۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۲۱
هشدار شدید چین در واکنش به تصمیم آمریکا برای فروش 11 میلیارد دلار تسلیحات به تایوان

اژدهای خشمگین

حسین مهدی‌تبار:  در روزهای اخیر تنش‌های ژئوپلیتیک در منطقه آسیا - اقیانوسیه بار دیگر بالا گرفته است. ایالات متحده آمریکا اعلام کرده فروش تسلیحاتی به ارزش بیش از ۱۱ میلیارد دلار به تایوان را تصویب کرده؛ اقدامی که بلافاصله با محکومیت شدید چین روبه‌رو شد. پکن این تصمیم را نقض آشکار اصل «چین واحد» دانسته و هشدار داده چنین اقداماتی می‌تواند منطقه را به سمت رویارویی نظامی و حتی جنگ سوق دهد. این فروش شامل سیستم‌های راکتی موشک‌های دوربرد، توپخانه‌های خودران، پهپادها و سایر تجهیزات پیشرفته است که تایوان آن را برای تقویت دفاع خود ضروری می‌داند اما از دیدگاه چین، این معامله نه‌تنها دخالت در امور داخلی‌ پکن است، بلکه سیگنال اشتباهی به نیروهای جدایی‌طلب در تایوان می‌فرستد و ثبات منطقه را به خطر می‌اندازد.
این رویداد بخشی از الگوی گسترده‌تری از تقابل بین غرب به رهبری آمریکا و چین است؛ جایی که تایوان به عنوان نقطه کانونی این کشمکش عمل می‌کند. تایوان که رسماً جمهوری چین نامیده می‌شود، پس از جنگ داخلی چین در سال ۱۹۴۹ به عنوان پناهگاهی برای نیروهای ملی‌گرا عمل کرد، در حالی که حزب کمونیست در سرزمین اصلی قدرت را به دست گرفت. از آن زمان، چین تایوان را بخشی جدایی‌ناپذیر از خاک خود می‌داند و اصل «یک چین یا چین واحد» را پایه روابط بین‌المللی‌اش قرار داده است. این اصل که توسط اکثر کشورها از جمله ایالات متحده به رسمیت شناخته شده، تأکید دارد تنها یک دولت قانونی چین وجود دارد و تایوان بخشی از آن است. 
 ایالات متحده بر اساس قانون روابط با تایوان در سال ۱۹۷۹، متعهد به تأمین تسلیحات دفاعی برای تایوان است اما همزمان روابط رسمی دیپلماتیک با پکن را حفظ می‌کند. این سیاست دوگانه که گاهی ابهام استراتژیک نامیده می‌شود، اجازه می‌دهد آمریکا بدون به رسمیت شناختن استقلال تایوان، از آن حمایت کند. با این حال، در سال‌های اخیر با افزایش قدرت اقتصادی و نظامی چین، این سیاست بیشتر به ابزاری برای مهار پکن تبدیل شده است. حساسیت مساله تایوان برای چین فراتر از یک اختلاف ارضی است. برای پکن، تایوان نماد حاکمیت ملی و وحدت تاریخی است. هرگونه حمایت خارجی از تایوان، بویژه فروش تسلیحات، به عنوان تلاش برای تضعیف جایگاه چین در جهان دیده می‌شود. چین بارها تأکید کرده اتحاد مجدد با تایوان اجتناب‌ناپذیر است و ترجیحاً از طریق مسالمت‌آمیز اما در صورت لزوم با زور این کار را خواهد کرد. این حساسیت ریشه در تاریخ دارد. چین در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تحت سلطه قدرت‌های استعماری قرار گرفت و از دست دادن سرزمین‌هایی مانند هنگ‌کنگ و ماکائو را تجربه کرد. بنابراین تایوان برای چین نه‌تنها یک مساله امنیتی، بلکه بخشی از هویت ملی است.
 پکن معتقد است که فروش تسلیحات آمریکا به تایوان، نیروهای استقلال‌طلب را جسورتر  و فرآیند اتحاد را پیچیده‌تر می‌کند. در بیانیه اخیر وزارت خارجه چین، این اقدام «نقض شدید حاکمیت و منافع امنیتی چین» توصیف و هشدار داده شده می‌تواند به «رویارویی نظامی» منجر شود. 
از سوی دیگر، ایالات متحده از مساله تایوان برای پیشبرد منافع استراتژیک خود علیه چین استفاده می‌کند. آمریکا به عنوان قدرت حاکم جهانی، چین را به عنوان رقیب اصلی خود می‌بیند که در حال تهدید هژمونی‌اش است. فروش تسلیحات به تایوان بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای مهار چین است که شامل اتحادهایی مانند «اوکاس» و «کوآد» می‌شود. این اقدامات نه‌تنها تایوان را مسلح می‌کند، بلکه چین را وادار به صرف منابع بیشتر در بخش نظامی می‌کند که می‌تواند رشد اقتصادی‌اش را کند کند. 
کارشناسان معتقدند آمریکا مشتاق است چین را درگیر تنش‌های منطقه‌ای کند تا جلوی توسعه سریع اقتصادی‌اش را بگیرد. چین در ۲ دهه گذشته از یک اقتصاد نوظهور به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شده و در زمینه‌هایی مانند فناوری، تجارت و زیرساخت‌ها پیشتازی می‌کند. «ابتکار کمربند و جاده» چین که میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری در کشورهای در حال توسعه را شامل می‌شود، مستقیماً با نفوذ آمریکا رقابت می‌کند. بنابراین تایوان به عنوان اهرمی برای آمریکا عمل می‌کند تا چین را مشغول نگه دارد و از تمرکز بر رشد اقتصادی بازدارد. این وضعیت را می‌توان از منظر «تله توسیدید» بررسی کرد. این مفهوم که توسط گراهام آلیسون، استاد دانشگاه هاروارد، مطرح شده، به تمایل قدرت‌های نوظهور (مانند چین) و قدرت‌های موجود (مانند آمریکا) برای درگیری اشاره دارد، مشابه آنچه بین آتن و اسپارت در یونان باستان رخ داد. 
آلیسون در کتاب خود توضیح می‌دهد که در ۱۶ مورد تاریخی از  موارد مشابه، ۱۲ مورد به جنگ منجر شده است. درباره آمریکا و چین، تایوان می‌تواند جرقه این تله باشد. آمریکای نگران  چین، اقداماتی مانند فروش تسلیحات انجام می‌دهد تا تعادل قدرت را حفظ کند اما این کار چین را وادار به واکنش می‌کند. با این حال، آلیسون تأکید دارد که جنگ اجتناب‌ناپذیر نیست و با دیپلماسی می‌توان از آن جلوگیری کرد. در واقع، رهبران چین مانند شی جین‌پینگ بارها گفته‌اند که «تله توسیدید» واقعی نیست و ۲ کشور می‌توانند همکاری کنند. 
اما اقدامات آمریکا نشان می‌دهد که واشنگتن تمایل دارد چین را در این تله بیندازد تا برتری خود را حفظ کند. با وجود هشدارهای چین درباره رویارویی نظامی، احتمال حمله مستقیم چین به تایوان در کوتاه‌مدت کم است. تحلیلگران معتقدند چین ترجیح می‌دهد از ابزارهای دیگر برای فشار بر تایوان استفاده کند، مانند مانورهای نظامی، فشارهای دیپلماتیک و تحریم‌های اقتصادی. 
برای مثال، چین می‌تواند تجارت با تایوان را محدود کند، در حالی که اقتصاد تایوان بشدت به صادرات به چین وابسته است. تایوان بیش از ۴۰ درصد تراشه‌های پیشرفته جهان را تولید می‌کند و هرگونه اختلال می‌تواند اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد اما چین تمایلی به جنگ ندارد، زیرا هزینه‌های اقتصادی‌اش بسیار بالا خواهد بود. مطالعات نشان می‌دهد یک درگیری نظامی در تنگه تایوان می‌تواند تولید ناخالص داخلی جهانی را تا ۱۰ درصد کاهش دهد، آن هم با خسارت‌های تریلیون‌دلاری. 
بنابراین واکنش‌های محتمل چین بیشتر اقتصادی خواهد بود، مانند افزایش تعرفه‌ها بر کالاهای آمریکایی یا محدود کردن صادرات مواد کمیاب به آمریکا. این تقابل اقتصادی بخشی از جنگ تجاری گسترده‌تری بین آمریکا و چین است. از زمان روی کار آمدن دولت ترامپ، آمریکا تعرفه‌هایی بر کالاهای چینی اعمال کرده و شرکت‌هایی مانند هواوی را تحریم کرده است. چین نیز در پاسخ، بر کالاهای آمریکایی مانند سویا و هواپیما تعرفه گذاشته. 
مساله تایوان این تنش‌ها را تشدید می‌کند. اگر چین تحریم‌های اقتصادی علیه تایوان اعمال کند، می‌تواند زنجیره تأمین جهانی را مختل کند که به نفع آمریکا نیست اما می‌تواند اهرمی برای مذاکره باشد. رسانه‌های آمریکایی مانند بلومبرگ گزارش داده‌اند آمریکا با حمایت از تایوان، سعی دارد چین را درگیر کند تا از پیشرفتش در فناوری و اقتصاد جلوگیری کند. این رویکرد که گاهی جنگ سرد جدید نامیده می‌شود، بیشتر بر رقابت اقتصادی تمرکز دارد تا درگیری نظامی. علاوه بر این، نقش تایوان را در اقتصاد جهانی نمی‌توان نادیده گرفت. تایوان خانه شرکت «تی‌اس‌ام‌سی» است که تراشه‌های مورد نیاز برای گوشی‌های هوشمند، خودروها و کامپیوترها را تولید می‌کند. هرگونه تنش می‌تواند قیمت‌ها را افزایش دهد و تورم جهانی ایجاد کند. چین به عنوان بزرگ‌ترین شریک تجاری تایوان می‌داند حمله نظامی می‌تواند عواقب زیادی داشته باشد. به هر ترتیب نباید حساسیت این موضوع را صرفا به واکنش نظامی چین محدود کرد؛ با این حال روند رو به رشد توسعه نظامی چین در سال‌های اخیر نشان می‌دهد این کشور خود را برای هر سناریوی احتمالی آماده می‌کند.

ارسال نظر
captcha