آنچه در یزد میان استقلال و تراکتور رخ داد، نه شبیه 2 تیم مدعی قهرمانی بود و نه در حد نامهایی که روی نیمکتها نشستهاند. مسابقهای که قرار بود وزن واقعی لیگ را نشان دهد، به نمایشی خنثی، بیریسک و محافظهکارانه بدل شد؛ بازیای که بیشتر شبیه تمرین «نباختن» بود تا مسابقهای برای «بردن».
سومین تقابل فصل دراگان اسکوچیچ و ریکاردو ساپینتو هم بدون برنده تمام شد اما این تساوی نه نشانه تعادل فنی بود و نه حاصل نبرد تاکتیکی جذاب؛ محصول ترس بود. ترس از اشتباه، ترس از شکست و مهمتر از همه ترس از مسؤولیت برد. هر دو مربی ترجیح دادند محکم بایستند، عقب نروند و اگر شد، با یک اتفاق بازی را ببرند؛ اتفاقی که هرگز نیامد.
تراکتور بازی را بهتر آغاز کرد اما «بهتر آغاز کردن» وقتی به خلق موقعیت جدی و ضربه نهایی نمیرسد، فقط یک آمار بیخاصیت است. استقلال هم مثل بسیاری از بازیهای این فصل، بیشتر منتظر اشتباه حریف ماند تا ساختن راهی برای گل. حاصل این 2 نگاه، نیمهای شد پر از مکث، پاسهای افقی و تصمیمهای نصفهنیمه؛ فوتبالی که نه هیجان داشت و نه جسارت.
نیمه دوم قرار بود نسخه جبران باشد اما باز هم همان مسیر طی شد. خطرناکترین شوت بازی از پشت محوطه آمد و حتی گل استقلال هم با پرچم آفساید خنثی شد؛ نمادی دقیق از کل مسابقه: هرچه بود، ناتمام ماند. نه فشار پایانی دیدیم، نه تغییر جسورانهای در آرایش، نه تعویضی که بازی را از رخوت بیرون بکشد. انگار هر 2 تیم از همان ابتدا روی یک مساوی نانوشته به توافق رسیده بودند.
این تساوی شاید در جدول به سود استقلال تمام شد و جای پرسپولیس را در رده دوم گرفت اما در زمین، چیزی به نام «پیام قهرمانی» ارسال نشد. تیمی که میخواهد جام بگیرد، در چنین شبهایی باید خطر کند، باید بازی را بشکند و باید نشان دهد که از بردن نمیترسد. این استقلال و این تراکتور، دستکم در یزد، چنین تصویری نساختند.
در صدر جدول هم سپاهان با فاصلهای امنتر به مسیرش ادامه میدهد؛ فاصلهای که نه با مساویهای بیروح، بلکه با بردهای قاطع کم میشود. لیگ در حال ورود به هفتههای تعیینکننده است و اگر مدعیان قرار باشد همچنان با ترمز دستی بازی کنند، قهرمانی نه در زمین، که روی کاغذ تقسیم خواهد شد.
نبرد بزرگ هفته، بزرگ از آب درنیامد. نه چون گل نداشت، بلکه چون جرأت نداشت.
وقتی نبرد بزرگ، کوچک از آب درآمد
سردی مدعیان
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها