مهدی مرسلی: آنچه شامگاه پنجشنبه در یادگار امام رخ داد، یک مسابقه ساده حذفی نبود؛ شبی بود که حافظه فوتبال ایران آن را با طعم تلخ و شیرین همزمان به خاطر خواهد سپرد. جایی که تراکتور با اتکا به صبر، شخصیت و یک دروازهبان شگفتانگیز، از نبردی فرسایشی عبور کرد و پرسپولیس، با وجود داشتن کلید صعود در دست، آن را ناخواسته رها کرد. شاید قرمزها همیشه محمد عمری را با مهمترین ضربه پنالتی از دست دادهاش یادآوری کنند. اگر عمری پنالتیاش را گل میکرد پرسپولیس برنده بازی میشد اما وینگر همیشه مصدوم قرمزها مغلوب بیرانوند شد و بعید است او تا سالیان سال از بار سنگین این پنالتی خارج شود.
دیدار ۲ تیم از همان ابتدا بوی احتیاط میداد. نه پرسپولیس قصد داشت بیمحابا جلو بکشد و نه تراکتور میخواست ریسک زودهنگام کند. بازی بیشتر در میانه زمین قفل شده بود و کوچکترین لغزش میتوانست همه چیز را تغییر دهد. تراکتور اما رفتهرفته جسورتر شد و با فشار تدریجی، نبض میدان را در دست گرفت؛ فشاری که بارها با واکنشهای مطمئن سیدپیام نیازمند خنثی شد و اجازه نداد بازی زودتر از موعد از دست میهمان خارج شود.
نیمه دوم نقطه چرخش بود. ضربه ایستگاهی ترابی، با اشتباه در جاگیری، تبدیل به گلی شد که سکوهای تبریز را به انفجار رساند. پرسپولیس که چیزی برای از دست دادن نداشت، دست به تغییر زد اما حملاتش بیشتر شتابزده بود تا هدفمند. دقیقههای پایانی، همان جایی که فوتبال بیرحم یا بخشنده میشود، یک کرنر همه چیز را تغییر داد و ضربه سر کنعانیزادگان، مسابقه را به وقت اضافه کشاند.
در وقتهای اضافه، ورق ظاهراً به سود پرسپولیس برگشت. اخراج مدافع تراکتور این فرصت را داد که کار تمام شود اما عجیبترین تصمیم همان جا گرفته شد: عقبنشینی! پرسپولیس به جای فشار، مکث کرد و تراکتورِ ۱۰ نفره جان گرفت. نتیجه، کشیده شدن بازی به ضربات پنالتی بود؛ جایی که منطق جای خود را به اعصاب میدهد.
در آن ماراتن نفسگیر، بیرانوند تبدیل به محور قصه شد. دروازهبانی که روزی پیراهن پرسپولیس را بر تن داشت، حالا مقابل تیم سابقش ایستاد و با مهار ضربه سرنوشتساز، صعود را امضا کرد. تراکتور برنده شد، نه فقط به خاطر پنالتیها، بلکه چون تا آخرین لحظه باور داشت. پرسپولیس اما بازنده شد، چون قدر لحظهای را که میتوانست همه چیز را تمام کند، ندانست.
* فصل فشرده، رؤیای تکجامی پرسپولیس
تبریز فقط یک ایستگاه نبود؛ جایی بود که ناگهان مسیر یک فصل تغییر کرد. پرسپولیس با سوت پایان ماراتن پنالتیها، نهفقط از جام حذفی کنار رفت، بلکه وارد مرحلهای شد که دیگر جایی برای آزمون و خطا ندارد. حالا همه چیز به یک مسیر ختم میشود، یک هدف، یک جام و ۱۶ بازی که قرار است حکم سرنوشت را امضا کنند.
پرسپولیس از همان ابتدای فصل، برخلاف سالهای گذشته، با سبدی خالیتر وارد رقابت شد. خبری از لیگ نخبگان یا لیگ قهرمانان آسیا نبود، سوپرجامی در کار نبود و جام حذفی و لیگ برتر تنها میدانهای باقیمانده محسوب میشدند. حذف زودهنگام از جام حذفی، آن هم در نخستین گام، به معنای بسته شدن یکی از همین ۲ پنجره امید بود. حالا سرخها ماندهاند و لیگی که هیچکس در آن نفس راحت نمیکشد.
بازی تبریز همه چیز داشت؛ بازگشت در ثانیههای پایانی، برتری عددی در وقت اضافه و در نهایت شکستی که بیشتر از آنکه فنی باشد، ذهنی به نظر میرسید. پرسپولیس در لحظهای که میتوانست کار را تمام کند، مکث کرد و فوتبال، طبق عادت همیشگیاش، با بیرحمی پاسخ داد. این حذف، فقط یک باخت نبود؛ هشداری بود درباره شکنندگی تیمی که دیگر حق لغزش ندارد.
اکنون اوسمار ویرا در موقعیتی متفاوت ایستاده. او تنها ۱۶ مسابقه پیش رو دارد تا پروژهاش را به سرانجام برساند. در شرایطی که سپاهان، استقلال و تراکتور همزمان در چند جبهه میجنگند و از فشردگی تقویم گلایه دارند، پرسپولیس عملاً به مسیری کمترافیک هدایت شد؛ مزیتی بالقوه که اگر درست استفاده نشود، به یک حسرت دائم تبدیل خواهد شد.
جدول لیگ اما هیچ تضمینی نمیدهد. پرسپولیس در جایگاهی قرار دارد که نه امن است و نه ناامیدکننده. فاصلهها کم است، بازیها نابرابر مانده و هر هفته میتواند معادلات را بههم بریزد. سپاهان با بازی کمتر در صدر است، استقلال و تراکتور پشت سر پرسپولیس کمین کردهاند و حتی تیمهای غیرمنتظرهای که تا دیروز فقط نقش مزاحم داشتند، حالا رؤیای بزرگتری در سر میپرورانند. این یعنی هر لغزش، بهایی چندبرابری خواهد داشت.
چالش اصلی اما فقط جدول نیست؛ ذهنیت است. پرسپولیس در فصلهای اخیر بارها تا لبه پرتگاه رفته و برگشته اما اینبار جان اضافهای در کار نیست. هواداران تیمی که به جام عادت کردهاند، حالا باید به یک هدف قانع شوند و همین، فشار را دوچندان میکند.
اوسمار باید تیمی بسازد که نهتنها از نظر فنی، بلکه از نظر روانی هم تحمل این بار را داشته باشد.
نقطه کلیدی داستان، پنجره نقلوانتقالات است. پرسپولیس با بدنی خسته و نیمکتی نهچندان عمیق وارد نیمفصل شده و تقویت نشدن، ریسک بزرگی خواهد بود. اوسمار بهخوبی میداند این آخرین فرصت است؛ نه برای ماندن، بلکه برای به جا گذاشتن یک تصویر. تصویری که یا او را بهعنوان مربیای که در شرایط سخت جام گرفت به یاد میآورند یا کسی که آخرین جام را هم از دست داد.
۱۶ بازی باقیمانده، شبیه یک راه باریک است؛ جایی که هر قدم باید حسابشده باشد. پرسپولیس دیگر نمیتواند به شانس، اشتباه رقبا یا معجزه دقیقه 90 دل ببندد. اینبار همه چیز باید آگاهانه پیش برود. لیگ برتر تنها جام باقیمانده است اما همین یک جام، میتواند همه چیز را نجات دهد یا همه چیز را بسوزاند.
حالا پرسش اصلی این است: آیا اوسمار میتواند از این مسیر مینگذاریشده عبور کند؟ پاسخ، نه در شعارهاست و نه در وعدهها؛ در همان ۱۶ شبی است که هر کدام میتواند فصل را تعریف کند. پرسپولیس مانده و آخرین جام. بازی تازه شروع شده است.
تراکتور با درخشش خیرهکننده بیرانوند پرسپولیس را از جام حذفی حذف کرد
جهان با من برقص
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها