
محمدصدرا مرادی: نتیجه انتخابات پارلمانی عراق، یک پیام واضح و مشخص مخابره کرد. اکثریت مردم عراق به کاندیداهای نزدیک به مقاومت رای دادند تا نشان دهند عراقیها حساسیتها و الزامات مربوط به منافع کشورشان در این شرایط حساس و خطرناک منطقه را فهمیدهاند. در واقع رای به مقاومت و گزینههای نزدیک به مقاومت، مطالبه مردم عراق برای حفاظت از تمامیت ارضی این کشور را نشان داد. چارچوب هماهنگی شیعی عراق نیز در راستای پیگیری این مطالبه ملی، هفته گذشته گزینه خود برای نخستوزیری عراق را اعلام کرد. گروههای مختلف شیعه به اتفاق نوری مالکی، نخستوزیر اسبق عراق را برای تصدی مجدد پست نخستوزیری به پارلمان معرفی کردند.
اما همانگونه که پیشبینی میشد، این انتخاب عراقیها با واکنش منفی رئیسجمهور آمریکا مواجه شد. ترامپ شامگاه سهشنبه در پستی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، نهتنها با این انتخاب علنا مخالفت کرد، بلکه تهدیداتی را نیز علیه جریانهای سیاسی و مردم عراق مطرح کرد.
ترامپ در این باره نوشت: «شنیدهام کشور بزرگ عراق ممکن است با انتصاب مجدد نوری مالکی به عنوان نخستوزیر، انتخاب بسیار بدی انجام دهد. آخرین باری که مالکی در قدرت بود، کشور به فقر و آشوب مطلق کشیده شد. نباید اجازه داد این اتفاق دوباره تکرار شود». رئیسجمهور آمریکا همچنین در ادامه این پست نوشت: «به دلیل سیاستها و ایدئولوژیهای جنونآمیز او، در صورت انتخاب شدن، ایالات متحده دیگر به عراق کمک نخواهد کرد و اگر ما برای کمک آنجا نباشیم، عراق شانس صفر برای موفقیت، شکوفایی یا آزادی خواهد داشت». موضع ترامپ یک دخالت آشکار و علنی در تحولات سیاسی عراق است و نمونه بارزی از بیاعتنایی آمریکا به استقلال سیاسی و حاکمیت بغداد محسوب میشود.
دلایل مخالفت ترامپ با انتخاب مالکی به عنوان نخستوزیر جدید عراق نیز کاملا مشخص است.
یکی از دلایل مخالفت آمریکا با انتخاب مجدد مالکی، سوابق وی در تامین امنیت و حفاظت از تمامیت ارضی عراق در برابر فتنه داعش بود. هدف اصلی فتنه داعش که بر اساس اقرارهای خود ترامپ، ساخته و پرداخته دولت وقت آمریکا بود، ایجاد ناامنی گسترده در منطقه، بویژه عراق و سوریه به قصد تغییر مرزهای جغرافیایی و تجزیه این کشورها بود. با این وجود نوری مالکی در راستای حفاظت از تمامیت ارضی عراق، با ایده تشکیل حشدالشعبی و نیروهای مردمی همراهی کرد و نقش موثری در مقابله ملی عراق در برابر این فتنه شوم داشت. در واقع نقش مالکی در آن مقطع در سرکوب فتنه داعش کاملا مشخص و برجسته است. به همین خاطر است که اکنون ترامپ با حضور یک چهره ملی و معتقد به استقلال سیاسی عراق مخالف است.
دلیل دوم مخالفت ترامپ با انتخاب مالکی به عنوان نخستوزیر عراق، نزدیکی مالکی به نیروهای حشدالشعبی و جبهه مقاومت در عراق است. در واقع مالکی در راستای حفاظت از تمامیت ارضی عراق، حفظ و تقویت توان دفاعی عراق، بویژه استفاده از ظرفیتهای مردمی را یک سیاست و اقدام ضروری میداند. با توجه به وضعیت منطقه، همینطور تهدیداتی که با تغییر حاکمیت سوریه، در وضعیت تروریستهای وابسته به داعش رخ داده، اکنون مردم عراق به این نتیجه رسیدهاند برای مقابله با فتنه جدید داعش، بعثیها و سایر گروههای تروریستی، راهی جز ایستادگی و مقاومت ندارند. به همین خاطر، انتخاب مالکی به صورت مستقیم روی خنثیسازی فتنههای جدید تروریستی برای ایجاد یک دور ناامنی جدید در عراق و تجزیه این کشور تاثیر دارد. این انتخاب برای دولت آمریکا که در واقع طراح اصلی فعالسازی مجدد تروریستهاست، قابل پذیرش نیست. در واقع با مخالفت ترامپ با نخستوزیری مالکی، دم خروس طراحی آمریکا برای بهم ریختن عراق از طریق فعالسازی مجدد داعش و دیگر گروههای تروریستی بیرون زد. این مخالفت نشان داد دولت آمریکا فتنههای شومی برای تجزیه عراق در سر دارد؛ فتنههایی که نخستوزیری نوری مالکی، یک سد و مانع مهم در مسیر شکلگیری و موفقیت آن است. دلیل دیگر مخالفت ترامپ، تاثیر مستقیم نخستوزیری مالکی بر طرحها و پروژههای آمریکا علیه جبهه مقاومت است. مالکی روابط خوبی با جبهه مقاومت دارد. حضور دوباره مالکی در جایگاه نخستوزیری عراق، بدون تردید باعث میشود طراحی و نقشه ترامپ و نتانیاهو علیه جبهه مقاومت، خاصه حشدالشعبی و سایر نیروهای مقاومت عراقی، با مانع بزرگی روبهرو شود. بویژه ترامپ و نتانیاهو در ماههای اخیر به صورت علنی و با فشار به دولت عراق از طریق ارعاب، تلاش کردهاند سیاست خلع سلاح و انحلال حشدالشعبی و سایر گروههای مقاومت عراق را پیش ببرند؛ هدفی که تاکنون در تحقق آن ناکام ماندهاند. در چنین شرایطی انتخاب یک گزینه نزدیک به مقاومت به عنوان نخستوزیر عراق، به معنای شکست قطعی فشارهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برای خلعسلاح مقاومت عراق یا انحلال این گروههاست. این موارد، مهمترین دلایل مخالفت ترامپ با نخستوزیری مجدد نوری مالکی در عراق است. مخالفت تهدیدآمیز ترامپ با نخستوزیری مجدد مالکی، همانگونه که گفته شد، دخالت آشکار در تحولات عراق و به معنای نادیده گرفتن استقلال و حاکمیت این کشور است. مردم عراق در انتخابات پارلمانی اخیر این کشور، به وضوح پیام خود را اعلام کردند. مردم عراق به گزینههای نزدیک به مقاومت رای دادند تا در شرایط حساس منطقه، دولتی بر سر کار بیاید که ضامن تامین و حفظ امنیت، تمامیت ارضی این کشور باشد اما دخالت آشکار ترامپ در مسائل عراق و نادیده گرفتن مطالبه و خواست ملی این کشور نشان میدهد دولت آمریکا نقشههای خطرناکی برای این کشور در سر دارد. رسانههای عراقی در ماههای اخیر در پی تحولات سوریه، نسبت به زمینهسازی برای فعال شدن داعش و سایر گروههای تروریستی ابراز نگرانی کردهاند. برخی رسانههای عراقی از دیدار رغد، دختر صدام با جولانی در دمشق خبر دادهاند؛ موضوعی که برخی منابع عراقی آن را به احتمال فعالسازی مجدد تروریستهای بعثی مرتبط میدانند. از سوی دیگر طراحی ترکیه و نیروهای جولانی علیه قسد، باعث شده مرزهای شمال غرب عراق کاملا ملتهب شود و احتمال سرایت این درگیریها به خاک عراق بالا برود. ارتش عراق برای اطمینان از حفظ امنیت مرزهای غربی خود با سوریه، نیروهای حشدالشعبی را در قالب ارتش عراق در این مرزها مستقر کرده است.
در کنار این تهدیدات، طرح رژیم صهیونیستی و آمریکا برای خلع سلاح مقاومت عراق کاملا در راستای فتنه احتمالی علیه بغداد ارزیابی میشود. عراقیها اکنون تهدیدات داعش و تروریستهای بعثی را در مرزهای غربی خود کاملا احساس میکنند. از سوی دیگر فشار آمریکا برای خلع سلاح نیروهای مقاومت مردمی و همینطور تهدیدات مکرر نتانیاهو مبنی بر هدف قرار دادن مقاومت عراق و فرماندهان آن، نشان میدهد فتنه آینده علیه عراق توسط آمریکا و رژیم طراحی شده است؛ فتنهای که بدون شک هدف اصلی آن تغییر مرزهای جغرافیایی و تجزیه عراق است. پیش از این، هم در جریان طرح دولت جرج دبلیو بوش برای ایجاد خاورمیانه جدید و هم در زمان شکلگیری فتنه داعش و حضور تروریستهای مختلف از جمله نیروهای القاعده در عراق، موضوع تقسیم عراق به ۳ قسمت سنی، شیعه و کرد به صورت جدی مطرح شده بود. آنچه این پروژه را ناکام گذاشت و از تمامیت سرزمینی عراق حفاظت کرد، تشکیل نیروهای مردمی حشدالشعبی در عراق بود. اکنون شواهد و زمینههای شکلگیری مجدد فتنه داعش و تروریستهای دیگر با پشتیبانی حکومت جولانی مجددا مطرح شده و از سوی دیگر آمریکا و رژیم تلاش میکنند سرمایه دفاعی عراق یعنی حشدالشعبی و سایر نیروهای مقاومت عراقی را خلع سلاح کنند تا عراق عملا در برابر فتنه جدید، بیدفاع شود.
مجموعه این تحولات، هم در نحوه انتخاب مردم در انتخابات پارلمانی عراق و هم در انتخاب نوری مالکی به عنوان نخستوزیر جدید از سوی چارچوب هماهنگی شیعی، موثر بوده است.
بنابراین مخالفت علنی ترامپ با انتخاب مالکی، همچنین تهدید عراق که یک دخالت آشکار در امور این کشور و مقابله با خواست و مطالبه ملت این کشور است، به وضوح نشان میدهد آمریکا پشت این فتنه و تحرکات مربوط به آن حضور دارد و ترامپ به همین خاطر حضور مالکی در پست نخستوزیری عراق را مانعی بر سر راه تحقق این پروژه و اهداف آن قلمداد میکند.
به هر حال، مخالفت رئیسجمهور آمریکا با نخستوزیری مالکی باعث میشود تحولات عراق وارد مراحل پیچیده و خطرناکی شود. با مخالفت ترامپ، اکنون کارشناسان پیشبینی میکنند آمریکا از طریق عوامل خود در خاک عراق، دست به ایجاد ناآرامی و آشوب در این کشور خواهد زد؛ اقدامی که پیش از این نیز توسط آمریکا و علیه دولتهای مستقل عراق رخ داده بود. نمونه بارز آن، توطئه آمریکایی علیه دولت «عادل عبدالمهدی» بود که در نهایت منجر به کنارهگیری او از قدرت شد.
با این حال، با توجه به مجموعه خطراتی که اکنون عراق و تمامیت ارضی و موجودیت این کشور را تهدید میکند، کاملا مشخص است چارچوب هماهنگی شیعه با پشتوانه رای مردمی اکثریت عراقیها در برابر این دخالت آشکار ترامپ ایستادگی خواهد کرد. این دخالت علنی ترامپ نشان میدهد او به دنبال این است دولتی در عراق شکل بگیرد که اولا زیادهخواهیهای واشنگتن درباره گروههای مقاومت را جامه عمل بپوشاند و ثانیا در برابر فتنه آینده داعش و دیگر تروریستها علیه تمامیت ارضی عراق، رفتاری منفعلانه از خود نشان دهد.
به هر حال، دخالت آشکار ترامپ در فرآیند دموکراتیک قدرت در عراق، وجه و نمود دیگری از بیتوجهی واشنگتن نسبت به قوانین، قواعد و ساختارهای بینالمللی است. ترامپ در یک سال اول دوره دوم ریاستجمهوری خود به وضوح نشان داد کمترین توجه و اعتنایی به قوانین و ساختارهای بینالمللی نشان نمیدهد. ترامپ تعمدا این بیاعتنایی را نشان میدهد تا این پیام را برساند: اکنون دولت آمریکا نسخه جدیدی از استکبار و سلطهجویی بر دنیا را در پیش گرفته است؛ رفتاری که اخیرا مجله آلمانی اشپیگل به بهانه طمعورزی ترامپ برای اشغال گرینلند، عنوان «امپریالیسم ترامپی» را برای توصیف آن برگزید. اکنون درباره عراق، امپریالیسم ترامپی وجه دیگری از خود را نشان داده است. از سوی دیگر، دخالت عجیب ترامپ در فرآیند انتخاب نخستوزیر عراق، زنگ خطر بسیار جدی برای کشورهای منطقه است، چرا که بیش از پیش پروژه و سناریو ترامپ برای سلطه بر منطقه غرب آسیا و ایجاد یک نظم جدید آمریکایی در این منطقه را در معرض دید قرار میدهد. کاملا مشخص است نوع و نحوه دخالت ترامپ در موضوع انتخاب نخستوزیر عراق که یک فرآیند کاملا قانونی را طی کرده، نشانگر بیتوجهی رئیسجمهور آمریکا به حاکمیت کشورهای منطقه و اصرار او بر پیگیری و تحقق نقشهای است که برای غرب آسیا کشیده است. دخالت آشکار ترامپ در عراق، یک نشانه واضح از برنامهریزی او برای ایجاد فتنهای جدید در منطقه و تغییر مرزهای جغرافیایی کشورهای غرب آسیاست. برخی کارشناسان معتقدند آنچه ترامپ در پی آن است، مطابقت حداکثری با سیاستها و طراحی رژیم صهیونیستی برای منطقه غرب آسیا دارد. با توجه به همراهی و همکاری بیسابقه دولت ترامپ با سیاستهای رژیم در منطقه، کارشناسان معتقدند ترامپ در قالب نظم جدید منطقهای، به دنبال زمینهسازی برای سلطه رژیم به عنوان نماینده آمریکا بر منطقه غرب آسیاست؛ سلطهای که در قالب پیگیری ایده اسرائیل بزرگ قابل ارزیابی است. نتانیاهو چند ماه قبل پس از حمله به سوریه، در مصاحبهای گفته بود به دنبال تحقق ایده اسرائیل از نیل تا فرات است. با توجه به حضور نظامی رژیم در بخشهایی از خاک سوریه و اشغال این مناطق، همچنین جداسازی ۳ استان قنیطره، درعا و سویدا از حاکمیت دمشق، این رژیم اکنون به دنبال دسترسی سریع به مرزهای سوریه با عراق است؛ هدفی که به وضوح نشان میدهد نتانیاهو سقوط حکومت اسد را فرصتی برای تحقق ایده اسرائیل از نیل تا فرات میداند. قطعا تصمیمگیران عراق این تحرکات را مشاهده کرده و از طراحی نتانیاهو، همینطور انطباق این طرح با پروژه کلان آمریکا برای منطقه و عراق مطلع هستند. بنابراین اکنون همه چیز برای تصمیمگیران عراق مشخص و آشکار است. عراقیها میدانند تصمیمی که در برابر این دخالت ترامپ و فشار آشکار او برای عقبنشینی از نخستوزیری مالکی میگیرند، یک انتخاب مقطعی و مختص زمان فعلی نیست، بلکه اثرات آن تا مدتها بر تحولات و جایگاه عراق در منطقه وجود خواهد داشت. در نهایت آنچه عراقیها درباره این موضع ترامپ اتخاذ خواهند کرد، تعیینکننده مسیر و سرنوشت آینده عراق در دریای متلاطم و پرآشوب منطقه است.