محمد مجد: وقتی سیاستزدگی از حد میگذرد، حتی لبخند هم جرم میشود. حتی فوتبال، حتی شادی بعد از بازی، حتی انجام سادهترین وظیفه حرفهای. آنچه این روزها از برخی رسانههای خارجنشین دیده میشود، نه نقد که دستورالعمل است؛ نه تحلیل که فشار عریان. ماجرایی که این بار، حتی نام وریا غفوری معلومالحال را هم به صف قربانیان تازه اضافه کرده است.
* نسخهپیچی از آن سوی مرز
شبکه تروریستی اینترنشنال که سالها ادعا میکرد فوتبال باید از سیاست جدا باشد، حالا نسخه میپیچد «بازی نکنید»، «خوشحالی نکنید» و حتی «قرص اسهال بخورید» تا نتوانید به زمین بروید! این جملات، نه از دهان یک هوادار خشمگین، بلکه از زبان کارشناس مثلا رسمی یک رسانه مطرح میشود؛ رسانهای که از استودیوهای امن لندن و واشنگتن، با دستور و پول موساد برای فوتبالیست داخل ایران نقشه اعتراض طراحی میکند.
تناقض، درست همینجاست. همان رسانهای که در گذشته، صادر نشدن ویزا، حذف از قرعهکشیها و فشارهای آشکار سیاسی بر ورزش ایران را نادیده میگرفت، حالا از بازیکن میخواهد عمداً فوتبال بازی نکند. انگار استقلال حرفهای، فقط تا جایی محترم است که مطابق میل اتاق فرمان اسرائیل باشد.
* از نماد تا متهم
وریـا غفوری، سالها روی دست همین رسانهها چرخانده شد؛ به عنوان نماد اعتراض، صدای متفاوت، چهره آزادیخواه(!) فوتبال اما کافی بود در یک بازی بخندد. کافی بود بعد از دیدار استقلال و تراکتور، تصویر شادیاش منتشر شود. همانها که دیروز او را اسطوره میخواندند، امروز به او حمله کردند و حتی مربی استقلال را به «افتادن نقاب» متهم کردند. این همان نقطهای است که نقاب واقعی میافتد؛ نه از صورت مربی یا بازیکن، بلکه از چهره رسانهای که تا وقتی تو در چارچوبش هستی، تشویقت میکند و به محض خروج از خط، تو را میسوزاند. در این بازی، وفاداری معنا ندارد؛ فقط تبعیت مهم است.
* شادی هم ممنوع
ماجرا به وریا غفوری ختم نشد. پیروز قربانی و مجتبی جباری هم به فهرست اضافه شدند؛ فقط به این جرم که بعد از پیروزی تیمشان، آن را به هواداران تبریک گفتند. رسانهای که مدعی دفاع از مردم است، حتی وجود هوادار برای یک تیم را انکار کرد تا شادی را بیمعنا جلوه دهد. گویی اصل مشکل، نه نتیجه بازی که نفس شاد بودن است.
در این روایت، ورزشکار حق ندارد فقط ورزشکار باشد. باید یا بیانیه بدهد یا مصدومنمایی کند یا قهر. اگر فوتبال بازی کند، متهم است؛ اگر ببرد، مظنون؛ اگر بخندد، مردود.
* پروژهای به نام مصرف انسان
این همان پروژه آشنای «سربازگیری رسانهای» است. مجری و کارشناس، با حقوق ارزی و آینده تضمینشده، پشت میز مینشیند و از ورزشکار داخل کشور میخواهد همه چیزش را وسط بگذارد؛ شرافت کاری، قرارداد، آینده، امنیت شغلی. اگر انجام داد، قهرمان رسانهای است اگر نه، تبدیل میشود به هدف حمله.
در این میان، آینده بازیکن اهمیتی ندارد. او فقط یک «سوژه» است؛ ابزاری برای پر کردن کنداکتور. به محض آنکه خلاف انتظار رفتار کند، حتی نامهایی مثل وریا غفوری یا مجتبی جباری هم مصونیت ندارند.
فوتبال ایران سالهاست زیر فشار است اما شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد: جایی که رسانهای ادعا میکند به زبان آزادی حرف میزند ولی حتی به لبخند هم رحم نمیکند.
به بهانه حمله اینترنشنال این بار علیه وریا غفوری، مجتبی جباری و پیروز قربانی
موساد تیوی علیه شادی گل
ارسال نظر
تازه ها