آراز مطلبزاده: «آیینهها: شماره ۳» یک فیلم بلند آلمانی به کارگردانی کریستین پتزولد است؛ درباره یک پیانیست جوان که پس از مرگ شریک زندگیاش در تصادف رانندگی، به خانوادهای که نمیشناسد پناه میبرد اما خیلی زود از یک راز خانوادگی پرده برمیدارد و انگیزههای پشت مهربانیهایی را که به او شده، زیر سوال میبرد. این خانواده دختری داشتهاند که خودکشی کرده و حالا مادر خانواده قصد دارد «لورا» را جایگزین فرزند فقیدش کند. بازیگران این فیلم پائولا بیر، باربارا آوئر، ماتیاس برانت و انو تربس هستند و عنوان فیلم به قطعهای برای پیانو اثر موریس راول اشاره دارد. این فیلم برای نخستینبار در جشنواره فیلم کن در مه ۲۰۲۵ به نمایش درآمد و اواسط سپتامبر ۲۰۲۵ در سینماهای آلمان اکران شد. کریستین پتزولد، فیلمساز ۶۵ ساله آلمانی در این فیلم به کاوشهای عمیق روانشناختی در موضوعاتی از قبیل سوگ پرداخته و فیلمش هماکنون در فهرست نهایی جوایز فیلم اروپا ۲۰۲۶ قرار دارد.
«آیینهها: شماره ۳» با فیلمهای قبلی پتزولد، «اوندین» و «آسمان سرخ»، یک سهگانه را تشکیل میدهد. در حالی که آن فیلمها بر عناصر آب و آتش تمرکز داشتند، این فیلم عنصر هوا را بررسی میکند.
* در جستوجوی زمان از دست رفته
در جهان کریستین پتزولد، انسانها همچون سایههایی در آیینههای شکسته زمان، با تمنایی عمیق و ناشناخته برای احیای برشهایی از گذشتهشان دستوپنجه نرم میکنند. این گذشته، همچون زخمی ناپیدا که در تاروپود اکنون آنها تنیده شده، هویتشان را میسازد و درام هر داستان را از این فقدان ریشهدار برمیانگیزد، آنچنان که مخاطب را در گردابی از جذابیت احساسی و فلسفی فرومیبرد. شخصیتهای پتزولد، در نخستین دیدار، اغلب چون مجسمههایی از یخ و سکوت ظاهر میشوند؛ منزوی، سرد و غرق در رنجی شخصی و بیانناپذیر که تنها از سر ناچاری به کلام درمیآید. این رنج که ریشه در عمق گذشته دارد، همچون سایهای بر اکنون آنها افتاده و تلخی پایداری را به ارمغان آورده است. فهم جزئیات این درد، راز میل آنها به تکرار لحظات از دست رفته را برملا میسازد؛ رنجی که چون رخدادی هویتساز عمل کرده و تمام وجوه وجودیشان را تحتالشعاع قرار میدهد. از این منظر، روشن میشود چرا این شخصیتها پیوسته در جستوجوی بازتجربه گذشتهاند و چگونه اکنون با گرهای ناگسستنی به آن گذشته پیوند خوردهاند. با درک این پیوند بنیادین، معنای تمام رنگها، نورها، نواها و رایحههایی که در آثار پتزولد با تأکید شاعرانهای بر آنها انگشت نهاده میشود، بر ما آشکار میشود. «گذشته» در سینمای او، قدرتی انکارناپذیر و اساطیری دارد که بنای درام بر آن استوار است؛ گاه با سویههایی جادویی و افسانهای، همچون در «اوندین» (۲۰۲۰)، جایی که عشق خیانتدیده به قتل اساطیری ختم میشود و گاه با منطقی رئالیستی و زمینی، همانند «باربارا» (۲۰۱۲)، که تبعید و فرار را در بستری تاریخی میکاود اما در نهایت، این گذشته است که روابط، کنشها و واکنشها را شکل میدهد و درام را به پیش میراند، گویی زمان نه خطی مستقیم، بلکه دایرهای بیپایان است که در آن، هر لحظه اکنون، انعکاسی از دیروز است.
سینمای پتزولد که ریشه در موج نوی سینمای آلمان دارد و با تأثیرپذیری از افرادی چون راینر ورنر فاسبیندر و هارون فاروکی، به کاوش لایههای پنهان هویت فردی و جمعی میپردازد، همواره گذشته را به عنوان عنصری مرکزی در نظر میگیرد. در فیلمهای او، گذشته نهتنها یک خاطره محو، بلکه نیرویی زنده و پویاست که شخصیتها را به سوی تکرار الگوهای قدیمی سوق میدهد. این رویکرد که میتوان آن را با مفهوم «بازگشت جاودان» در فلسفه نیچه مقایسه کرد، در آثار پتزولد به شکلی سینمایی ترجمه میشود: شخصیتها در تلاش برای فرار از گذشته، ناخواسته به آن بازمیگردند و این بازگشت، موتور دراماتیک داستان را روشن میکند. برای نمونه، در «اوندین»، قهرمان اساطیری که از خیانت یوهانس رنجیده، در رابطه کنونیاش با کریستف به بحران میرسد و ناگزیر رسالت قتل خائن را به انجام میرساند؛ در حالی که کریستف، پس از بازگشت به زندگی، در تلاطم رویایی هویتبخش از گذشتهاش - یعنی اوندین - غوطهور است. این فیلم، با بهرهگیری از عناصر اساطیری، گذشته را به عنوان نیرویی ماورایی تصویر میکند که مرزهای واقعیت و خیال را محو میکند. پتزولد در اینجا از نورپردازی نرم و آبیرنگ برای تداعی دنیای زیرآبی افسانهای استفاده میکند، گویی گذشته همچون اقیانوسی عمیق، شخصیتها را در خود فرومیبرد. در مقابل، «ترانزیت» (۲۰۱۸) گذشتهای از دست رفته را به تبعیت از روح خود وامیدارد: ماری در خیابانهای مارسی به جستوجوی همسر گمشدهاش وایدل میپردازد و گئورک مجبور به زندگی در هویتی دزدیدهشده از گذشته میشود. این فیلم که بر اساس رمانی از آنا زیگرس ساخته شده، گذشته را در بستری تاریخی - دوران اشغال فرانسه در جنگ دوم جهانی - بررسی میکند اما با انتقال داستان به زمان حال، پتزولد نشان میدهد گذشته نهتنها تاریخی، بلکه همیشه حاضر است. دوربین پتزولد در این اثر، با حرکتهای آرام و دقیق، فضایی از تعلیق و بیقراری میآفریند که مخاطب را با شخصیتها همزادپندار میکند.
«ققنوس» (۲۰۱۴) نیز این الگو را به اوج میرساند: نلی، بازمانده هولوکاست، به جای آغاز زندگی نو با چهرهای تازه، به دادخواهی گذشته برمیخیزد، به آلمان بازمیگردد و عشق از دست رفته را میجوید. در این فیلم، پتزولد با استفاده از عناصر نوآر کلاسیک - سایههای تیره، نگاههای پرمعنا و موسیقی جاز ملانکولیک - گذشته را به عنوان زخمی جمعی تصویر میکند که نهتنها فرد، بلکه جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. بازی نینا هوس در نقش نلی، با آن نگاه پر از تردید و درد، یکی از برجستهترین اجراهای سینمای معاصر است که عمق تم هویت شکسته را نشان میدهد. حتی در «باربارا»، تبعید قهرمان به آلمان شرقی با کمک به استلا برای فرار پایان مییابد و گذشته باربارا - که در ارتباطاتش با دیگران بازتاب مییابد - انگیزه این کنش نجاتبخش میشود. پتزولد در این اثر، از رنگهای سرد و آبی آلمان شرقی برای تأکید بر انزوای شخصیتها استفاده میکند، گویی گذشته همچون دیواری نامرئی، آنها را محصور کرده است. آنچه در تمام این روایتها شگفتانگیز است، شیوه بازنمایی گذشته است. گاه در افتتاحیه فیلم، تنها چند دقیقهای از آن به تصویر کشیده میشود و گاه از طریق گفتوگوها، عناصر یادیار و نشانههای نمادین، وجوهی از آن برملا میشود. با این حال، تمرکز اصلی نه بر خود گذشته، بلکه بر تبعات آن و تمناهای شخصیتها برای بازیابی لحظات از دست رفته است - الگویی که در 4 اثر یادشده (اوندین، ترانزیت، ققنوس و باربارا) به زیبایی رعایت شده و نشاندهنده تسلط پتزولد بر روایت مینیمالیستی است.
در آثار پتزولد، سوگ نه فرآیندی خطی، بلکه چرخهای پیچیده است که شخصیتها را به سوی جایگزینیهای نامعمول سوق میدهد. این الگو، با جزئیاتی زیبا، تماشایی و دلنشین - که منحصراً به امضای سینمایی پتزولد تعلق دارد - بازتاب مییابد. با این حال، پرسش بنیادین این است: چگونه میتوان راههای نامتعارف سوگواری را از متعارفها جدا کرد؟ سینمای پتزولد با ظرافتی شاعرانه، بر این پرسش تأمل میکند و پاسخهایی لایهلایه ارائه میدهد، گویی سوگ همچون رودخانهای است که مسیرهای پنهان خود را دارد.
* واقعیتی پر از شکستگیها
«آیینهها: شماره ۳» ساخته کریستین پتزولد در سال ۲۰۲۵، روایتی آرام، ظریف و کوتاه است درباره چگونگی پایان یک سوگ عمیق، همچون آیینهای که انعکاس گذشته را در اکنون شکسته بازمیتاباند. این فیلم که در بخش Directors’ Fortnight جشنواره کن ۲۰۲۵ برای نخستینبار به نمایش درآمد، با بازی درخشان پائولا بیر در نقش لورا، باربارا آوئر در نقش بتی، ماتیاس برانت در نقش ریچارد و انو تربس در نقش مکس، به کاوش تمهای جابهجایی، جایگزینی و ترومای التیامنیافته میپردازد. فیلم با تصادفی دلخراش در یکی از روستاهای دورافتاده آغاز میشود؛ دختری جوان به نام لورا همراهش را از دست میدهد و خود با جراحتی سطحی جان به در میبرد. بتی، زنی میانسال که شاهد تصادف است، همچون فرشتهای از دل ویرانهها او را از خودرو متلاشیشده بیرون میکشد و به خانهاش میبرد. آرامآرام، لورا بخشی از ساکنان این خانه میشود و مخاطب درمییابد بتی سالها پیش دخترش یلما را بر اثر خودکشی از دست داده است. اکنون گویی لورا قرار است جایگزینی برای آن فقدان باشد؛ آنچنان که در سکانسی پراحساس، بتی اشتباها او را «یلما» خطاب میکند. بتی از لورا میخواهد همچون یلما پیانو بنوازد، لباسهایش را بر تن کند و جای عزیز از دست رفته را پر کند. پتزولد با مزهمزهکردن شاعرانه از پرسشها و پاسخها به این میپردازد که آیا چنین جایگزینی اساساً ممکن است؟ در دل این کاوش، جزئیاتی ظریف بازنمایی میشود: مفهوم «تصادف» که بار معنایی مضاعفی مییابد؛ لورا نهتنها تصادف میکند، بلکه تصادفاً وارد خانه این زن میشود.
سینماتوگرافی هانس فروم، فیلمبردار این فیلم، با استفاده از نور طبیعی نرم و رنگهای گرم روستایی، فضایی از آرامش ظاهری میآفریند که در تضاد با تنش درونی شخصیتها قرار میگیرد. جادههای پیچدرپیچ که لورا و مکس (پسر بتی) را به سوی ناشناختهها میبرند، نمادی از مسیرهای سوگ هستند که هرگز به پایان نمیرسند. در یکی از سکانسهای کلیدی، لورا به همراه مکس سوار ماشین میشود و جادهای را میپیمایند که بشدت سکانس آغازین را تداعی میکند؛ جادهای که به کجا ختم میشود؟ به کجا میپیچند؟ و مهمتر، جادهها همچنان ادامه دارند. پتزولد با زیبایی شاعرانهای این استمرار را توضیح میدهد؛ اینکه چیزی پس از سوگ ادامه دارد، چیزی پس از تبدیل حضورها به غیاب همچنان جاری است و در دل این جریان، چگونه میتوان بر این غیابها سرپوش نهاد؟ موسیقی فیلم - نواختن پیانو توسط لورا – نهتنها عنصری احساسی، بلکه ابزاری برای احیای گذشته است؛ ملودیهایی که یلما مینواخت، اکنون از انگشتان لورا برمیخیزند و خانه را پر از انعکاسهای صوتی میکنند. در سکانسی دیگر، مکس به لورا میگوید: «ما سیگنالهای ماشینها رو از کار میاندازیم، جیپیاسها رو مختل میکنیم تا پیدا نشن». فیلم اینجا با مفهوم «پیدا شدن» بازی زبانی هوشمندانهای میکند: چه چیزی در فیلم پیدا میشود؟ لورا؟ یلما؟ خود فیلم محصول یک پیدا شدن است - رابطهای از نو بازیافته که گویی ترمیمکننده یا تسکیندهنده چیزی از پیش از دست رفته است. این بازی مفهومی که ریشه در سبک مینیمالیستی پتزولد دارد، مخاطب را به تأمل در مرزهای هویت وادارد. لورا با بازی ظریف پائولا بیر که پیشتر در «اوندین» و «ترانزیت» درخشیده، شخصیتی است که بین گذشته خود و نقش تحمیلی جدید معلق میماند؛ نگاههای او، پر از تردید و کنجکاوی، عمق روانشناختی فیلم را افزایش میدهد. بتی با اجرای قدرتمند باربارا آوئر، نمادی از سوگ ناتمام است؛ زنی که در تلاش برای پر کردن خلأ، مرزهای واقعیت را محو میکند. ریچارد و مکس نیز به عنوان اعضای خانواده، لایههایی از پیچیدگی اضافه میکنند؛ ریچارد با سکوت سنگینش و مکس با شور جوانیاش که بتدریج با گذشته خانواده درمیآمیزد.
این فیلم در مقایسه با آثار قبلی پتزولد، سویهای نرمتر و انسانیتر دارد. اگر در «اوندین» گذشته اساطیری بود، در «آیینهها: شماره ۳» آن را در بستری روزمره و روستایی میبینیم؛ جایی که سوگ نه با جادو، بلکه با روابط انسانی التیام مییابد یا نمییابد. منتقدان، همچون در نقد ورایتی، فیلم را «یک درام روانشناختی مرطوب از جابهجایی، جایگزینی و کیک تازه آلو» توصیف کردهاند که اشاره به جزئیات شاعرانه پتزولد دارد. هالیوود ریپورتر نیز بر سبک ساده و نور طبیعی تأکید میکند که فیلم را به اثری «ساده و ظریف» تبدیل کرده است. وبسایت روتن تومیتوز با امتیاز تازه، آن را «یک رواندرام جذاب درباره شکستگیهای خانوادگی، هویت لغزنده و راههای دشوار رهایی از تراژدی» میداند. منتقدانی که این وبسایت مطالبشان را جمعآوری کرده، پتزولد را ستایش کردند که حفرههای داستانی را به رازهایی جذاب تبدیل میکند. فیلم از حیث عناصر بصری نیز واجد اهمیت است. پتزولد که همیشه با تدوینگر وفادارش بتینا بوهلر همکاری میکند، در «آیینهها: شماره ۳» از برشهای آرام و طولانی استفاده میکند تا مخاطب را در فضای خانه بتی غوطهور کند. خانه با دیوارهای چوبی و پنجرههایی بزرگ که نور خورشید را به داخل میتابانند، نمادی از پناهگاهی موقت است که گذشته را در خود پنهان دارد. لباسهای یلما که لورا بر تن میکند، نهتنها ابزاری برای جایگزینی، بلکه نشانهای از لایههای هویت هستند؛ پارچههایی که خاطرات را حمل میکنند و بدن جدید را با روح قدیمی میپوشانند. صدای پیانو که تنها موسیقی فیلم است، همچون پلی بین گذشته و حال عمل میکند؛ ملودیهایی که از خودکشی یلما الهام گرفتهاند و اکنون در انگشتان لورا زنده میشوند. این رویکرد دیژتیک که در آثار قبلی پتزولد نیز دیده میشود، فیلم را از موسیقی خارجی بینیاز میکند و عمق احساسی را از درون داستان استخراج میکند. تم سوگ در این فیلم با الهام از روانکاوی فرویدی، به عنوان فرآیندی ناتمام تصویر میشود. بتی در تلاش برای انحلال سوگ، لورا را به عنوان ابژه جایگزین انتخاب میکند اما این جایگزینی، همچون نظریه ملانکولیای فروید، به جای التیام، به تعمیق درد منجر میشود (سال ۱۹۱۷ فروید مقالهای با عنوان ماتم و ماخولیا [ملانکولیا] منتشر کرد که در آن میان این دو شکل از احساس ناراحتی، تمایز قائل میشد). لورا که خود از تصادف رنج میبرد، در این فرآیند به ابزاری برای سوگواری دیگری تبدیل میشود و این تعامل، لایههایی از پیچیدگی اخلاقی اضافه میکند: آیا جایگزینی، اخلاقی است؟ آیا سوگ میتواند با دیگری پر شود؟ پتزولد، بدون قضاوت، این پرسشها را مطرح میکند و مخاطب را به تأمل وامیدارد. در پایان فیلم، لورا خانواده را تنها میگذارد و زندگیاش را در شهری دیگر ادامه میدهد اما بتی همچنان میکوشد سوگ نزیستهاش را از دور، به مدد این عزیز به دست آمده، رفع کند. او را در فضای مجازی تعقیب میکند، مدعی شناخت عمیق حالش میشود و باور دارد او را بهتر از همه میشناسد. این پایان، همچون آیینهای شکسته، انعکاس تمنای ابدی پتزولد برای بازیابی گذشته را نشان میدهد؛ سوگی که نه پایان میپذیرد، بلکه در راههای نامتعارف احیا ادامه مییابد.
در نهایت باید گفت «آیینهها: شماره ۳» نهتنها ادامهای بر جهان سینمایی پتزولد است، بلکه گامی نو در کاوش سوگ و هویت است. این فیلم، با زبانی شاعرانه و ساختاری منسجم، مخاطب را به سفری درونی دعوت میکند که در آن، گذشته نه دشمن، بلکه همراهی ابدی است. پتزولد با تسلط خود بر عناصر سینمایی، اثری خلق کرده که همچون آیینهای، واقعیت انسانی را بازمیتاباند؛ واقعیتی پر از شکستگیها اما سرشار از زیبایی پنهان.
نگاهی به فیلم «آیینهها: شماره 3» که به بررسی روانکاوانه سوگ و تلاش انسان برای رهایی از آن میپردازد
کاوشی شاعرانه در باب سوگ
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها