۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۲۱
استقلال با تساوی برابر ملوان به رده سوم سقوط کرد

فرصت‌سوزی

عبدالله دارابی: بزنگاه‌هایی چون تساوی بدموقع برابر ملوان است که تردیدهایی را درباره توانایی سرمربی پرتغالی استقلال- ریکاردو ساپینتو- باعث می‌شود. هرچند فرصت‌سوزی‌های مهاجمان استقلال نیز در توقف خانگی برابر سفیدپوشان انزلی تاثیر داشت اما عدم تغییر به‌موقع شیوه بازی یا نداشتن همان پلن B آبی‌پوشان و تعویض‌های نامناسبی که  تحولی در روند تیمی استقلال در این دیدار ایجاد نکرد مستقیما متوجه سرمربی تیم می‌شود؛ همانگونه که تیم استقلال به لحاظ فنی و روانی محتاج برد داربی بود اما  سوای چند موقعیتی که بازیکنانش در آن دیدار از دست دادند شخص ساپینتو نیز نتوانست از منظر تفکرات به آن نیاز فنی و روانی تیمش جامه عمل بپوشاند. وقتی ملوان از ۲ فرصتی که برابر استقلال به دست آورد و از تنها ۲ شوتی که به سمت چارچوب آنتونیو آدان زد می‌تواند به تک گل تساوی‌بخش خود برسد و استقلال از فرصت‌های متعدد گلزنی خود فقط به یک گل دست می‌یابد، یعنی یک جای کار آبی‌پوشان بدجور ایراد دارد و در صورت عدم رفع آن، موفقیت برای این تیم سرابی بیش نخواهد بود. وقتی تیم‌های مقابل استقلال با علم به نقش وینگرهای این تیم، اقدام به کنترل یا محدود کردن فضای حرکت آنها می‌کنند، چرا نباید شیوه جایگزین از سوی کادر فنی اعمال شود تا بن‌بست بازی این تیم را بشکند؟
استقلالی‌ها نیمه اول توپ‌های بسیاری را روی دروازه ملوانان آوردند، چنانکه آنها را در زمین خود حبس کرده بودند ولی فقط یک بار موفق شدند تور دروازه انزلی‌چی‌ها را به لرزه درآورند. آن همه فشار و فقط یک گل؛ چرا؟ بنا به این دلایل:
۱-  اصرار آبی‌پوشان به تکیه بر حرکات کوشکی و آسانی، انتخاب‌های آنها را در استفاده از سایر روش‌ها برای رسیدن به گل محدود کرده بود.
۲- اصرار بر این روش، متقابلا مدافعان حریف را از عدم استفاده آبی‌پوشان از سایر روش‌ها آسوده‌خاطر نمود و به طور مثال چندان نگرانی بابت باز بودن عمق دفاع خود نداشتند.
۳- ایستایی مهاجمان استقلال درون محوطه جریمه ملوان و عدم فضاسازی درست آنها هم مانع داشتن گزینه‌های دیگری جز شوت زدن برای بازیکنان کناری تیم شده بود.
۴- عامل اصلی از دست رفتن برخی موقعیت‌های آبی‌پوشان را می‌توان چارچوب نشناختن مهاجمان این تیم (حتی در سایر بازی‌های‌شان) عنوان کرد. سعید سحرخیزان- مهاجم نوک این تیم - هنوز به دلایلی که بیشتر روحی - روانی است در شناخت چارچوب دروازه موقع زدن ضربات آخر مشکل دارد و همین باعث عدم توفیقش در گلزنی است.
۵- خودمحوری بیش از حد کوشکی و آسانی که بعضا و حتی در موارد حساس از «در خدمت تیم بودن» به «در خدمت خود بودن» تمایل بیشتری نشان دادند. 
‌‌این موارد مربوط به نیمه اول می‌شود که بازی دست استقلال بود اما در نیمه دوم که ملوان فرصت عرض اندام در زمین آبی‌پوشان را پیدا کرد عقب‌نشینی شاگردان ساپینتو در این امر بسیار نقش داشت، حتی شاید بیشتر از انگیزه ملوانان. در این نیمه علیرضا کوشکی عنصر اصلی تهاجمی استقلال فروغ نیمه اول را نداشت و یاسر آسانی هم که اصلا در این دیدار آن بازیکن تاثیرگذار سابق نبود؛ آبی‌پوشان در استفاده از توپ‌های‌شان در یک سوم دفاعی حریف هم سردرگم بودند. ساپینتو پس از گل تساوی ملوان به جای اینکه جهت بهبود و تسریع روند هجومی تیمش درست تعویض کند باز محمدرضا آزادی و سپس موسی جنپو، ۲ بازیکن ضعیفش را به میدان فرستاد! آوردن این دو به بازی از مواردی است که  تردید در فهم فوتبالی سرمربی پرتغالی را افزایش می‌دهد. براستی سرمربی آبی‌پوشان از آزادی چه دیده است یا این مهاجم چه توانمندی‌ای از خود نشان داده که باید در میدان سوهان روح هواداران استقلال شود؟ جنپو هم که نحوه حرکات و کنترل توپش نشان می‌دهد مدتی باید زیر نظر یک مربی آموزش تکنیک به طور اختصاصی کار کند؛ آمدن این ۲ بازیکن تا حدود زیادی خاطر ملوان را به حفظ یک امتیازشان امیدوار کرد.

ارسال نظر
captcha