سؤالات روژه گارودی درباره مذاکره و شناسایی اسرائیل
1- اسرائیل، برای استقرار در جایی که قرار گرفته، هیچگونه مشروعیتی ندارد؛ نه مشروعیت تاریخی، نه توراتی، نه قضایی و بویژه نه اخلاقی. چه سلوک داخلی و خارجی او (نژادپرستی، توسعهطلبی، تروریسم دولتی)، از او دولتی ساخته مثل سایر دولتها و حتی یکی از بدترین آنها و شبیه به آنها که بیشترین وابستگی را با اسرائیل دارند، مثل:
- ایالات متحده، که در برابر اعراب، بدترین رفتارها را - که همانا رفتار آمریکاییها با سرخپوستان و سیاهپوستان است - در پیش گرفته و بدترین اعمال (شبیه آنچه با ویتنام کرد) را با عربها انجام داده و همان خیالبافیهای «دموکراتیک» (که در آمریکای لاتین، با حمایت وی سبب ظهور خونبارترین دیکتاتوریها شده) را به خورد اعراب میدهد.
- آفریقای جنوبی، که آپارتاید و همان استعمار کهنه را اعمال میکند.
- السالوادور، گواتمالا، اروگوئه (پناهگاه اصلی نازیهای قدیمی) که اسلحه و تجهیزات برای اعمال زور بر مردم در اختیار آنان قرار میدهد.
2- مکتب پدیدآورنده دولت اسرائیل، صهیونیسم سیاسی، نه از سنت یهودی - که فقط بهعنوان استتار و عذر توجیهی از آن استفاده میکند - بلکه از ملیتپرستی و استعمار غربی قرن 19 زاده شده و شکلی از نژادپرستی، ملیتپرستی و استعمار است.
3- این دولت از چنان ایدئولوژی خرافی و یک سلسله اعمال قهر و تروریسم، فقط از طریق یک رأی غیرقانونی سازمان ملل متحد (که در آن زمان تحت سلطه قدرتهای غربی استعماری بود) و فشارها و رشوههای بیشرمانه ایجاد شد. این کشور، نه از دسترنج کار و نیروی خود، بلکه از طریق جاری شدن سیل پول و اسلحه غرب و بویژه حمایت بدون قیدوشرط و نامحدود ایالاتمتحده زندگی کرده است. ایالات متحده از این کشور یک جزء مهم در استراتژی جهانی خود و یک کنج امن در دل خاورمیانه ساخته است.
4- دولت صهیونیستی اسرائیل، عاری از افسانههای سازنده آن و جدا از تروریسم فکری (وقتی تروریسم جسمی در کار نباشد)، بدون شأن و امتیاز و شخصیت مقدس خاص، وارد محدوده حقوق عمومی کشورها میشود. چه، تمام کشورها نیز مثل اسرائیل، نه از طریق فلان «حق»، بلکه از راه توازن و روابط قدرتها و عمل انجامشده ایجاد شدهاند.
5- بنابراین، نمیتوان تاریخ و مرزهای تصادفی کشورها را به زور گلوله توپ بازسازی کرد. پس یک راهحل واقعگرایانه بر چه میتواند استوار شود؟
6- بیمعناست که از سازمان آزادیبخش فلسطین خواسته شود بدون قیدوشرط اسرائیل را به رسمیت بشناسد، لااقل به 3 دلیل زیر:
الف: این امر به معنای این است که از فلسطینیها توقع داشته باشیم غصب زمینها و آواره کردن انسانها را که خود قربانی آن بودهاند، مشروع اعلام کنند. اسرائیل، در فلسطین بیش از هر جای دیگر میتواند دقیقاً «در صورت اجبار»، به عنوان یک امر واقع پذیرفته شود، نه اینکه به عنوان یک «حق» به رسمیت شناخته شود.
ب: اسرائیل، به خاطر ماهیت عصاره تشکیلدهندهاش (صهیونیسم سیاسی) و هویتش (تداوم غصبها و جنگها) در توسعه دائمی است و پس از هر تهاجم و هر ضمیمهسازی، به یک «فضای حیاتی قابل زیست» جدید چشم طمع میدوزد. بنابراین نمیتوان اعتبار این مرزهای «قابل اتّساع و کشآمدنی» را «به رسمیت» شناخت. از سازمان آزادیبخش فلسطین بخواهیم کدام اسرائیل را به رسمیت بشناسد؟ اسرائیل ناشی از تقسیم 1947 را که از طرف سازمان ملل متحد مشخص شده بود؟ یا اسرائیل پس از تجاوزات 1948 را که از طریق ارعاب و فاجعه دیریاسین ایجاد شد؟ یا اسرائیل سال 1967، با مرزهایی که از طریق جنگ هشداردهنده و هجوم به دست آورده بود؟ اسرائیل 1982 با تکثیر شهرکهای مهاجرنشین آن؟ یا اسرائیل ر,یاهای خودبزرگبینانه هرتزل (از فرات تا نیل) و بنگوریون (از لیتانی تا سینا)؟ یا اسرائیل آریل شارون که خواب در اختیار داشتن خاور نزدیک از ترکیه داردانل تا مصر سوئز را میبیند؟ یا اسرائیل طبق «برنامه»ی تلاشی تمام کشورهای عربی بر اساس شکافهای قومی یا مذهبی آنان؟
ج: و بالأخره، چگونه میتوان از سازمان آزادیبخش فلسطین خواست چیزی را بهطور معتبر به رسمیت بشناسد، در حالی که آن چیز حتی حق حیات این سازمان را نفی میکند؟ چگونه میتوان خواستار اقدام به شناسایی از سازمانی شد که حتی وجودش را انکار میکنند؟ رهبران اسرائیلی میخواهند با کدام مخاطب نمایندهتر دیگری طرف مذاکره قرار گیرند در حالی که حتی منتخبان فلسطینیها و شهردارهایشان - که از طرف مردمی انتخاب شدهاند که اکثریت قاطع آنان وابستگی خود به سازمان آزادیبخش فلسطین را نشان دادهاند - تماماً بهوسیله اشغالگران اسرائیلی برکنار شدهاند؟
آیا درباره تجاوزات جدید اسرائیل، از بین اعراب، مشتی «نوکر اجنبی» تحمیلی، همدستها و «خودفروختهها» و «عروسکها»یی که برای اعراب بهمثابه «حداد» برای مسیحیان هستند، مورد مذاکره قرار خواهد گرفت؟
حقیقت این است که حکام اسرائیل، از بگین تا شیمون پرز، نمیخواهند با هیچکس مذاکره کنند.
روژه گارودی
پرونده اسرائیل و صهیونیسم سیاسی
نسرین حکمی
(چاپ اول، تهران: انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، اسفند 1364) - صفحات 169 نا 171
گردآورنده، تقی دژاکام