ترامپ (دستانش را در هوا تکان میدهد): اجی مجی لاترجی... روح جناب کرمیت روزولت خودت را به ما بنما...
(مردی سفیدپوش روی زمین غلت میخورد): کدوم خری اینا رو جلوی در گذاشته؟
ترامپ: ببخشید، فکر کردم از تو دیوار احضار میشید.
کرمیت: فیلممیلم زیاد میبینی؟
ترامپ: خیلی. مخصوصاً یلخیتمیلی، یعنی، علمیتخیلی.
کرمیت: میگم من اومدما؛ ولی «اجی مجی لاترجی» برای احضار نبودا. حالا باهام چیکار داشتی؟
ترامپ: با شما؟
کرمیت: پنپ عم...
ترامپ: آهان. چون شما آخرین نفری هستین که مقابل ایرانیها موفقیت داشته مشورت میخواستم.
کرمیت: باز محمدرضا چه گندی زده؟
ترامپ: اون که سالهاست ترکیده. یعنی مُرده.
کرمیت: راست میگیا. چند باری تو صف سرب داغ دیدمش. خب پس چی؟
ترامپ: میخواستم ببینم چهجوری شکستشون بدیم. (صدایش را پایین میآورد.) بین خودمون باشه. از بعد انقلاب، دهنمون رو سرویس کردن.
کرمیت: فقط کودتا.
ترامپ: اون که همون اول چندتاش رو پیاده کردیم که نشد.
کرمیت: پس الان تحریم جوابه.
ترامپ: اونم که هیچی. از اول تحریم کردیم. هی پیچشم سفتتر میکنیم؛ الان فقط چند نفر تحریم نشدن که اونا هم...
کرمیت: اووم... بگید دلتافورس گازانبری بریزه سرشون.
ترامپ: آخ... آخ...جیمی کارتر تا قبل مرگش همش جیغ میزد و موهاش رو میکند و میگفت: «طبس، وایوای.»
کرمیت: راست میگیا. یادم نبود. چقدر خوار و خفیف شدیم. اتفاقاً جیمی، اینورم شن که میبینه از دهنش کف بیرون میاد و روی زمین بندری میزنه. جات خالی، آنقدر بهش میخندیم.
ترامپ: نه... نه... دوستان جای ما. پیشنهاد دیگهای ندارید؟
کرمیت: آهان. حمله مستقیم.
ترامپ: اینکه دیگه فکرشم درد داره. هنوز جای حمله قبلی خوب نشده. البته ما گفتیم زدیمها. شما هم بگید زدیم.
کرمیت: روی میز گزینه دیگهای هم مونده؟ صبر کن. فهمیدم. اغتشاش و شورش خیابونی. به سبک همون قدیم.
شعبون بیمخی بریزید و بزنید و بگیرید و ببندید.
ترامپ: کرمیت جان! میرفتم سینما پففیل میخوردم وقتم کمتر هدر میرفت.
دستت درد نکنه.
شبی در کاخ سفید
ارسال نظر
تازه ها