۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۳:۰۸
چرا مداخله نظامی آمریکا در ونزوئلا یک خطای استراتژیک مرگبار است؟

دکترین‌های ناکام

فاطمه یوسفی: جان پولگا هکیموویچ (پژوهشگر و کارشناس مسائل سیاسی) اخیرا و در میانه بحران فزاینده در دریای کارائیب مطلبی را در پایگاه war on the rocks منتشر کرده که در آن با فراتر رفتن از آمارهای کمّی تسلیحاتی، به بازخوانی دکترین دفاعی نیروهای مسلح ونزوئلا (FANB) می‌پردازد و هشدار می‌دهد چرا هرگونه مداخله نظامی آمریکا در خاک ونزوئلا، برخلاف تصور واشنگتن، یک فروپاشی استراتژیک و غرق شدن در باتلاقی بی‌انتها خواهد بود. این مطلب در شرایطی به رشته تحریر درآمده که ایالات متحده با اعزام بمب‌افکن‌ها، ناو هواپیمابر «جرالد فورد»، جنگنده‌های «اف 35» و برقراری محاصره دریایی علیه تانکرهای نفت ونزوئلا، آرایش جنگی بی‌سابقه‌ای به خود گرفته است.
* ماشین جنگی آمریکا در برابر دیوار اراده
تصاویر ماهواره‌ای از حضور گسترده نیروهای آمریکایی در نزدیکی مرزهای آبی ونزوئلا در اواخر سال ۲۰۲۵ حکایت از بازگشت واشنگتن به دکترین‌های منسوخ «تغییر رژیم» دارد. با این حال، ورای هیاهوی تبلیغاتی پنتاگون، واقعیتی تلخ نهفته است؛ ماشین جنگی ایالات متحده اگرچه در نبردهای کلاسیک و فضای باز بی‌رقیب است اما در برابر مدل «مقاومت همه‌جانبه» ونزوئلا به بن‌بست خواهد رسید. ونزوئلا تحت رهبری نیکولاس مادورو، با درس گرفتن از تجربیات خاورمیانه و آسیای شرقی، ساختاری را طراحی کرده که در آن «پیروزی نظامی متجاوز» عملاً ناممکن است، چرا که در این دکترین، نبرد تازه پس از فرود آمدن نخستین بمب آغاز می‌شود.
* معماری ارتش ونزوئلا برای یک نبرد فرساینده
بسیاری از تحلیلگران غربی با تکیه بر آمارهای مربوط به فرسودگی ناوگان «سوخو ۳۰» یا تانک‌های «تی 72» ونزوئلا، به اشتباه نتیجه می‌گیرند ارتش این کشور در عرض چند ساعت فرومی‌پاشد. این یک نگاه ساده‌لوحانه به ماهیت قدرت در کاراکاس است. ارتش ونزوئلا (FANB) طی ۲ دهه گذشته از یک نیروی کلاسیک به یک نیروی «ایدئولوژیک - مقاوم» تبدیل شده است. حتی اگر نیروی هوایی و دریایی ونزوئلا در برخورد اولیه با تجهیزات پیشرفته آمریکا از کار بیفتد، هسته اصلی قدرت که شامل ۱۲۳ هزار پرسنل فعال و صدها هزار نیروی ذخیره است، به جای تقابل جبهه‌ای، به مدل «دفاع موزاییکی» تغییر وضعیت می‌دهد. این ارتش برای شکست خوردن در یک جنگ بزرگ طراحی نشده، بلکه برای «ناامن کردن اشغال» سازماندهی شده است. لایه دفاعی پنهان ونزوئلا در پدافند هوایی موشکی و سیستم‌های دوش‌پرتاب (مانند ایگلا S) نهفته است که در جغرافیای خشن این کشور، آسمان را برای هلی‌کوپترها و پهپادهای آمریکایی به جهنم تبدیل می‌کند.
* ارتش مخفی در هر کوچه؛ هر خانه یک دژ نظامی
بزرگ‌ترین خطای محاسباتی واشنگتن، نادیده گرفتن میلیشیا بولیواریا (Milicia Bolivariana) است. این نیرو که اکنون تعداد اعضای آن به بیش از ۵۰۰ هزار نفر (و در سطح بسیج توده‌ای به میلیون‌ها نفر) می‌رسد، نه فقط در پادگان‌ها، بلکه در قلب جامعه حضور دارند. آنها معلمان، کارگران و کشاورزانی هستند که برای «دفاع از حاکمیت ملی» آموزش دیده‌اند. در صورت تهاجم زمینی، سرباز آمریکایی با یک دشمن اونیفرم‌پوش روبه‌رو نیست، بلکه با خانه‌هایی روبه‌رو است که می‌توانند کمینگاهی برای اسلحه یا محل جمع‌آوری اطلاعات باشند. این نیروی عظیم، شبکه نظارتی و ضداطلاعاتی دولت را تا دورترین روستاها گسترش داده است. ایالات متحده در افغانستان با چندده هزار طالب روبه‌رو بود اما در ونزوئلا با بسیج میلیونی روبه‌رو است که بقای هویت سیاسی خود را در بیرون راندن اشغالگر می‌بینند.
* کاراکاس چگونه متجاوز را در خود می‌بلعد؟
جغرافیای ونزوئلا، بویژه پایتخت آن کاراکاس، کابوس هر نیروی مهاجمی است. محله‌های پرجمعیت بر فراز تپه‌ها (باریوها)، تونل‌ها و معماری متراکم شهری، برتری تانک‌های آبرامز یا پهپادهای شناسایی را خنثی می‌کند. طبق استراتژی «جنگ تمام‌عیار مردمی»، ارتش و نیروهای ویژه صراحتاً آموزش دیده‌اند که شهرهای بزرگ را به بن‌بست‌های جنگ شهری تبدیل کنند.
علاوه بر این، دیوسدادو کابیو و دیگر رهبران امنیتی ونزوئلا از طرح «فعال‌سازی مقاومت پایدار» سخن گفته‌اند. در این سناریو، هدف ارتش ونزوئلا حفظ مرزها نیست، بلکه ایجاد سطحی از هرج‌ومرج و «غیرقابل حکومت بودن» برای متجاوز است. آنها بخوبی می‌دانند افکار عمومی آمریکا تحمل یک جنگ چریکی طولانی با تلفات هفتگی را ندارد.
* جبهه پنهان؛ گروه‌های غیردولتی و چریک‌های متحد
یک عامل بازدارنده دیگر که ایالات متحده از آن هراس دارد، حضور گروه‌های موسوم به کلکتیووس (Colectivos) و متحدان منطقه‌ای است. کلکتیووس‌ها واحدهای ضربتی شهری هستند که پیوند ایدئولوژیک ناگسستنی با آرمان‌های بولیواری دارند. آنها برخلاف ارتش‌های مرسوم، سلسله مراتب مشخصی برای انهدام ندارند.
همزمان گروه‌های چریکی چپ‌گرا که در مرزهای مشترک با کلمبیا حضور دارند، بقای خود را به بقای دولت گره زده‌اند. در صورت حمله آمریکا، این گروه‌ها جبهه‌ای فرامرزی باز خواهند کرد که می‌تواند کل آمریکای لاتین را به بی‌ثباتی بکشاند. این به معنای سرایت جنگ به متحدان منطقه‌ای آمریکا و ایجاد بحران مهاجرتی است که مرزهای جنوبی خود ایالات متحده را در می‌نوردد.
* جاسوسان آمریکایی در ونزوئلا کور هستند
دولت مادورو طی سال‌ها با کمک متحدانی همچون کوبا، یکی از پیچیده‌ترین شبکه‌های ضدجاسوسی را در نیمکره غربی ایجاد کرده است. عملیات‌های پنهان آمریکا (Black Ops) برای خرابکاری یا ترور، در ونزوئلا به جای انهدام رژیم، به «فرصت‌های تبلیغاتی» برای دولت تبدیل می‌شود. دستگیری سریع نفوذی‌ها و نمایش اعترافات آنها ناتوانی اطلاعاتی واشنگتن را به رخ جهانیان می‌کشد.
این «دفاعِ اطلاعاتی» به دولت اجازه داده هرگونه حرکت داخلی برای همکاری با اشغالگر را پیش از نطفه خفه کند. در واقع، ارتش آمریکا در ونزوئلا کور عمل خواهد کرد، چرا که تمام شبکه انسانی (HUMINT) منطقه تحت کنترل مستقیم یا غیرمستقیم ساختارهای دفاع مردمی است.
نبرد با ونزوئلا، نبرد با یک جزیره کوچک نیست. هرگونه اقدام نظامی به معنای قطع کامل صادرات نفت این کشور و ایجاد شوک عظیم در بازار انرژی در دسامبر ۲۰۲۵ خواهد بود؛ چیزی که اقتصاد جهانی، بویژه اروپا و کشورهای در حال توسعه، تاب تحمل آن را ندارند. از سوی دیگر، افکار عمومی در آمریکای لاتین و بسیاری از نقاط جهان، مداخله آمریکا را به عنوان بازگشت به عصر استعمارگری قلمداد خواهند کرد. این امر باعث می‌شود حتی در صورت پیروزی نظامی اولیه، آمریکا در میدان دیپلماسی بین‌المللی کاملاً منزوی شود.
تحلیل جان پولگا هکیموویچ یک واقعیت بزرگ را عیان می‌کند؛ ونزوئلا از ضعف‌های نظامی کلاسیک خود، یک «قدرتِ مقاومتی» ساخته است. واشنگتن ممکن است بتواند کاخ ریاست جمهوری میرافلورس را بمباران کند اما نمی‌تواند اراده میلیون‌ها نفری را که خود را وارثان سیمون بولیوار می‌دانند، منهدم کند.
در افتادن با ونزوئلا برای ایالات متحده به مثابه مشت زدن به دود است؛ هیچ هدف متمرکزی برای نابود کردن وجود ندارد و هرچه ضربات محکم‌تر باشد، متجاوز بیشتر خسته می‌شود. ونزوئلا ثابت کرده دوران پیروزی‌های ارزان و سریع برای ابرقدرت‌ها به پایان رسیده و هرگونه تلاش برای درهم شکستن این کشور، به بهای فروپاشی نظم منطقه‌ای و شکست اخلاقی و نظامی سنگین برای آمریکا تمام خواهد شد. کاراکاس شاید در یک نبرد هوایی «ضعیف» به نظر برسد اما در یک جنگ واقعی، «غیرقابل تسخیر» است.

ارسال نظر
captcha
پربیننده