بنیا فرید: اتفاقاتی که در حاشیه تقابل تراکتور و پرسپولیس رخ داد، نه یک حادثه مقطعی بود و نه نتیجه هیجان لحظهای یک بازی حساس. آنچه بار دیگر خود را نشان داد، شکست ساختاری سازوکار انضباطی در فوتبال ایران است؛ ساختاری که سالهاست بهجای مهار بحران، به بخشی از چرخه تولید آن تبدیل شده است. احکامی که قرار بود بازدارنده باشند، امروز بیشتر شبیه اعلام حضور نمادین قانونند؛ قانونی که هست اما موثر نیست!
سالهاست هر بار تنش در فوتبال ایران بالا میگیرد، نسخهای تکراری روی میز میآید: تهدید به کسر امتیاز، جریمههای مالی سنگین و محرومیتهای تعلیقی اما تجربه نشان داده این نسخه نهتنها درد را درمان نکرده، بلکه در مواردی به جسورتر شدن متخلفان هم انجامیده است. بازی اخیر تراکتور و پرسپولیس فقط یک مثال تازه از همین چرخه معیوب بود.
مشکل از جایی آغاز میشود که قانون، برای همه یکسان اجرا نمیشود. وقتی چهرههای شناختهشده فوتبال، چه در قامت بازیکن و چه در جایگاه مدیر یا مشاور، در ملأعام از ادبیات توهینآمیز استفاده میکنند و واکنش نهادهای قضایی به چند جلسه محرومیت معلق یا جریمهای به راحتی قابل پرداخت خلاصه میشود، پیام روشنی به بدنه فوتبال مخابره میشود: تخلف پرهزینه نیست؛ اگر نامدار باشی.
در چنین فضایی، انتظار کنترل رفتار از سوی بازیکنان جوانتر، نیمکتها یا حتی سکوها، بیشتر به شوخی شبیه است. وقتی الگوهای رسمی فوتبال بدون برخورد جدی رها میشوند، بیانضباطی بهسرعت از بالا به پایین سرایت میکند. قانون اگر در رأس سست اجرا شود، در بدنه فرومیریزد.
از سوی دیگر، تکیه افراطی بر جریمههای مالی، عملاً کارکرد خود را از دست داده. پول، برای برخی باشگاهها و افراد، نه ابـزار تنبیـــه، بلکــــه هزیـنهای قـابـل پیشبینی است؛ هزینهای که پرداخت میشود تا رفتار نادرست ادامه پیدا کند! مجازاتی که اثرش فقط در حسابداری دیده میشود، نه در اصلاح رفتار، نمیتواند بازدارنده باشد.
ضعف دیگر، برخوردهای گزینشی و زمانپریش با اظهارنظرها و بیانیههای تحریکآمیز است. در هفتههای اخیر، ادبیاتی از سوی برخی باشگاهها و عوامل رسمی شنیده شد که مستقیماً بر آتش سکوها بنزین ریخت. با این حال، واکنش نهادهای مسؤول یا بسیار دیر بود یا به تذکرهایی بیاثر محدود شد. این انفعال، عملاً چراغ سبز تکرار همان رفتارهاست.
تناقضها زمانی آشکارتر میشود که برخوردها دوگانه به نظر میرسند؛ احضار فوری مقام رسانهای باشگاهی در کنار سکوت در برابر رفتــار مشابـه مقـام رسانـهای باشگاهی دیگـر. چنین رویکردی، بیش از آنکه قانون را تقویت کند، اعتبار آن را فرسایش میدهد. قانون اگر سلیقهای اجرا شود، دیگر قانون نیست؛ ابزار است.
ضربه نهایی اما جایی وارد شد که یکی از شدیدترین احکام انضباطی، یعنی محرومیت هواداران، با تصمیمی دیرهنگام و تحت عنوان «اصلاح رأی» عملاً بیاثر شد. پیامی که از این عقبنشینی مخابره شد، خطرناکتر از خود تخلف بود: حتی سختترین احکام هم قطعی نیستند. نتیجه روشن است؛ کاهش هزینه تخلف و افزایش ریسک در بازیهای پرتنش.
آنچه امروز در فوتبال ایران میبینیم، محصول سالها سیاستگذاری سهلگیرانه، تصمیمهای ناپایدار و ترس از هزینه دادن است. تا زمانی که مجازاتها غیرقطعی، تبعیضآمیز و قابل دور زدن باشد، انتظار آرامش در زمین و سکو، توهمی بیش نیست.
فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به انضباط واقعی نیاز دارد؛ انضباطی که نه در بیانیه، بلکه در عمل معنا پیدا کند. احکام شفاف، غیرتعلیقی و بدون استثنا، تنها راه بازگرداندن اعتبار قانون است. در غیر این صورت، باید پذیرفت حاشیه، نه یک اتفاق، بلکه جزء ثابت فوتبال ایران است.
چرا احکام انضباطی هیچ دردی از بازی تراکتور ـ پرسپولیس دوا نکرد؟
انضباط شکستخورده
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها