بهراد رشوند: در استقلال، صندلی مدیریت هیچوقت دارای ثبات نیست. هر بار تصور میشود ثباتی نسبی شکل گرفته، یک جابهجایی تازه همه معادلات را بههم میریزد. حالا هم پروژه انتخاب مدیرعامل جدید به ایستگاه پایانی رسیده؛ پایانی که نه بوی تغییر میدهد و نه نشانی از شگفتی دارد. تصمیم نهایی، بازگشت به نقطهای آشناست؛ جایی که نامها عوض نمیشوند، فقط نقشها جابهجا میشوند.
استقلال دیماه سال گذشته، با وعده نظم و بازسازی مدیریتی وارد فاز تازهای شد. هیأتمدیره به طور کامل تغییر کرد و علی نظریجویباری بهعنوان مدیرعامل معرفی شد؛ همزمان، علی تاجرنیا پس از سالها دوباره به باشگاه بازگشت و بر صندلی ریاست هیأتمدیره نشست. قرار بود این ترکیب، آغاز یک مسیر تازه باشد اما فوتبال ایران کمتر با نقشههای بلندمدت کنار میآید. ۸ ماه بعد، نظریجویباری کنار رفت و دوباره همهچیز به حالت تعلیق درآمد.
استعفای نظریجویباری پس از سوپرجام برابر تراکتور، استقلال را وارد دورهای خاکستری کرد؛ دورهای که در آن، تاجرنیا با حفظ سمت، نقش سرپرست مدیرعاملی را هم بر عهده گرفت. از همان ابتدا، بحث قانونی بودن این وضعیت و محدودیت زمانی سرپرستی، به یکی از سوژههای اصلی بدل شد. هر هفته، نامی تازه به عنوان گزینه مدیرعاملی مطرح میشد و هر بار، پرونده بینتیجه بسته میشد. استقلال، عملاً بدون مدیرعامل ثابت، فصل را جلو برد.
در این میان، تاجرنیا با ۲ تصمیم خارج از چارچوب فوتبال، آتش حاشیهها را شعلهورتر کرد؛ نامنویسی برای ریاست سازمان نظامپزشکی و سپس ثبتنام در انتخابات شورای شهر تهران. هرچند او بارها تأکید کرد اولویتش استقلال است اما همین همزمانیها این سؤال را پررنگ کرد: آیا تمرکز لازم برای مدیریت باشگاهی به این بزرگی وجود دارد یا نه. خود تاجرنیا هم در نهایت ترجیح داد از مدیرعاملی کنار بکشد و در نقش رئیس هیأتمدیره باقی بماند.
پس از جمعبندی نهایی هیأتمدیره و مذاکرات با کمیته انتصابات هلدینگ خلیج فارس، نام ۳ گزینه روی میز قرار گرفت اما تصمیم نهایی، بازگشت به همان چهره قبل بود. علی نظریجویباری دوباره به عنوان مدیرعامل انتخاب شد؛ تصمیمی که بیش از آنکه نشانه جسارت باشد، بوی محافظهکاری میدهد. مدیری که ۶ ماه پیش کنار رفته بود، حالا دوباره برمیگردد؛ با این تفاوت که دایره اختیاراتش کوچکتر شده است.
با تشکیل سازمان فوتبال و سازمان تیمهای ورزشی، عملاً بخشی از قدرت اجرایی از مدیرعامل گرفته شده و به ساختارهای جدید منتقل شده است. در این چینش تازه، نظریجویباری بیشتر نقش مجری دارد تا تصمیمگیر. نفر اول، همچنان تاجرنیاست؛ مدیری که در سایه میماند اما محور تصمیمهاست. بازگشت نظریجویباری، بیش از آنکه تغییر باشد، راهحلی موقت برای عبور از بنبست قانونی سرپرستی است.
این تغییر، درست در مقطعی رخ میدهد که تنشها با ریکاردو ساپینتو به اوج رسیده بود. رابطهای که پیشتر هم بیحاشیه نبود، در هفتههای اخیر به نقطه انفجار نزدیک شد. ساپینتو در گذشته هم با نظریجویباری رابطهای پرچالش داشت اما ظاهراً همین آشنایی قدیمی، یکی از دلایل انتخاب دوباره او بوده است؛ انتخابی برای جلوگیری از شوک تازه در بحبوحه بحران.
استقلال، بار دیگر نشان داد در مدیریت، به جای رفتن به جلو، دور خودش میچرخد. صندلیها جابهجا میشوند اما مسیر همان است. شاید گره قانونی باز شده باشد اما پرسش اصلی هنوز پابرجاست: آیا این چرخشهای تکراری، استقلال را به ثبات میرساند یا فقط زمان میخرد؟
نظریجویباری به جای تاجرنیا؛ مدیریت آبیها روی دور تکرار
صندلیبازی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها