بهراد رشوند: گاهی یک لحظه در فوتبال، همه چیز را در خود جمع میکند؛ مهارت، گذشته، سکوت، احترام و در نهایت کلاس شرافت و نجابت. دیدار پرسپولیس - تراکتور از آن بازیهایی بود که پر از حاشیه، فشار و حساسیت پیش رفت اما زیباترین تصویرش نه در سکوها رقم خورد و نه در ضربات پنالتی، بلکه در چند ثانیه کوتاه، با ضربهای آرام و واکنشی آرامتر از سوی مهدی ترابی شکل گرفت.
ترابی بعد از عبور از دورهای سخت و مصدومیتی که او را مدتی از ریتم مسابقه دور کرده بود، حالا دوباره به همان چهرهای بازگشته که تراکتور هنگام جذبش در ذهن داشت. بازیکنی روان، تیز، با قدرت تصمیمگیری بالا؛ فوتبالیستی که میتواند در شلوغترین لحظات، بازی را به سمت دیگری ببرد. حضورش در ترکیب اصلی مقابل پرسپولیس تصادفی نبود. این مسابقه، صحنهای مناسب برای نمایش بازگشت کامل او بود؛ آن هم در برابر تیمی که سالها بخشی از هویت فوتبالیاش را شکل داده
بود.
گل ترابی در آغاز نیمه دوم، از جنس لحظههایی بود که در حافظه فوتبال میماند. ضربه ایستگاهیای که بسیاری انتظار داشتند به ارسال ختم شود، ناگهان به تصمیمی دیگر گره خورد. ترابی مکث کرد، زاویه را دید و راهی را انتخاب کرد که فقط بازیکنان خاص جرأت انتخابش را دارند. توپ با قوسی ظریف از میان هوا گذشت، از دسترس نیازمند خارج شد، به تیرک بوسه زد و بعد، آرام درون دروازه نشست. ضربهای که بیشتر شبیه امضا بود تا شوت؛ یکی از چشمنوازترین گلهای فصل و شاید یکی از ماندگارترین گلهای کارنامه شخصی او.
اما آنچه این صحنه را متفاوت کرد، نه فقط زیبایی گل، بلکه واکنش بعد از آن بود. در مسابقهای که احساسات در بالاترین سطح قرار داشت و در ورزشگاهی که نام ترابی هنوز برای بخشی از هواداران پرسپولیس با خاطره و برای بخشی دیگر با دلخوری گره خورده، او هیچ نشانی از هیجان بیرونی بروز نداد. نه فریاد، نه مشت گرهکرده، نه دویدنهای نمایشی. فقط بالا رفتن دستها و پنهان شدن صورت پشت پیراهن. سکوتی معنادار در دل یکی از پرتنشترین بازیهای فصل.
خیلیها ممکن بود این گل را لحظه تسویهحساب بدانند؛ پاسخی به فشارهایی که در یکونیم فصل گذشته متوجه او بود اما ترابی مسیر دیگری را انتخاب کرد. او به جای باز کردن پروندههای قدیمی، خاطرات قدیمیتری را به یاد آورد؛ سالهایی که در همین پیراهن سرخ، روزهای اوج را تجربه کرده بود. گل به پرسپولیس برای ترابی نه فرصتی برای انتقام، بلکه لحظهای برای حفظ حرمت گذشته بود.
این رفتار، دور از انتظار هم نبود. ترابی همیشه همینگونه بوده؛ کمحرف، دور از جنجال و بیمیل به حاشیه. فوتبالیستی که ترجیح میدهد پاسخها را با توپ بدهد، نه با زبان بدن اغراقآمیز. احترام، بخشی از شخصیت حرفهای اوست؛ احترامی که حتی در اوج رقابت و حساسیت هم فراموش نمیشود. شاید همین ویژگی است که او را از بسیاری از ستارههای لیگ جدا میکند.
در همان مسابقه، بازیکنانی دیگر با پیشینه پرسپولیسی، واکنشهایی کاملاً متفاوت نشان دادند. گلهای پنالتی، با شادیهای پررنگ همراه شد؛ شادیهایی که هرچند در فوتبال امری طبیعی است اما در قیاس با سکوت ترابی، تضادی معنادار ساخت. جالب آنکه گل ترابی، برخلاف آن پنالتیها، حاصل یک حرکت ناب فوتبالی بود؛ ضربهای که میتوانست هر بازیکنی را به وجد بیاورد اما او ترجیح داد خاموش بماند.
سالهاست درباره ترابی میگویند بازیکن هفتههای پایانی است؛ فوتبالیستی که هرچه به پایان فصل نزدیکتر میشویم، اثرگذارتر میشود. شاید این گزاره بیراه نباشد اما آنچه او مقابل پرسپولیس نشان داد، ثابت کرد ترابی در هر مقطع از فصل، توان تغییر مسیر بازی را دارد. اگر خوششانسی در دقایق پایانی به کمک پرسپولیس نمیآمد، امروز شاید از او به عنوان زننده گل پیروزی یاد میشد. با این حال، حتی همین گل هم تراکتور را در مسابقه نگه داشت و مانع حذف آن شد.
مهدی ترابی نشان داد میشود هم متعهد به پیراهن فعلی بود و هم گذشته را محترم شمرد. میشود گل زد، تأثیرگذار بود و همچنان مرزهای اخلاق حرفهای را حفظ کرد. شاید بسیاری انتظار داشتند او حافظهاش را از توهینها پر کرده باشد اما ترابی چیز دیگری را نگه داشت؛ خاطره روزهای خوب. همان سالهایی که فوتبالش اوج گرفت و نامش با شادیهای بزرگ گره خورد.
گاهی بزرگترین پاسخ، سکوت است و ترابی، این را بهتر از خیلیها بلد است.
درباره گلزنی ترابی به پرسپولیس و درسی که به دیگران آموخت
نجابت چشمنواز
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها