10/بهمن/1404
|
06:58

اینترنشنال و روانشناسی جنون

الهام قاجار: بنا بر گزارش‌های میدانی، در اغتشاشات تروریستی اخیر شاهد اعمال خشونت‌آمیز در بالاترین حد توسط برخی افراد در سنین مختلف و از طیف‌های گوناگون بودیم که هر انسان عاقلی را به فکر وادار می‌کند. اینکه چطور امکان بروز خشونت در قالب آتش زدن ماشین، خانه، مسجد و حتی نیروهای امنیتی و بالاتر از آن سلاخی و قتل‌های داعش‌وار یا به طور خلاصه «جنون آنی» در افراد به وجود می‌آید نیازمند بحث و جست‌وجو است. آنچه یک شهروند را تبدیل به مهره مجنون دشمنان این کشور می‌کند چیست؟! یقینا هیچ انسان عاقلی در حالت تعادل چنین رفتارهایی را تایید نمی‌کند و حتی قادر به انجام آنها نیست. اما جنون حالتی سایکوز است که در آن فرد نمی‌تواند رفتار خود را هدایت کند و در معرض رفتارهای تکانشی غیرقابل کنترل قرار می‌گیرد. جنون بالاترین درجه اختلال در کارکرد‌شناختی افکار غیرفعال است. این افکار کنترل نشده‌اند و با سرعت خارق‌العاده‌ای از یک موضوع به موضوع دیگر سرگردان هستند. فرد دچار جنون به آنچه در اطرافش رخ می‌دهد به طور نامتعارفی ناخودآگاه پاسخ می‌دهد.
توانایی‌های ‌شناختی بسته به اختلال ساختاری مخ در زمان جنون مختل می‌شود. 
عواملی که می‌توانند موجب ورود به فاز سایکوز و جنون در افراد شوند شامل برانگیختگی شدید هیجانی بویژه خشم و غم، استفاده از مواد روان‌گردان و زمینه‌های اختلال شخصیت است و این حالت روانی می‌تواند در آتش‌زنی و اقدام به قتل و تخریب، خود را نشان دهد.
با نگاهی اجمالی بر مانیفست و راهبردهای شبکه تلویزیونی تروریستی اینترنشنال و راهکارهای خرد و کاربردی در سازماندهی، تهییج و راهبری مخاطبانش، می‌توان بوضوح روش جنگ‌‌شناختی این رسانه را از ایجاد خطاهای ‌شناختی تا تزریق جنون و دست‌های آغشته به خون دنبال کرد.
این مسیر سال‌ها پیش در فعالیت‌های رسانه‌ای با حمله‌های ‌شناختی مستمر با هدف ایجاد اختلال در کارکرد‌شناختی مغز آغاز و از روش‌هایی نظیر حذف شواهد اولیه، جابه‌جایی استدلال‌ها، اغراق و نادیده‌انگاری و تعمیم‌های افراطی که همگی از خطاهای منطقی تفکر بشمار می‌روند استفاده شد و طی مرور زمان سبب درون‌رفت برخی گزاره‌ها و مفاهیم از سطح خودآگاه به سطح ناخودآگاه یا  نیمه‌هشیار مخاطبان شد. ویژگی این بخش از روان این است که حالت پیش‌فرض را برای سایر پردازش‌های منطقی دارند و به نوعی مفروضات بنیادین تلقی می‌شوند و ذهن هزینه‌ای صرف بازشناخت و یا صحت‌سنجی آنها نمی‌کند و به صورت پیش‌فرض در استدلال‌های مسائل دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد.
ناامیدی نسبت به وضعیت موجود، احساس حقارت، بدبینی فراگیر به مسؤولان جمهوری اسلامی، غیرقابل اصلاح بودن ساختار حاکمیت، گستردگی فساد و ناکارآمدی مقامات و مقصرانگاری ایشان در کوچک‌ترین خطاهای موجود در حاکمیت، عدم راه‌حل برای برطرف کردن مشکلات، امکان‌پذیر بودن انقلابی مجدد با روش‌های القایی این شبکه‌ها، ضعف شدید نظامی و امنیتی در داخل ایران، دایه مهربان‌تر از مادر بودن آمریکا و اسرائیل برای ایران و رویای ایران آزاد به معنای ایران با زنان بدون حجاب از جمله این مفاهیم کلیدی هستند که اکنون از باورهای بنیادین و نیمه‌هشیار بسیاری از مخاطبان این رسانه موساد شده‌اند و تغییر آنها کاری بسیار دشوار است.
اینترنشنال در حمله‌های تروریستی اخیر پا را از این فراتر گذاشت و با به کارگیری این گزاره‌ها که طی سال‌ها جنگ‌شناختی حاصل شده به عنوان پیش‌فرض‌های غیرقابل انکار اقدام به سازماندهی مخاطبان برای یک‌ جنگ‌ میدانی واقعی کرد. فریب‌خوردگان طی این عملیات ‌شناختی جدید که پیش‌نیازش رسیدن به مرز جنون در افراد بود، طی ارتباطات شبانه‌روزی توسط عوامل این رسانه تشویق و تهییج به حضور فعال در خیابان‌ها شدند و با آموزش‌های بسیار جزئی و قابل اجرا از نحوه لباس پوشیدن و مصرف مخدرهای مختلف، مواد روان‌گردان و مشروبات الکلی تا شعارها و چگونگی ساخت و استفاده از کوکتل‌مولوتف و چماق و چوب‌دستی و سنگ و چاقو وارد مرحله جدیدی از اجرای خشونت شدند. اینترنشنال عملا به دنبال مهره‌های مجنون جهت پیشبرد اهداف خود در کف خیابان‌ها بود و به نظر می‌رسد به این مقصود رسید.
مواد اولیه آتش این جنون، وضعیت نابسامان اقتصادی و عدم شفاف‌سازی و گفت‌وگوی دولت با مردم و ایجاد فضایی مبهم و سنگین در داخل و نیز اجرای عملیات گسترده و هدفمند آمریکا توسط رسانه‌های وابسته خارج از ایران و همراهی عمال مزدور و افراد به مرز جنون رسیده در سمت دیگر ماجرا بود.
یقینا برای جلوگیری از بروز مجدد چنین وقایعی نیازمند گفت‌وگوی صمیمانه و همدلی با مردم و اقدامات اساسی جهت فراگیری مهارت‌های تفکر انتقادی و اندیشه صحیح برای تمام افراد بویژه نوجوانان و جوانان که درصد قابل توجهی از جمعیت اغتشاشات را شامل می‌شدند، هستیم.

ارسال نظر