مهدی مرسلی: بعضی شایعهها قبل از آنکه رسمی شوند، سرنوشت میسازند. هنوز حکمی صادر نشده، امضایی پای قراردادی نخورده اما صفبندیها شکل گرفته و جبههها مشخص شدهاند. ماجرای حضور احتمالی رضا درویش در تراکتور دقیقاً از همین جنس است؛ داستانی که بیش از آنکه مدیریتی باشد، ریشه در خاطرات، اختلافات و زخمهای کهنه دارد.
* تمجیدهایی که بذر شایعه کاشت
چند ماه قبل، محمدرضا زنوزی در یک برنامه تلویزیونی، نام رضا درویش را با صفتهایی درشت به زبان آورد؛ «بهترین مدیرعامل سالهای اخیر فوتبال ایران». تعریفی که آن روزها عجیب به نظر میرسید، چون همزمان تراکتور و پرسپولیس درگیر یکی از پرتنشترین پروندههای حقوقیشان، یعنی ماجرای علیرضا بیرانوند بودند. با این حال، زنوزی نهتنها عقبنشینی نکرد، بلکه مدتی بعد در یک برنامه اینترنتی، دوباره از عملکرد درویش دفاع کرد.
آن تمجیدها شاید در ظاهر فقط یک نظر شخصی بود اما در فوتبال ایران هیچ جملهای بیهزینه نیست. همان حرفها حالا تبدیل شدهاند به بذر شایعهای بزرگ؛ شایعهای که با استعفای سعید مظفریزاده از مدیرعاملی تراکتور، ناگهان جان گرفت و جدی شد.
* پایان یک دوره در پرسپولیس
دوران رضا درویش در پرسپولیس، بیسروصدا تمام نشد. نتایج ضعیف، حاشیههای مدیریتی و در نهایت جدایی همزمان او و وحید هاشمیان، پایان راه را رقم زد. مدیری که سالها با پرسپولیس تعریف میشد، ناگهان بدون صندلی ماند؛ وضعیتی که در فوتبال ایران معمولاً به معنای آغاز شایعات تازه است.
نام درویش خیلی زود حوالی تراکتور شنیده شد؛ باشگاهی که مالک آن پیشتر بارها از او تمجید کرده بود. از بیرون، همه چیز منطقی به نظر میرسید؛ تراکتور بدون مدیرعامل، درویش بدون باشگاه اما فوتبال، همیشه روی دیگر سکه را هم دارد.
* ۳ بازیکن، یک خاطره مشترک
در دل رختکن تراکتور، ۳ نام بیش از بقیه حساسیتبرانگیز است: علیرضا بیرانوند، مهدی ترابی و دانیال اسماعیلیفر. هر سه سابقه حضور در پرسپولیس را دارند، هر سه با درویش دچار اختلاف شدند و هر سه، جداییشان از پرسپولیس را به مدیریت او گره میزنند. همین اشتراک تجربه، آنها را به مخالفان سرسخت آمدن درویش به فضای کاریشان تبدیل کرده است.
این سه بازیکن، فقط مهرههای عادی تیم نیستند. آنها نقش کلیدی در قهرمانی فصل گذشته تراکتور داشتند و جایگاهشان در تیم، فراتر از یک اسم در لیست است. طبیعی است بازیکنانی با این وزن فنی و اعتباری، نخواهند دوباره زیر سایه مدیری کار کنند که با بیتدبیری مسیرشان را از پرسپولیس جدا کرد.
* بنبست نرم، تصمیم سخت
خبرهای غیررسمی میگویند مخالفت این سه بازیکن، جدی و صریح است. نه از جنس غر و لند، بلکه از نوع موضعگیری روشن: همکاری با درویش، خط قرمز ماست. همین مساله، شایعه مدیرعاملی درویش در تراکتور را از یک انتقال ساده، به یک معادله پیچیده تبدیل کرده است.
از سوی دیگر، خود درویش بارها گفته در ایران فقط مدیرعامل پرسپولیس میشود؛ جملهای که تا دیروز قاطع به نظر میرسید اما در فوتبال ایران، «هرگز» و «همیشه» عمر بلندی ندارند. مدیریت، وسوسهانگیز است و صندلیها کم؛ گاهی فاصله یک استعفا تا یک انتصاب، فقط چند خبر غیررسمی است.
حالا تراکتور مانده میان ۲ مسیر: از یک سو، تمایل مالک باشگاه و سابقه تمجیدها؛ از سوی دیگر، مخالفت ستارههایی که ستونهای تیمند. این تضاد، تصمیم را سخت کرده و شایعه را زنده نگه داشته است. شاید درویش هرگز مدیرعامل تراکتور نشود. شاید همه چیز در حد همان «شنیدهها» بماند اما همین حالا هم یک واقعیت روشن است: فوتبال ایران فقط در زمین بازی نمیشود. گاهی در رختکن، گاهی در خاطرهها و گاهی در مخالفت ۳ بازیکنی که نمیخواهند گذشته، به آیندهشان برگردد.
پشت پرده شایعه حضور مدیرعامل سابق پرسپولیس در تبریز
نه به درویش
ارسال نظر
تازه ها