زهره فلاحزاده: استقلال و تراکتور در حالی دور برگشت لیگ برتر را مقابل هم استارت زدند که درست مثل بازی رفت در تبریز، در ورزشگاه نصیری یزد هم بدون تماشاگر بودن و سکوت ورزشگاه روی بازی آنها تاثیرگذار بود. استقلال که به لطف و حکم کمیته انضباطی هفته پیش ۲ امتیاز از دست رفته مقابل ملوان را پس گرفت و به نزدیکی صدر رسید؛ برای این دیدار با چالشهایی همراه بود. نبود بازیکنان خارجی در ترکیب تیم، محرومیت صالح حردانی و رفتن رامین رضاییان از تیم، دست ریکاردو ساپینتو را برای یک ترکیب ایدهآل بسته بود. ساپینتو که در نیم فصل اول محتاج خوشرقصی یاسر آسانی، منیر حدادی و حتی دفاع مستحکم رستم آشورماتف بود، این دیدار نتوانست از آنها بهرهای ببرد. هر چند آشورماتف دقایق پایانی به میدان آمد اما عدم حضور او در ترکیب اصلی یک نشانه بود؛ نشانه اینکه او پس از بازگشت به ایران آمادگی لازم را ندارد و سرمربی پرتغالی نباید روی او حساب ویژهای باز کند.
پس از اتفاقات تلخی که در کشور رخ داد، باشگاه استقلال برای برقراری آرامش تصمبم گرفت خارجیهای خود را به مدت ۳ روز به کشور ترکیه بفرستد تا در کنار خانواده قرار گیرند اما زمانی که قرار بود این بازیکنان به ایران بازگردند، این اتفاق به موقع نیفتاد، برخی بازیکنان نیمه راه جاماندند و درست شب قبل بازی تنها آشورماتف به ایران رسید. همین امر باعث شد ساپینتو به فکر تغییر گستردهای در ترکیبش باشد.
البته آن سوی میدان ترکیب تبریزیها هم دچار تغییرات زیادی شده بود و جز اودیل خامروبکف ازبک، مابقی بازیکنان خارجی در لیست ذخیره قرار داشتند و در نیمه دوم به میدان آمدند. از طرفی ۳ دستیار دراگان اسکوچیچ، سرمربی کروات تراکتور هم پس از عملیات تروریستی در کشور قرارداد خود را فسخ کردند و از ایران رفتند.
در هر حال استقلال و تراکتور با این چالشهای قابل پیشبینی رودرروی هم قرار گرفتند و ۲ تیم سعی داشتند نخست گلی دریافت نکنند، بنابراین پرتعداد دفاع میکردند و سپس از ضدحمله برای خلق موقعیت استفاده میکردند. هر ۲ تیم موقعیت نصف و نیمهای داشتند اما بازی جاندار و جذابی ارائه ندادند. نبود ستارههای خارجی و همچنین نبود هواداران مزید بر علت شده بود و از انگیزه بازیکنان داخل زمین کاسته بود و نتیجهای جز تساوی بدون گل را دربر نداشت.
تیم ساپینتو هر زمان از بین کوشکی، حدادی و آسانی، ۲ بازیکن را در اختیار نداشته باشد، خط حملهاش از کار میافتد بویژه اگر مقابل تیمی قرار بگیرد که دفاع کردن را خوب بلد است. غایبان تاثیرگذار به قدری به چشم میآیند که میتوان به راحتی بازی را پیشبینی کرد و احتمال رسیدن به گل را چیزی شبیه به معجزه دانست، آن هم اگر بازیکنی با حرکت انفرادی بتواند دفاع حریف را دور بزند یا شوت محکمی را روانه دروازه آن کند.
استقلال با شکست پرسپولیس در شیراز و تساوی سپاهان صدرنشین مقابل ملوان، میتوانست با برتری مقابل تراکتور خود را به یک قدمی اصفهانیها برساند اما تیم ساپینتو درست زمانی که احتیاج به برد و کسب ۳ امتیاز دارد، هوادارانش را ناامید میکند و گویی برای او رسیدن به صدر جدول مثل رسیدن به بلندترین قله جهان ناممکن و نشدنی است؛ تا میانه راه میرود و برمیگردد. لبخند روی لب خشک میکند و از خواب شیرین بلند میشود. شاید در پایان لیگ و در صورت از دست دادن جام، حسرت همین نبردنها را برای او بجا بگذارد؛ حسرتی که ۳ فصل گذشته به معنای واقعی لمسش کرد. جایی که هفتههای پایانی از جمع مدعیان فاصله گرفت و در نهایت سوم لیگ شد و در فینال جام حذفی، قهرمانی را به پرسپولیس هدیه داد.
با این حال با وجود تساوی مقابل تراکتور، استقلال به لطف شکست پرسپولیس با توجه به تفاضل گل بهتر در رده دوم قرار گرفت و سایه سپاهان را بالای سر خود میبیند. به هر حال استقلال برای رسیدن به صدر و قهرمانی باید بهتر از نیمفصل اول نتیجه بگیرد که حداقل در نخستین دیدار از نیمفصل دوم نتیجه برد دور رفت را با مساوی عوض کرد.
حساسترین بازی هفته بین استقلال و تراکتور بیاثر تمام شد
صفر مطلق
حساسترین مسابقه هفته شانزدهم لیگ برتر، دقیقاً همان شد که نباید میشد؛ صفر، خالی و بیجان. دیدار استقلال - تراکتور در یزد، نه فقط به خاطر نتیجه، بلکه به خاطر مجموعهای از «نبودنها» در حافظه لیگ ثبت شد؛ نه گلی، نه حتی بازیکن اروپایی در ترکیب اصلی. مسابقهای که قرار بود مسیر قهرمانی را تکان دهد، خودش روی خط صفر متوقف ماند.
تساوی بدون گل در شرایطی رقم خورد که جدول، به هر ۲ تیم چشمک میزد. تساوی سپاهان و شکست پرسپولیس، بهترین دعوتنامه ممکن را برای استقلال و تراکتور فرستاده بود تا با یک برد، معادلات بالای جدول را به سود خود تغییر دهند اما وقتی سوت پایان به صدا درآمد، تنها چیزی که باقی ماند، حس از دست رفتن یک فرصت طلایی بود؛ فرصتی که نه با اشتباه داوری سوخت و نه با بدشانسی، بلکه با محافظهکاری از بین رفت.
بازی بدون تماشاگر برگزار شد؛ سکوت سکوها، به زمین هم سرایت کرده بود. ریتم پایین، هیجان حداقلی و احتیاط افراطی، ۳ ضلع مثلثی بود که این مسابقه را بلعید. نه استقلال خواست ریسک کند و نه تراکتور تمایل داشت ضرباهنگ را بالا ببرد؛ انگار هر ۲ تیم، از همان ابتدا روی «نباختن» توافق داشتند.
غیبت بازیکنان اروپایی در ترکیب اصلی ۲ تیم هم به این فضای سرد دامن زد. استقلال که اساساً اروپاییهایش را در اختیار نداشت و تراکتور هم با وجود حضور آنها در یزد، ترجیح داد از نیمکت استفادهشان کند. نتیجه؟ بازیای که از نظر فنی، بیشتر شبیه یک مسابقه خنثی میانه جدولی بود تا جدال ۲ مدعی قهرمانی.
در نهایت، این صفر - صفر بیشتر از آنکه امتیاز اضافه کند، سؤال به جا گذاشت. استقلال با همین یک امتیاز، بالاتر از پرسپولیس در رده دوم ایستاد و تراکتور فاصلهاش را با جمع مدعیان کمتر کرد اما سؤال اصلی باقی است: تیمی که در چنین هفتهای نمیبرد، دقیقاً چه زمانی میخواهد ضربه نهایی را بزند؟
این بازی که میتوانست نقطه عطف باشد؛ شد یک مکث بیحاصل. لیگ اما منتظر مکث نمیماند. هفتهها جلو میرود و قهرمانی، سهم تیمی است که در روزهای صفر و سکوهای خالی هم بلد باشد بازی را ببرد، نه اینکه فقط آن را تمام کند.