بهراد رشوند: پرسپولیس، فصل جاری بیش از هر زمان دیگری با یک تناقض عجیب زندگی میکند؛ تیمی که از نظر ساختار، تجربه و کیفیت فردی، همچنان در جمع مدعیان اصلی قرار دارد اما در لحظات کلیدی، به بازیکنانی برمیخورد که انگار تصمیم گرفتهاند دیده نشوند. در میان تمام این نامها، اوستون ارونوف جایگاه ویژهای دارد؛ فوتبالیستی که روزی نماد تفاوت بود و حالا تبدیل به علامت سؤال شده است.
هافبک ازبک زمانی به پرسپولیس آمد که تیم به بازیکنی نیاز داشت که بتواند قفل بازیهای بسته را باز کند. او همان مهرهای بود که با یک حرکت، یک دریبل یا یک تصمیم غیرمنتظره، سرنوشت مسابقه را تغییر میداد. همین تصویر باعث شد نامش خیلی زود در ذهن هواداران حک شود اما فوتبال، حافظهای بیرحم دارد؛ گذشته را فقط تا جایی به یاد میآورد که حال، آن را تأیید کند.
* وقتی بدن آماده است اما ذهن نه
یکی از مهمترین تفاوتهای ارونوف این فصل با نسخه قبلیاش، وضعیت جسمانی اوست. برخلاف گذشته، دیگر کمتر خبری از مصدومیتهای پیدرپی یا بازگشتهای نصفه و نیمه هست. او اغلب در تمرینات حضور داشته، در لیست بازیها بوده و فرصت کافی برای نشان دادن تواناییهایش پیدا کرده است. همین مساله، سطح انتظار را بالا میبرد؛ چون وقتی بازیکنی سالم است، دیگر جایی برای توجیه باقی نمیماند.
اما آنچه در زمین دیده میشود، فاصلهای محسوس با این انتظار است. ارونوف در بازیهای کمفشار هنوز میتواند مؤثر باشد اما هرچه درجه اهمیت مسابقه بالاتر میرود، حضورش کمرنگتر میشود. انگار در لحظاتی که بازی نیاز به جسارت و ریسک دارد، او ترجیح میدهد محافظهکار باشد. این تضاد، بیش از هر چیز، ذهنی به نظر میرسد؛ بدنی که آماده است اما ذهنی که هنوز تصمیم نگرفته رهبر زمین باشد.
فوتبال مدرن، از ستارهها فقط تکنیک نمیخواهد. در بازیهای بزرگ، کیفیت ذهنی حرف اول را میزند. بازیکن باید بتواند فشار سکوها، سنگینی نتیجه و سختگیری حریف را مدیریت کند. این همان جایی است که ارونوف هنوز قانعکننده ظاهر نشده است.
* مهارشده یا محدودشده؟
بخش دیگری از ماجرا، به تغییر نقش ارونوف در ساختار تیم برمیگردد. او دیگر آن بازیکن کاملاً آزاد فصل قبل نیست. وظایف تاکتیکی بیشتری دارد، باید در پرس تیمی مشارکت کند و گاهی به جای حمله مستقیم، در خدمت حفظ نظم بازی باشد. این تغییر، شاید از نگاه کادر فنی ضروری باشد اما به همان اندازه از خلاقیت او کاسته است.
رقبا هم بیکار ننشستهاند. ارونوف حالا کاملاً شناخته شده است. مدافعان میدانند اگر فضا به او بدهند، خطرناک میشود. به همین دلیل، معمولاً با پوشش چندلایه، مسیر حرکتش را میبندند و او را به کنارهها میکشانند. در چنین شرایطی، بازیکن یا باید راهحل تازه پیدا کند یا به مرور محو میشود. نشانهها میگوید ارونوف فعلاً در حالت دوم قرار دارد.
مشکل این است که وقتی یک ستاره مهار میشود، انتظار میرود با تصمیمهای هوشمندانه، پاسهای کلیدی یا حتی جابهجایی در زمین، تأثیرش را حفظ کند اما ارونوف در بسیاری از بازیهای بزرگ، حتی در این زمینه هم اثرگذار نبوده! اینجاست که بحث از «محدود شدن» فراتر میرود و به «گم شدن» میرسد.
* آزمون شخصیت در شبهای بزرگ
بازیهای بزرگ، محل آزمون شخصیت فوتبالیستهاست. تاریخ فوتبال پر است از بازیکنان مستعدی که هرگز نتوانستند در این صحنهها بدرخشند و برعکس، نامهایی که شاید از نظر فنی متوسط بودند اما در شبهای حساس، قهرمان شدند. ارونوف در این دوراهی قرار گرفته. پرسپولیس در ادامه فصل، وارد مسیری میشود که هر لغزش میتواند بهای سنگینی داشته باشد. در چنین فضایی، تیم به بازیکنانی نیاز دارد که مسؤولیت بپذیرند و در لحظه فشار، عقب نکشند. ارونوف یکی از معدود نفراتی است که توانایی فنی انجام این کار را دارد اما فوتبال فقط «توانستن» نیست؛ «خواستن» هم هست.
اگر او نتواند در این مقطع، تصویر تازهای از خود بسازد، خیلی زود به بازیکنی تبدیل میشود که فقط در خاطرات از او یاد خواهد شد؛ خاطراتی از دریبلها، حرکات ناگهانی و بازیهایی که روزی سرنوشتساز بود اما اگر تصمیم بگیرد از سایه بیرون بیاید، هنوز فرصت دارد داستانش را عوض کند.
زمان به سرعت میگذرد و صبر فوتبال کوتاه است. ستارهها یا در بازیهای بزرگ متولد میشوند، یا آرامآرام از ذهنها پاک خواهند شد. حالا نوبت ارونوف است که انتخاب کند؛ خاموش بماند یا دوباره روشن شود.
چرا ارونوف در بازیهای بزرگ محو میشود؟!
بزرگمرد بازیهای کوچک
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها