18/آذر/1404
|
21:23

به عبارت دیگران

میرزای‌شیرازی:
مدرس مرا به تعجب می‌افکند!

میرزای‌شیرازی که در عصر خود از فقهای بزرگ و مجتهدین درجه اول شیعه و مورد قبول مردم بوده و همان شخصیتی است که یک فتوای او نهضت علیه رژیم و تنباکو را در عصر ناصرالدین شاه به وجود آورده است و مدرس از محضرش مستفیض گشته، درباره مدرس چنین فتوا و درجه اجتهاد داده است:
«این سید اولاد رسول‌الله پاکدامنی اجدادش را داراست و در هوش و فراست گاهی من را به تعجب می‌افکند. در مدتی بسیار کوتاه از تمام هم‌درس‌هایش در گذشته و در منطق، فقه و اصول سرآمد همه یارانش می‌باشد و قوه قضاوت او در حد کمال و نهایت درستکاری و تقواست.»
حسین مکی
مدرس؛ قهرمان آزادی
بنگاه ترجمه و نشر کتاب - جلد اول، صفحه 48

***
2 رکعت عشق

چون [حسین بن منصور حلاج را] به زیر طاقش بردند، به باب‌الطّاق، پای بر نردبان نهاد.
گفتند: «حال چیست؟»
گفت: «معراج مردان، سر دار است...»
 پس دستش جدا کردند، خنده‌ای بزد.
 گفتند: خنده چیست؟
 گفت: «دست از آدمی بسته جدا کردن، آسان است؛ مرد آن است که دست صفات - که کلاه همت از تارک عرش درمی‌کشد - قطع کند.»
 پس پا‌هایش ببریدند.
 تبسمی کرد و گفت: «بدین پای، سفر خاک می‌کردم؛ قدمی دیگر دارم که هم‌اکنون سفر هر دو عالم کند؛ اگر توانید، آن قدم ببُرید.»
پس 2 دست بریده خون‌آلود بر روی درمالید و روی و ساعد را خون‌آلود کرد.
گفتند: «چرا کردی؟»
 گفت: «خون بسیار از من رفت. دانم که رویم زرد شده باشد. شما پندارید که زردی من از ترس است. خون در روی مالیدم تا در چشم شما، سُرخ‌روی باشم که گلگونه مردان، خون ایشان است.»
 گفتند: «اگر روی را به خون سرخ کردی، ساعد را باری چرا آلودی؟»
گفت: «وضو می‌سازم.»
گفتند: «چه وضو؟»
گفت: «رکعتانِ فی العشق، لا یصحُّ وضوئهُما الّا بالدّم.» (در عشق 2 رکعت است که وضوی آن درست نیاید الّا به خون).
فریدالدین عطار نیشابوری
تذکره الاولیا
محمد استعلامی
انتشارات زوّار - صفحات ۵۹۲ و ۵۹۳

***
نماینده‌ای که تا آخرین روز از مجلس حقوق نگرفت

این را خیلی‌ها هنوز فراموش نکرده‌اند که «فضل‌الله» تا آخرین روزی که نماینده مجلس بود، یک قِران از آنجا حقوق نگرفت. همیشه سرش بالا بود وقتی می‌گفت: «من تموم زندگی خودم و خونواده‌م رو از نون منبر دارم.»
حتی در وصیتنامه‌اش نوشت: «من از بیت‌المال و سهم امامی که می‌گرفتم، فقط در مواقعی که ممنوع‌المنبر بودم، استفاده می‌کردم.»
معصومه شیبانی
شهید فضل‌الله محلاتی به روایت همسر شهید
نیمه پنهان ماه، جلد 21
انتشارات روایت فتح - صفحه ٧٠

***
بلای جنس بنجل «اعتدال» بر سر هاشمی‌رفسنجانی

درست برعکس [عبدالله نوری]، اکبر هاشمی‌رفسنجانی... در اوج اطمینان خویش از یک پیروزی تضمین‌شده از سوی حکومت، دریافت که این‌بار این مردم هستند که باید شکست یا پیروزی را رقم بزنند. هاشمی‌رفسنجانی عملاً یک فرصت استثنایی برای تعویض پست سیاسی خود را از دست داد. او که همواره آموخته‌های خویش در جایگزینی مناسب [مناصب؟] در پناهگاه‌های سیاسی را با مهارت به‌کار می برد، این‌ بار دچار خطا شد.
هاشمی‌رفسنجانی که در عهد اول انقلابیگری (دهه اول) از محافظه‌کاری اجتناب می‌کرد و در روزگار خوش محافظه‌کاری (دهه دوم) بر چپ‌گرایی طعنه می‌زد، در عصر اصلاح‌طلبی، محافظه‌کاری تمام‌عیار شد که بی‌توجه به اراده ساخت اجتماعی می‌کوشید تمنای محال ساخت سیاسی برای صیانت از سنت‌های محافظه‌کارانه را برآورده کند و بدین‌ترتیب هوشمندترین فروشنده بدل کالای پررونق روزگار که در عهد چپ‌نمایی، کالای انقلاب و در عصر راست‌گرایی، متاع توسعه را رنگ‌ و لعاب زده می‌فروخت، فروشنده جنس بنجلی به نام «اعتدال» شد که حتی آن درصد رأی‌دهنده سنتی نیز به این استاد بازار سیاست نیز مشتری آن نشدند... 
حتی اگر نماینده سی‌ام تهران به پیامی در خردادماه ۷۹ مرد اول مجلس شود، او مرد آخر پارلمانی است که مردم به آن رأی داده‌اند.
محمد قوچانی 
عصر آزادگان
۲۶ اسفند ۱۳۷۸ 
صفحه ۱۲

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر