رها عبداللهی: روز میلاد حضرت زهرا سلاماللهعلیها جمع مداحان در خدمت مقام معظم رهبری شعرخوانی کردند تا از ایشان و جدشان صله بگیرند. مداح خوزستانی هم از ارادت و وفاداری خوزستانیها پای انقلاب گفت و سپس گلایهای شاعرانه از بیتوجهیها به آلودگی هوای خوزستان طرح کرد. مقام معظم رهبری در پایان بیانات آن روزشان اشارهای به این شعر کرده و فرمودند: «کمبود زیاد داریم؛ اشاره کردند به گرد و غبار خوزستان؛ این یکی از کوچکترینهایش است. کمبودهای بیشتری هم در کشور وجود دارد اما کشور دارد جلو میرود، دارد پیش میرود».
این واکنش شاید برخلاف انتظار برخی بود و البته موجب سوءاستفاده برخی هم شد اما به هیچوجه منافاتی با توجه مقام معظم رهبری به موضوع آلودگی هوای خوزستان و مشکلاتی که برای مردم به وجود آورده نداشت. چنانکه ایشان علاوه بر تذکرات غیرعلنی به مسؤولان، در مواردی به صورت علنی به این موضوع واکنش نشان دادهاند. به عنوان مثال زمستان ۱۳۹۵ که همزمانی گرد و غبار هوا با رطوبت ناشی از مه و کوتاهی و ترک فعل مدیران دولتی وقت موجب مختل شدن تجهیزات توزیع برق و خاموشیهای مکرر و طولانی در اهواز شده بود، ایشان به صورت فوقالعاده در بیانات درس خارج فقه ۲ اسفندماه به این موضوع واکنش نشان دادند، قطع آب و برق و وسایل ارتباطی در هوای سرد را از مشکلات دلخراش و بسیار سخت مردم برشمردند و فرمودند: «مسؤولان وظیفه دارند به این مشکلات رسیدگی کنند و اگر کسی به فکر مردم باشد، نمیتواند در مقابل مسائل دشوار خوزستان راحت بماند و این وظیفه قطعی، فوری و همیشگی حکومتهاست که به فکر مردم باشند».
پرواضح است مشکلات و مسائلی که مردم با آنان درگیرند، همواره برای معظمله اهمیت داشته و به مقطع خاصی اختصاص ندارد اما این تفاوت در مواجهه و تاکیدی که مقام معظم رهبری در روز میلاد حضرت زهرا در انتهای بیاناتشان داشتند که «با وجود مشکلات ما در حال پیشرفتیم»، حاوی نکات و اشارات مهمی است. نکاتی که به ذهن نگارنده میرسد در ۳ بخش قابل تبیین است.
1- آرایش جنگی
آرایش جنگی در تبلیغات، عنوان فرمانی بود که مقام معظم رهبری در بیانات روز میلاد حضرت زهرا خطاب به جبهه انقلاب و کارگزاران مقاومت فرمودند. این آرایش جنگی باید مطابق نظم و هدفی که دشمن در جامعه ما به سمت آن تمرکز کرده و در حال عملیات است قرار بگیرد؛ همانطور که در عرصه نظامی چنین است. اسناد و گزارشهای منتشر شده اندیشکدهها و موسسات امنیت ملی آمریکا نشان میدهد آنان معتقدند گزینه نظامی نتوانسته مسیر برنامههای ایران را کُند کند و مساله فعلی بعد از جنگ ۱۲ روزه، رقابت بر سر روایتها و ذهن جوانان ایرانی است. مقام معظم رهبری جبهه دشمن را جبههای وسیع و فعال در این زمینه توصیف کرده و فرمودند: «برای این دارند کار میکنند؛ دارند تلاش میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند؛ نمیگویند، لکن ما میدانیم. نویسنده، هنرمند، کتابنویس، رماننویس، هالیوود و غیر اینها را به کار میگیرند، از ابزارهای گوناگون استفاده میکنند برای اینکه ذهن جوان ایرانی را تغییر بدهند». در چنین شرایطی که خط درگیری خطرناک و تعیینکننده مشخص است، قطعا غافل شدن از محل نزاع و پرداختن به مسائل دیگر خیانت محسوب میشود. مثل این است که در میدان جنگ وسط زد و خورد، به باز بودن بند پوتین سرباز گیر بدهیم؛ گیر دادنی که در پادگان و در شرایط امنیت لازم و در میدان جنگ مضحک است. پاسخ رهبری به مداح خوزستانی یعنی اینکه الان وقت گلهمندی نیست؛ اگر بنا به گلهمندی باشد، من از شما بهتر میدانم آلودگی هوا کمترین مشکلی است که این روزها مردم دارند با آن دست و پنجه نرم میکنند اما الان وقتش نیست. وقت حرف زدن از پیشرفتهای ایران است. وقت نمایش قدرتی است که اسلام و مفاهیم اسلامی در ایران به وجود آورده. وقت گرفتن آرایش جنگی در تبلیغات است. باید به روی نقطهای که دشمن هدف گرفته تمرکز کنید و آن نقطه را تقویت کنید. آن نقطه کجاست؟ تغییر ادراک، باور و حافظه جمعی. اگر دشمن ذهن مردم ما را تسخیر کند، دیگر حتی با موشک هم نمیتوانیم امنیت خود را تأمین کنیم! اگر با برجستهسازی یا بزرگنمایی مشکلات، ادراک جامعه به سمت بنبست انقلاب و ناکارآمدی مفاهیمش رفت، انگیزه مردم برای ایستادگی افت میکند. در چنین وضعیتی «آرایش رسانهای» در جهت بازنمایی ایران قوی و رو به جلو یک ضرورت امنیت ملی است.
پس حالا که میدان جنگ عرصه باورهاست، باید فتیله مطالبهگری را پایین کشید و بابت اشکالات و خطاهای مدیران، خطاهایی که بعضا این روزها مشکلاتی چون گرانی افسارگسیخته، مشکلات زیستمحیطی و نابسامانی فرهنگی را به وجود آورده، سکوت کرد؟ پاسخ را با مقدمهای در بخش بعدی بررسی میکنیم.
2- دوگانه نقد و حمایت؟!
مقام معظم رهبری بویژه پس از جنگ ۱۲ روزه مکرر بر ۲ مساله تاکید داشتند: یکی مساله مراقبت از اتحاد و همصدایی به وجود آمده پس از جنگ و دیگری حمایت از خدمتگزاران کشور بویژه رئیسجمهور و دولت ایشان. این در حالی است که میدانیم دولت ضعفهای زیادی هم دارد اما با این حال حضرت آقا روی نقاط قوت دولت یعنی پرکاری شخص رئیسجمهور و ادامه برخی طرحهای نیمهتمام دولت شهید رئیسی دست گذاشته و خواستار حمایت از این اتفاقات شدند. چند سوال: آیا این همه تاکید به معنای آن است که رسانهها به توجیهکننده خطاهای دولت تبدیل شده و سپر مدیران بعضا ناکارآمد شوند؟ همه میدانیم بسیاری از افکار عمومی تحت تاثیر رسانههای زردی است که شبانهروز روی نقاط ضعف و سیاهنمایی و بزرگنمایی مشکلات حتی با تمسک به اخبار نادرست تمرکز دارند تا مردم با تمام وجود احساس بدبختی کنند؛ آیا رسانههای انقلابی باید از پرداختن به مشکلات مردم فاصله بگیرند و با ارائه تصویر بیخبری از مشکلات، فضا را بیش از پیش به آن رسانهها واگذار کنند؟ آیا اساسا همه چیز در رسانه است و مردم خودشان از بالا رفتن روزانه قیمتها بیخبرند؟ در این شرایط عدم ورود رسانههای انقلابی به مطالبه از مسؤولان به نفع کشور است؟ اگر خیر، این مطالبهگری چگونه با آرایش جنگی رسانهای و حمایت از دولت یعنی ۲ فرمان مؤکد مقام معظم رهبری قابل جمع است؟
واقعیت این است که مقام معظم رهبری نهتنها با نقد و مطالبهگری مخالف نیستند، بلکه آن را یک فرصت میدانند. ایشان بویژه در دهه ۹۰، در سخنرانیهای متعددی شاخصهای نقد و مطالبهگری صحیح را بیان کردند تا این فضا را به یک مزیت برای پیشرفت کشور تبدیل کنند. متاسفانه فضای مطالبهگری و عدالتخواهی، در بسیاری موارد از معیارهای حضرت آقا فاصله دارد. برخی از این معیارها را به جهت اختصار، بدون ارجاع به متن و تاریخ بیانات رهبری مرور میکنیم:
- دلسوزانه و دوستانه بودن نقد که هم شامل ادبیات نقد میشود و هم ساختار آن که یأسآفرین نباشد و امید اصلاح را از بین نبرد.
- مسؤولانه بودن؛ یعنی با در نظر گرفتن خدا و عاری بودن از اغراض شخصی. حضرت آقا در این مورد به کسانی اشاره کردند که یک دهه یا بیشتر در کشور همهکاره بودهاند و بعد از پایان مسؤولیت تبدیل میشوند به مخالف.
- راهکار ارائه دادن؛ راهکار و پیشنهاد متقن داشتن خط تمایز «نقد» و «نِق» است. نقدی که راهکار جایگزین ارائه میدهد، باعث پیشرفت کشور و نق باعث بنبستنمایی کشور است.
- حاوی منطق و استدلال درست باشد؛ تند و تیز و پرسر و صدا بودن، بدون ارائه منطق درست، کمکی به اصلاح نمیکند، بلکه به تعبیر حضرت آقا بند دل مخاطب را پاره میکند که «آقا همه چیز از دست رفت»!
- توجه به نقاط مثبت و روایت آن، همزمان با نقد نقاط ضعف؛ این معیار در شرایط فعلی اهمیت بیشتری مییابد. مقام معظم رهبری فرمودند «دولت در شرایط سختی است». خود رئیسجمهور هم بارها در تریبونهای رسمی درباره ضعف دولت در مواجهه با شرایط درد دل کرده. در این شرایط باید به دولت کمک کرد با وجود ضعفهایش کار کشور را در حد توانش جلو ببرد و تحت تأثیر فشارهایی که میدانیم بیشتر از همه از سوی حامیان سابقش است، کم نیاورد و کشور را با بحران مواجه نکند. توجه رسانهها به نقاط مثبت، به کارگزار نیرو میدهد. این واقعیت را باید قبول کنیم.
- اعتراض به یک مدیر یا یک سیاست دولت، اعتراض به نظام تلقی نشود؛ در بسیاری موارد ادبیات نقد حتی در رسانههای انقلابی به گونهای است که مخاطب آن را اعتراض به نظام تلقی میکند. این همان چیزی است که دشمن انتظارش را دارد تا صحنه را صحنه ناامیدی همگان، حتی حامیان نظام از آینده جمهوری اسلامی بازنمایی کند.
- با ذکر جزئیات باشد تا مخاطب اشکال یکی از اجزای یک دستگاه را به اشکال تمام آن دستگاه، بلکه اشکال کل کارگزاران و مدیران و دستگاهها تعمیم ندهد.
- فضای مطالبهگری پیشانی رسانه را به نزاع تبدیل نکنند. گاه پیش میآید بحث و دعوا در یک مناظره سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی و دینی تا چند روز تمام رسانهها را فرامیگیرد. این حتی اگر در جهت جهاد تبیین باشد، منافی تصویر وحدت است.
اگر توجه کرده باشید در ۶ ماه گذشته حضرت آقا در مواردی در سخنرانیهای عمومی تذکرات و انتقاداتی به دولت و مسؤولان و دستگاههای مختلف داشتهاند. پس درست نیست توصیه ایشان به حمایت از دولت را به معنای مخالفت ایشان با انتقاد و مطالبهگری به طور کلی بدانیم اما نکته اینجاست که اولا ادبیات نقد و مطالبهگری رهبری با ادبیات رایج این روزها فاصله بسیاری دارد و ثانیا ایشان با تأکیدشان بر حمایت از دولت و پرداختن به پیشرفتها دارند به جامعه انقلابی نهیب میزنند که مبادا مشکلات، شما را از آرایش رسانهای غافل کند.
3- روایت پیشرفت گمشده این روزها
ضعف در روایت پیشرفت، یکی از انتقاداتی است که رهبر معظم انقلاب بویژه در چند سال اخیر بسیار آن را تکرار کردهاند و بارها به دولتها بابت کوتاهی در این امر مهم تذکر دادهاند. پیشرفتی که جامعه از آن آگاه نباشد، نمیتواند منجر به تولید عزت ملی و امید و بازتولید سرمایه انسانی شود. یک سوال: آیا در شرایط مشکلات شدید اقتصادی، روایت پیشرفت جایگاهی دارد؟
روایت پیشرفت یعنی روایت فراز و نشیب؛ یعنی روایت رو به جلو بودن با وجود شکستها و زمین خوردنها. وقتی افکار عمومی، جامعه را رو به جلو بداند، زمین خوردنها، خطاها و کاستیها و حتی توقفهای مقطعی را شکست و پسرفت تعبیر نمیکند و امیدش را از دست نمیدهد. قطعاً در شرایطی که مردم روزانه با مشکلات ریز و درشت معیشتی دست و پنجه نرم میکنند، روایت پیشرفت سخت اما ضروریتر است. به پاسخ حضرت آقا به مداح خوزستانی برگردیم: «کمبود زیاد داریم اما کشور دارد جلو میرود، دارد پیش میرود. ملت ایران دارند روز به روز برای اسلام آبرو درست میکنند، البته تحولات بزرگ در یک کشور به چشم نمیآید، چون تدریجی است، چون طولانیمدت است - کوتاهمدت نیست و در یک لحظه انجام نمیگیرد تا انسان ببیند؛ بتدریج انجام میگیرد- اما من میخواهم عرض کنم به توفیق الهی بتدریج جامعه پیشرفت میکند».
روایت مداوم پیشرفتها باعث میشود انگاره ذهنی رو به جلو بودن کشور با وجود مشکلات، به چشم جامعه بیاید. وقتی مخاطب از یک اتفاق مهم و یک دستاورد باخبر میشود و اهمیت آن را در ارتقای سطح زندگی مردم میفهمد، این شناخت، عزتمندی و امید را به هویت او میافزاید. اثر روایت پیشرفت بر بهبود هویت ملی جامعه قطعا از وقایعی مثل پیروزیهای تیم ملی فوتبال در مسابقات عمیقتر و پایدارتر است. روایت پیشرفت امکان تکرارپذیری اتفاقات خوب را در اذهان ایجاد میکند و منحصربهفرد بودن آن را از بین میبرد و امکان رو به جلو بودن را تثبیت میکند.
راز جواب رهبر انقلاب
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها