل درباره «جامعه‌ای منسجم و یکپارچه» را زیر سؤال می‌برد و نشان می‌دهد واقعیت امروز این جامعه، فاصله زیادی با روایت تبلیغاتی رسمی دارد.
آنچه مسلم است، تعداد بالای بازداشت‌ها در این مقطع زمانی، در تاریخ رژیم صهیونیستی بی‌سابقه است. از سال ۱۹۴۸ تاکنون، چنین موجی از دستگیری به اتهام جاسوسی، آن هم در میان شهروندان درجه‌ یک اسرائیل، سابقه نداشته است. در ساختار آپارتایدگونه و مبتنی بر طبقه‌بندی شهروندان، دستگیری این تعداد شهروند یهودی وفادار، اتفاقی کم‌نظیر و نشان‌دهنده حجم بالای فعالیت‌های اطلاعاتی ایران در داخل سرزمین‌ اشغالی است. این وضعیت، ادعاهای دیرینه رژیم صهیونیستی را درباره «نفوذناپذیری جامعه اسرائیل» زیر سؤال برده است؛ ادعایی که سال‌ها تکرار می‌کردند و آن را پایه‌ای برای تصویرسازی از «جامعه‌ای یکپارچه، مسلح و غیرقابل نفوذ» می‌دانستند. امروز اما واقعیت میدان نشان می‌دهد این ادعا یا از ابتدا پایه‌ای نداشته یا در عمل فروپاشیده است. قطعاً اسرائیل نتوانسته ساختار امنیتی‌ای را که سال‌ها درباره آن تبلیغ می‌کرد، در صحنه عمل حفظ کند.
اگر کلی‌تر به ماجرا نگاه کنیم، اسرائیل بر خلاف تصویری که از خودش در جهان می‌سازد، از هالیوود گرفته تا شبکه‌های تلویزیونی و فضای مجازی، برتری امنیتی خارق‌العاده‌ای نسبت به کشورهای پیرامونی ندارد. آنچه به‌ عنوان «برتری امنیتی» اسرائیل معرفی می‌شود، در واقع برتری تکنولوژیک است و این تکنولوژی از دل دسترسی بی‌قیدوشرط به سرمایه فناورانه غرب می‌آید. آمریکا و اروپای غربی هر چه در حوزه امنیت و فناوری دارند، بدون تردید و بدون محدودیت در اختیار اسرائیل قرار می‌دهند؛ نه از سر مصلحت، بلکه از سر باور. این نکته مقدمه یک واقعیت مهم‌تر است: اسرائیل برای هیچ جنایتی هزینه نمی‌دهد. فرض کنید ما از این طرف به موضوع نگاه کنیم. حتی اگر - فرضی و صرفاً فرضی - پیش از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، آدرس محل استقرار ۲۰ فرمانده اصلی اسرائیل را داشتیم؛ از رئیس ستاد ارتش تا رؤسای آمان، شاباک، موساد و شورای امنیت قومی و حتی اگر امکان فنی استفاده از موشک‌های نقطه‌زن با دقت بالا هم وجود داشت، آیا می‌توانستیم در یک بازه چند ساعته همه آنها را هدف قرار دهیم؟ قطعا هزینه‌اش برای ما بسیار سنگین بود. باید به دنیا پاسخ می‌دادیم، باید تبعات بین‌المللی و امنیتی‌اش را تحمل می‌کردیم و معلوم نبود دامنه پیامدهایش تا کجا می‌رفت. 
اما اسرائیل از آن‌ سو هدف را می‌زند و بعد با ژستی طلبکارانه اعلام می‌کند «دستم بالاست». این تفاوت اصلی است. ما اگر حتی امروز در شرایط جنگی بتوانیم فرمانده فعلی ستاد ارتش اسرائیل را در خانه‌اش با یک موشک بزنیم، باز هم این کار بسیار پرهزینه است. نه فقط ما؛ حتی اگر چنین امکانی در اختیار حزب‌الله باشد و نظر ما را بخواهند، احتمالاً خواهیم گفت باید پاسخگوی تبعات جهانی‌اش باشیم. این تفاوت ملاحظات و هزینه‌ها همیشه در طرف ما وجود دارد اما برای اسرائیل وجود ندارد و این یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری تصور غلط «برتری امنیتی» اسرائیل در ذهن افکار عمومی جهان است. برخلاف ادعاهایی که مطرح می‌شود، ما و مجموعه محور مقاومت نه‌تنها «یاغی» و غیرقابل پیش‌بینی نیستیم، بلکه کاملاً در چارچوب رفتار متعارف بازیگران جهانی عمل می‌کنیم. ما اعضای قابل پیش‌بینی و عادی جامعه بین‌الملل هستیم. تنها جایی که متهم به «یاغی‌گری» می‌شویم، همان‌ جایی است که نظم‌های سلطه‌گرانه را نمی‌پذیریم و این مخالفت با سلطه، به‌ معنای بی‌قانونی یا بی‌قاعدگی نیست. اما طرف مقابل یعنی رژیم صهیونیستی تعهدی به هیچ نظم جهانی ندارد. به همین خاطر با راحتی کامل عمل می‌کند: بیمارستان را به خاک یکسان می‌کند، ۶۰۰ نفر را در چند ثانیه به قتل می‌رساند، در قانا ده‌ها زن و کودک را می‌کشد، بدون اینکه کوچک‌ترین هزینه‌ای بدهد. هیچ‌‌کس حتی اخم هم نمی‌کند. در همین جنگ اخیر، فرانسه و دیگر کشورهای غرب نه‌تنها واکنشی نشان ندادند، بلکه مناسبات ورزشی و جشن‌های عمومی‌شان هم طبق روال ادامه پیدا کرد؛ گویی قتل‌عامی رخ نداده است. حتی ایالات متحده هم در سطح نهادی جسارت چنین عملیات‌هایی را ندارد. ساختار امنیتی آمریکا اگر چنین امکان وسیعی در اختیار داشت - یعنی استفاده از زور تا این حد بی‌محابا و بی‌ملاحظه - باید نسبت به افکار عمومی پاسخگو می‌بود اما اسرائیل این محدودیت را هم ندارد. در جنایت پیجرها، هدفش خارج کردن چند هزار رزمنده حزب‌الله از میدان بود اما در کنار آنها هزاران زن و کودک کور، مجروح، متلاشی‌شده و کشته‌شده در خانه‌های‌شان بر جا گذاشت؛ نه در میدان جنگ. با این حال باز هم هیچ‌ کس بازخواستش نکرد.
حتی فراتر رفتند؛ عملیات‌های وحشیانه رژیم را تبدیل به نمایش افتخار کردند، تندیس‌های طلایی پیجر ساختند و به مجریان آن عملیات‌ها جایزه دادند، مثل مراسم اسکار! صورت نیروها را پوشاندند، یعنی خودشان هم می‌دانند امنیت ندارند اما همان‌ها را روی صحنه بالا بردند و تجلیل کردند. این رفتار نشانه قدرت نیست؛ نشانه بی‌مسؤولیتی است. وقتی هیچ تعهدی به پاسخگویی نداری، راحت‌ترین کار جهان این است که هر جنایتی را مرتکب شوی و بعد بگویی «این قدرت امنیتی من است». قدرت امنیتی جمهوری اسلامی با همه محدودیت‌ها و ملاحظات چیزی کمتر از قدرت امنیتی اسرائیل نیست. شاید حتی در بسیاری حوزه‌ها بالاتر باشد اما ما در بهره‌برداری از دستاوردهای اطلاعاتی‌مان آزاد نیستیم؛ به ‌خاطر هزینه‌های بین‌المللی، ملاحظات انسانی و سیاسی. این تفاوت بزرگ ماست. نمونه‌اش همین پرونده‌های جاسوسی اخیر؛ اتهامات اعلام‌شده را که دقت می‌کنیم، عمدتاً جمع‌آوری اطلاعات آشکار یا نیمه‌آشکار، چیزهایی که حتی خود اسرائیلی‌ها هم می‌گویند «خیلی محرمانه» نیست. هیچ‌ کدام‌شان درگیر عملیات ترور نیستند. یک مورد نشان نداده‌اند که کسی از این متهمان قرار بوده نخست‌وزیر را ترور کند، وزیر جنگ را بزند، رئیس ستاد یا رئیس آمان را هدف بگیرد؛ حتی یک مورد. شاید اگر داشته باشند، از ترس ننگ و پیامدهای داخلی‌اش پنهان کنند اما تا امروز که چیزی اعلام نکرده‌اند.

ارسال نظر
پربیننده