۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۶:۱۵
وقتی اولویت‌ها برای تاجرنیا در استقلال جابه‌جا می‌شود و وی عوض ترمیم کمبودها فکر نمایش با شب یلداست!

مدیریت صحنه‌ای

علی دارایی: استقلال این روزها بیش از آنکه درگیر فوتبال باشد، اسیر حاشیه‌هایی است که ریشه آن نه در زمین چمن، بلکه در اتاق‌های تصمیم‌گیری قرار دارد. باشگاهی با این سابقه، این تعداد هوادار و این اندازه مسؤولیت اجتماعی، امروز در نقطه‌ای ایستاده که هر حرکت مدیریتی‌اش زیر ذره‌بین افکار عمومی قرار می‌گیرد.  برگزاری مراسمی پرهزینه و پرزرق‌وبرق با عنوان «شب یلدا» نه‌تنها آرامش به همراه نداشت، بلکه موج تازه‌ای از پرسش‌ها و تردیدها را به‌دنبال آورد. مساله این نیست که چرا استقلال برای پیشکسوتان خود مراسم می‌گیرد یا چرا از مناسبت‌های فرهنگی استفاده می‌کند. پرسش اصلی «زمان» و «اولویت» است. استقلال که هنوز با بدهی‌های انباشته، پرونده‌های حقوقی باز و ناهماهنگی‌های اجرایی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چطور به این جمع‌بندی رسیده که حالا بهترین مقطع برای هزینه‌کرد در برنامه‌هایی است که خروجی ملموس فنی یا ساختاری ندارند؟ باشگاهی که نامش با تأخیر در پرداخت مطالبات، پنجره بسته نقل و انتقال، بلاتکلیفی قراردادها و سردرگمی اداری گره خورده، بیش از هر چیز نیازمند تمرکز، صرفه‌جویی و تصمیم‌های دقیق است. هوادار استقلال حق دارد بپرسد آیا هزینه‌ برای یک مراسم تشریفاتی، گرهی از مشکلات مزمن باشگاه باز می‌کند؟ آیا این برنامه‌ها به بهبود ساختار اداری، کاهش بدهی‌ها یا تثبیت آینده تیم کمک می‌کند؟ در این میان، نقش سرپرست مدیرعاملی باشگاه پررنگ‌تر از همیشه مورد توجه قرار گرفته است؛ به اصطلاح مدیری که طی ماه‌های اخیر، حضورش در قاب‌های رسانه‌ای و مراسم رسمی بیش از اقدامات اجرایی ملموس به چشم آمده. همین موضوع باعث شده تصویری شکل بگیرد که استقلال نه با مدیریت بحران، بلکه با «مدیریت تصویر» اداره می‌شود؛ رویکردی که در آن دیده‌ شدن و دوربینی بودن(!) مهم‌تر از نتیجه است. تناقض‌ها زمانی عمیق‌تر می‌شود که باشگاه در ساده‌ترین وظایف اداری خود نیز دچار مشکل است. ناتوانی در سامان‌دهی امور قانونی بازیکنان خارجی، بی‌نظمی در مکاتبات رسمی و حاشیه‌هایی که مستقیماً از ضعف اجرایی نشأت می‌گیرد، نشان می‌دهد مساله استقلال کمبود مراسم نیست؛ کمبود نظم، برنامه و پاسخگویی است. وقتی چنین خلأهایی وجود دارد، طبیعی است برگزاری مراسم پرهزینه به‌جای ایجاد همدلی، فاصله و نارضایتی ایجاد کند. هوادار استقلال از خود می‌پرسد: چگونه باشگاهی که برای حل پرونده‌های ابتدایی زمان و انرژی کافی ندارد، می‌تواند منابع مالی و ذهنی خود را صرف برنامه‌هایی کند که بیشتر جنبه نمایشی دارند؟! این پرسش، نه از سر بدبینی، بلکه از دل تجربه سال‌هایی می‌آید که استقلال بارها تاوان تصمیم‌های نادرست مدیریتی را داده است. در کنار این مسائل، برخی رفتارها و جهت‌گیری‌ها گمانه‌هایی را تقویت کرده که فراتر از مدیریت ورزشی است. شائبه استفاده از نام و اعتبار استقلال برای دیده‌ شدن فردی یا ساختن وجهه‌ای تبلیغاتی، موضوعی نیست که بتوان به‌سادگی نادیده گرفت. استقلال یک برند شخصی نیست؛ یک سرمایه ملی است که هزینه اشتباه در آن را میلیون‌ها نفر با احساس و اعتماد خود می‌پردازند. مشکل استقلال امروز، کمبود مراسم یا برنامه فرهنگی نیست؛ مشکل، فقدان اولویت‌بندی روشن است. باشگاهی با این حجم بحران، پیش از هر چیز نیازمند شفافیت مالی، پاسخگویی مدیریتی و بازسازی اعتماد است. اعتماد هواداری که سال‌هاست وعده شنیده اما ثبات ندیده، برنامه دیده اما جام لمس نکرده است. مدیریت استقلال، بیش از هر زمان دیگری باید از سطح نمایش فاصله بگیرد و به عمق عمل برسد. هواداران این تیم انتظار ندارند همه مشکلات یک‌شبه حل شود اما انتظار دارند مسیر درست انتخاب شود. مسیری که در آن پول باشگاه صرف خاموش‌ کردن بحران‌ها شود، نه روشن‌ کردن نورافکن‌ها و دوربین‌ها! استقلال اگر قرار است دوباره به جایگاه واقعی خود بازگردد، باید از مدیریت صحنه‌ای عبور کند؛ مدیریتی که به‌ جای قاب عکس، به کارنامه فکر کند و به‌جای مراسم، به ساختن آینده. 

ارسال نظر
captcha