سیدعلی موسوی: روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، ایران شاهد عملیات مسلحانه سازمانیافتهای بود که توسط گروهکهای تروریستی وابسته به سرویسهای اطلاعاتی بیگانه، بویژه رژیم صهیونیستی، طراحی و اجرا شد. این اقدامات نه اعتراض مسالمتآمیز، بلکه حملات هدفمند به نیروهای امنیتی، تأسیسات عمومی و ایجاد ناامنی گسترده بود. مقامات رسمی ایران این رویدادها را «اغتشاشات مسلحانه و سازمانیافته» توصیف کردند که با حمایت مستقیم اطلاعاتی و لجستیکی رژیم صهیونیستی همراه بود؛ رژیمی که سابقه طولانی در ترور دانشمندان، خرابکاری سایبری و پشتیبانی از گروهکهای تجزیهطلب دارد.
در پاسخ به این تهدید امنیتی، جمهوری اسلامی ایران تصمیم به قطع موقت اینترنت گرفت تا از هماهنگی آنلاین تروریستها، انتشار فراخوانهای خشونتآمیز و بهرهبرداری دشمن از شبکههای اجتماعی جلوگیری کند. این اقدام، که بر پایه تجربیات پیشین و الزامات امنیتی اتخاذ شد، موفق شد دامنه عملیات گروهکها را محدود کند و امنیت را به سرعت بازگرداند.
اما همین محدودیت اینترنتی، خلأ اطلاعاتی ایجاد کرد که بلافاصله توسط رسانههای معاند جمهوری اسلامی و اکانتهای فعال در شبکههای اجتماعی پر شد. این جریان رسانهای شامل شبکههای فارسیزبان وابسته به کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی، همراه با هزاران اکانت هماهنگ و ربات، یک روایت کاملاً یکطرفه و مبتنی بر اخبار جعلی را در سطح گسترده منتشر کرد. هدف اصلی، نه اطلاعرسانی، بلکه شکلدهی به باور و ادراک میلیونها کاربری بود که اخبار را عمدتاً از شبکههای اجتماعی دنبال میکنند.
* مکانیسم انتشار اخبار جعلی و تأثیر آن
1- محتوای ساختگی و دستکاریشده: ویدئوها و تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی، عکسهای قدیمی از اعتراضات سالهای گذشته (مانند ۱۳۹۸ یا ۱۴۰۱) و حتی صحنههایی از کشورهای دیگر، با ادعای وقوع در شهرهای ایران منتشر شد. این محتوا به سرعت وایرال شد و تصویری اغراقآمیز از «قیام سراسری» ساخت.
2- آمارهای کذب و شایعات هدفمند: ادعاهای بدون سند درباره کشتهشدن هزاران نفر، سقوط شهرها یا فرار مقامات، بدون هیچ منبع معتبر، برای ایجاد وحشت و ناامیدی پخش شد. این شایعات بویژه در میان کاربران خارج از کشور و کسانی که از VPN استفاده میکردند، تأثیر روانی عمیقی گذاشت.
3- هماهنگی با توطئه رژیم صهیونیستی: بسیاری از این روایتها مستقیماً با حسابهای مرتبط با موساد و لابیهای صهیونیستی همراستا بود. رژیم صهیونیستی که در ماههای اخیر شکستهای سنگینی در جبهههای منطقهای متحمل شده، از این اغتشاشات برای انحراف افکار عمومی و فشار بر ایران بهره برد.
نتیجه این بمباران اطلاعاتی، تغییر ادراک بسیاری از افراد بود: تبدیل یک عملیات تروریستی محدود به یک «انقلاب مردمی»! کاربران شبکههای اجتماعی که اغلب بدون بررسی منبع محتوا را بازنشر میکنند، ناخواسته به بخشی از این جنگ ترکیبی تبدیل شدند.
* جنگ هیبریدی در عصر دیجیتال
این رویداد نشان داد دشمنان ایران به رهبری رژیم صهیونیستی و حامیان غربیاش دیگر تنها به عملیات نظامی بسنده نمیکنند، بلکه جنگ اطلاعاتی را محور اصلی قرار دادهاند. قطع اینترنت، هرچند ضروری برای امنیت داخلی بود، به طور ناخواسته فضایی برای انحصار روایت معاند ایجاد کرد اما هوشیاری ملت ایران و اعتماد به منابع رسمی، این توطئه را ناکام گذاشت.
در نهایت، اخبار جعلی و یکطرفه نهتنها بر باورهای فردی، بلکه بر فضای کلی جامعه اثر گذاشت و دوقطبی را افزایش داد. با این حال، جمهوری اسلامی ایران با مدیریت موفق بحران، بار دیگر ثابت کرد در برابر جنگهای ترکیبی دشمنان، از جمله رژیم کودککُش صهیونیستی، مقاوم و پیروز است. درس این ماجرا، تقویت سواد رسانهای و اتکا به منابع معتبر است تا روایتهای دروغین دشمن، بار دیگر نتواند ملت ایران را فریب دهد.
تأثیر اخبار جعلی و روایتهای طرفه بر اغتشاشات اخیر ایران
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها