۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۴:۴۷
پیرامون حوادث سکوهای ورزشگاه‌ها

وقت درو کردن توفان

عبدالله دارابی: اتفاقات روی سکوهای ورزشگاه یادگار امام توسط هواداران تراکتور، مجموعه پرسپولیس را ناراحت و شاکی کرد؛ همانگونه که در بازی فصل قبل ۲ تیم دقیقا جای مرتکب و شاکی برعکس بود. این وضعیت در سایر استادیوم‌ها و بازی‌ها نیز ساری و جاری است؛ در واقع یک اپیدمی در فوتبال ما فقط با تفاوت‌هایی در شدت و ضعف آن! بخش جالب ماجرا هم تقدم واژه فرهنگی بر ورزشی در تابلوی باشگاه‌های ماست؛ واژه‌ای با کاربردی در حد یک کلمه خشک و خالی!
سوال این است: چرا تیم‌ها فقط نسبت به رفتارهای غیرورزشی و غیراخلاقی رقبا شاکی‌اند؛ حال آنکه خود نیز در ارتکابش کم از آنها ندارند و به وقت صدور چنین رفتارهایی از سوی خود، سکوت کرده یا به حربه توجیهات واهی رو می‌آورند؟ مساله مهم‌تر این است که این رفتارها در فوتبال ما و از سوی تیم‌های مختلف، حاصل کاشتن بادهاست که اکنون توفان درو می‌شود! همان سکوت‌ها و توجیهات بلاوجه مسؤولان باشگاه‌‌های مختلف هنگام توهین به رقبا و کوتاهی و انفعال و بعضا رفتار متناقض مسؤولان مربوط در برخورد با آنها، فراگیری این بدعت را موجب شده است؛ تا جایی که روزی عده‌ای تماشاگر توهین‌کننده را انگشت‌شمار و تماشاگرنما می‌نامیدیم و امروز در کمال تاسف باید تماشاگران مخالف توهین و فحاشی را انگشت‌شمار و قلیل بدانیم! روزگاری گفته می‌شد ورود خانواده‌ها و بانوان به ورزشگاه باعث تلطیف فضای آن می‌شود و متاسفانه الان شاهدیم صدای شعارهای توهین‌آمیز از سمت بانوان حاضر در ورزشگاه‌ها نیز بلند است!
آیا باشگاه‌های ما و همچنین فدراسیون فوتبال می‌توانند نقش خود در بروز چنین رفتارهایی را منکر شوند؟ البته آنها انکار می‌کنند ولی واقعیت خلاف این است. هر وقت باشگاه‌ها هنگام بروز رفتارهای نابهنجار از سوی هواداران و اعضای‌شان، موضع قاطع گرفتند یا پس از بازی نسبت بدان برخورد متناسبی انجام دادند و مسؤولان فدراسیون در برخورد با این رفتارها اسیر ملاحظات و لابی‌ها نشدند، حق انکار خواهند داشت.
در خوش‌بینانه‌ترین حالت بندرت مشاهده می‌شود مسؤولان مدیریتی و فنی تیم‌ها از رفتارهای توهین‌آمیز هواداران و مربیان و بازیکنان خود، شاکی باشند یا برخوردی با آن بنمایند و حتی عذرخواهی رسمی‌ای از تیم توهین‌شنیده کنند. به آرشیوها رجوع کنید! مملو است از عباراتی چون «ما که چیزی ندیدیم و نشنیدیم»، «کار کسانی است که خود را در قسمت هواداران ما جا داده بودند» و... اگر رفتار نابهنجار هم از سوی اعضای تیم باشد که انبوهی از سفسطه‌های مهوّع چاشنی دفاعیات‌شان می‌شود!
مراد اینکه وضعیت اسفناک سکوها بازتابی از رفتارها و قصور باشگاه‌ها و متولیان امر است. وقتی پیروزی به هر قیمتی ملاک شد، حفظ جایگاه‌ها تحت هر شرایطی و با هر مستمسکی اولویت یافت، هنگامی که هر ترفندی برای دیده شدن بیشتر نزد هوادار و به قول امروزی جذب فالوئر به کار رفت، رفتار هنجارشکن از سوی خودی توجیه و در اصل بلااشکال شمرده شد، اخلاق از طرف باشگاه‌ها و فدراسیون در حد شعار تنزل یافت، پول هویت تیمداری را تعریف کرد، وقتی تفسیر قانون و برخورد از سوی مسؤولان در قبال چنین رفتارهایی با دسته‌بندی همراه شد و ده‌ها قصه دیگر این‌چنینی، باید بروز گسترده و دائمی چنین پدیده‌ای هم پیش‌بینی  می‌شد!

ارسال نظر
captcha