۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۷:۳۴

به عبارت دیگران

درخواست ساواک از آیت‌الله مفتح
خامنه‌ای فردا سخنرانی کند!

مسجد جاوید تهران پس از گشایش در سال 1352 و استقرار آقای محمد مفتح به عنوان پیشنماز و سپس مدیر، توانسته بود در عرض یک‌سال‌ونیم با وجود 3 مسجد دیگر در نزدیکی خود، تبدیل به یکی از مساجد پرآوازه تهران شود. این شهرت به دست نیامده بود مگر با سخنرانی روحانیان سیاسی و چهره‌های مبارز، تشکیل کلاس‌های مختلف و جلب جوانان. 
آقای مفتح زمانی که امامت مسجد جاوید را به عهده گرفته بود، ممنوع‌المنبر بود. مسجد در 20 اردیبهشت 1352 با برپایی نماز جماعت آقای مفتح و سخنرانی شیخ فضل‌الله محلاتی گشایش یافته بود. در تیرماه سال بعد، مسجد چنان موقعیتی پیدا کرده بود که اداره کل اطلاعات و امنیت کشور در گزارشی نوشته بود مسجد جاوید و مسجد جلیلی جای اماکنی چون حسینیه ارشاد (که تعطیل شده بود) و مسجد هدایت را گرفته‌اند.
آقای خامنه‌ای اوایل تابستان آن سال نتوانست به تهران بیاید و طبق برنامه‌ای که چیده شده بود، در مسجد جاوید سخنرانی کند. گویا پدرش با این سفر مخالفت کرده بود. آقای مفتح این بار به مناسبت شهادت امام جعفر صادق(ع) از او خواست برای 2 روز 18 و 19 آبان (24 و 25 شوال) در این مکان سخنرانی کند. 
10 روز مانده به زمان موعود، آگهی آن نیز چاپ و توزیع شد. طبق معمول، حاج عباس جاوید باید به کلانتری 5 می‌رفت و برای برنامه آن 2 روز مجوز می‌گرفت اما او از این رفت‌وآمدها خسته شده بود و این بار ترجیح داد راه شمال کشور را در پیش گیرد. آقای مفتح خود دست به کار شد تا از مقامات شهربانی اجازه سخنرانی آقای خامنه‌ای را کسب کند. تلاش‌های او تا روز هجدهم به بار ننشست. موضوع را به اطلاع آقای خامنه‌ای رساند و گفت اجازه سخنرانی نخواهند داد. آقای خامنه‌ای که بلیت هواپیما گرفته بود، نیم‌بها پس داد. اما آگهی توزیع‌شده سخنرانی، [باعث شده بود] مردم در ساعت موعود مسجد را پر کنند. آقای مفتح خطاب به حاضران جملاتی را به این مضمون گفت که سخنران امشب، آقای خامنه‌ای، نتوانست بموقع در محل حاضر شود.
اجتماع آن ‌شب که خیلی زود متوجه منظور آقای مفتح شد، با سر دادن «الله اکبر» صدای اعتراض خود را بلند کرد. به گفته یکی از دانشجویان آن ‌زمان، مردم در حالی که معترضانه مسجد را ترک می‌کردند، با شعارهای ضدحکومتی پا به فرار گذاشتند. کلانتری که اوضاع را خطرناک ارزیابی کرده بود، از آقای مفتح خواست با شرایطی، مراسم سخنرانی فردا را لغو نکند؛ مبادا تظاهرات مشابهی رخ دهد. 
آقای خامنه‌ای با اصرار بعدی دکتر مفتح، بار دیگر به ‌زحمت بلیت خرید و روز نوزدهم خود را به مسجد جاوید رساند. پس از مشورت با آقای مفتح، به این نتیجه رسید که ایستاده صحبت کند و بر منبر ننشیند. اینها موجب نشد که آقای مفتح تاوان دعوت از آقای خامنه‌ای را ندهد. وی چهارم آذر در تهران دستگیر شد و آقای خامنه‌ای بیست‌ویکم ماه بعد در مشهد.
هدایت‌الله بهبودی
شرح اسم
مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
صفحات 514 و 515

***
پیشنهاد جلال به آیت‌الله فلسفی

جلال نقل می‌کرد: «تلفن زدم به منزل آقای فلسفی و گفتم من جلال آل‌احمد هستم. گفت: خیلی مایلم شما را ببینم. بعد از چند روز چند کتاب فرانسه و انگلیسی درباره سازمان‌های مسیحیت داشتم که آنها را آماده کردم و بردم. ایشان اطلاعات گسترده‌ای درباره مسائل روز داشت. این کتاب‌ها را به ایشان دادم و گفتم دستور بفرمایید دوستان‌تان اینها را ترجمه کنند و به شما بدهند و بعد هم گفتم چقدر خوب است که شما با امکاناتی که دارید،‌ رادیویی را برای قم فراهم کنید که حوزه علمیه قم هم رادیویی داشته باشد و گویندگان بروند آنجا صحبت کنند.»
غلامرضا امامی
یادآور
شماره ۳
شهریور، مهر و آبان ۱۳۸۷
صفحه ۶۴

***
رفیقْ کارت فهرست!

استالین القاب ناخوشایند بسیاری در دوران زندگی و پس از مرگ داشت اما عجیب‌ترین آنها با فاصله زیاد همان لقبی بود که لئون تروتسکی رقیب او در حزب کمونیست به وی داد. مردی که به خاطر تأسیس ارتش سرخ شناخته می‌شد. 
بر اساس روایت‌های تاریخی، وقتی استالین نخستین مقام ارشد خود را در سیاست به دست آورد: دبیر کلی حزب کمونیست، یک مأمور ساده بخش پذیرش بود. یکی از وظایف اصلی او مرتب کردن و سازماندهی تعداد زیادی پرونده بود و بدین ترتیب لقب «رفیقْ کارت فهرست» متولد شد. در نهایت، اما این استالین بود که تروتسکی را به قتل رساند!
واقعیت‌هایی جالب و باورنکردنی 
درباره ژوزف استالین
باشگاه خبرنگاران جوان
16 آبان 1399

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر
captcha