سعید نجفی*: انقلاب اسلامی ایران که از سوی دوست و دشمن یکی از منحصربهفردترین انقلابهای مردمی در قرن بیستم لقب گرفته است، همچنان به دلایل گوناگون و البته متقن یکی از نایابترین سامانههای حاکمیتی جهان در قرن ۲۱ است که هر انسان و ملت آزادهای را به وجد و غبطه وامیدارد و در مقابل دشمنان قسمخورده و سرسختی نیز دارد که نوشتن و تحلیل در رابطه با آنها فرصت و مقال دیگری میطلبد. انقلاب اسلامی ایران را در واقع میتوان انقلاب مساجد و انقلابی مردمی با رهبری علمای دین دانست که با بسیج تودههای مردم شکل گرفت به طوریکه متفکران، یکی از ابتکارات و هنرهای بیبدیل حضرت امام خمینی رحمهالله علیه در رهبری انقلاب اسلامی را بسیج تودههای مختلف مردم با محوریت مسجد قلمداد میکنند. این مسیر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز حفظ میشود تا جایی که تا زمان تشکیل و انسجام سازوکارهای امور حاکمیتی و مدیریتی، سازماندهی عظیمِ مسجدمحور تا مدتها عهدهدار امور بوده است. بنابراین مسجد بنا بر خاصیت آن در اجماع مردم مبتنی بر نماز، ذکر، توجه و نگاه الهی (که از ابتکارات اسلام در آغاز ولادت آن است) چنان اهمیتی دارد که پیامبر گرامی اسلام صلواتالله علیه، محور مدیریت اجتماعی جامعه مسلمین را مسجد قرار میدهند و در ادامه همین خط و مسیر، انقلاب اسلامی ایران نیز به رهبری حضرت امام با بسیج حضور مردم با محوریت نماز و مسجد به ثمر مینشیند.
انقلاب اسلامی از ابتدا آماج دشمنی و تهاجم از سوی غرب و شرق بوده است. جنگ تحمیلی را میتوان بارزترین و البته تهاجمی از نوع سخت جهت ساقط کردن آن از سوی دشمن دانست که البته ناکام ماند و از دل آن فرصتهای شگفتآوری برای ملت ایران پدید آمد. جالب است بدانیم مدیریت مردمی جبهههای جنگ تحمیلی ۸ ساله نیز با محوریت مساجد شکل گرفت. خرمشهر تا زمانی که مسجد جامع آن سقوط نکرده بود، سقوط نکرد و جالبتر اینکه بر اساس پژوهشی انجام شده، ۹۷ درصد شهدای جنگ تحمیلی افراد اهل مسجد بودهاند که همه این واقعیتها بر نقش بیبدیل مساجد در مدیریت جامعه اسلامی و اهمیت بهرهبرداری از آن تاکید میکند. دشمن دقیقا با فهم همین زیرساخت فکری و عقیدتی انقلاب اسلامی در کنار پیشرفتهای نظامی ایران بود که طی ۳ دهه گذشته به صورت مقطعی با فاصلهگیری از گزینههای نظامی علیه ایران به جنگ فرهنگی، ناتوی فرهنگی، شبیخون فرهنگی و نهایتا جنگ شناختی در قالب جنگ نرم رو آورد.
برآورد دشمن این بود که با جنگ فرهنگی، اعتقادات و ارزشهای اسلامی و فکری جامعه را مورد هدف قرار دهد و در طول زمان با تحریم اقتصادی و نامساعدسازی وضعیت معیشت مردم و پیوند دادن آن با فسادهای اقتصادی نقطهای، زیست اشرافی برخی مسؤولان، وجود برخی سوءمدیریتها (به عنوان مثال صنعت خودرو)، قبیلهگرایی برخی جریانهای سیاسی و مواردی از این قبیل، جامعه بویژه جوانان را وارد پیچیدهترین گونه جنگ نرم یعنی «جنگ شناختی» کند؛ جنگی که در آن دیگر نقطههای درخشان اعتقادی و فکری مورد هدف قرار نمیگیرد، بلکه در سطحی فراتر، شبکه فکری و زیست اجتماعی مورد تهاجم است که میتوان آن را حمله به سبک زندگی «اسلامی - ایرانی» نام نهاد. ایجاد اختلال در ساماندهی فضای مجازی کشور، ایجاد دوقطبیهای مکرر فرهنگی، تضعیف برخی نمادهای سبک زندگی اسلامی - ایرانی و سازماندهی ناآرامیهای سال ۱۴۰۱، دقیقا در این قالب قابل تحلیل و بررسی است.
به طور خلاصه، آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ شدید ادراکی با ایران اسلامی پایه اصلی تهاجم خود را بر حمله سنگین بر سبک زندگی اسلامی ایرانی مردم بویژه جوانان قرار دادهاند و برای به ثمر رساندن این تهاجم، در حال تقاطعگیری از جنگ اقتصادی، فرهنگی و نهایتا نظامیاند که نمونههای آن جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و اغتشاشات تروریستی دیماه امسال است. هرچند مبارزه با این تهاجم پیچیده و البته عمیق، نیازمند تدابیر اقتصادی، فرهنگی، رسانهای، امنیتی، نظامی و انتظامی است که البته از سوی مسؤولان کاربلد در حال پیگیری است اما کار در برخی بخشها مانند اقتصاد و فرهنگ آنگونه که باید شتابان نیست. با گذر از بحث اقتصاد که موضوع این نوشته نیست اما آرایش انجام شده در بخش فرهنگی نشان میدهد جمع قابل توجهی از مسؤولان فرهنگی کشور یا دچار نقص برداشت از شرایط و وظایف معطوف به خود و مجموعههای تحت مدیریت خود هستند یا طراوت، نشاط و حال و حوصله لازم در این زمینه را ندارند. شاید یکی از نشانههای این واقعیت نوع بهرهبرداری از زیرساختهای سخت و نرم دینی - فرهنگی موجود در کشور است. بدیهی است برای غلبه بر آرایش جنگی تمامعیار دشمن، ما نیز نیازمند استفاده و بهرهبرداری از تمام داشتهها و فرصتها به صورت هوشمند و کارا هستیم. یکی از این فرصتها شبکه مساجد و پتانسیل عظیم نهفته در آنهاست که با تاسفی عمیق به صورت کامل مورد استفاده قرار نمیگیرد. این در حالی است که با فعال شدن پتانسیل فرهنگی نهفته در مساجد نهتنها بسیاری از چالشهای فرهنگی - اجتماعی تحمیلشده از سوی دشمنان حل خواهد شد، بلکه فرصتهای اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی معجزهگونهای ایجاد خواهد شد که نمونههایی از آن در سالهای مبازرات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس اول تجربه شده است. نکات زیر برخی موارد مهمی را برجسته میکند که توجه به آنها الزامی به نظر میرسد.
الف- از آمارهای جسته و گریخته موجود اینگونه برمیآید از مجموع ۸۰ هزار مسجد موجود در کشور بیش از ۵۰ درصد آنها امام جماعت ندارند و تنها در کمتر از ۴۰ درصد مساجد کشور ۳ نوبت نمازهای روزانه به جماعت اقامه میشود. در معنایی دیگر میتوان گفت در بیش از ۶۰ درصد مساجد کشور، نماز صبح برگزار نمیشود. هر چند با در نظر گرفتن شرایط محلی برای مساجد روستاها بویژه روستاهای کمجمعیت این آمار مقداری بهبود مییابد اما قدر مسلم اینکه مدیریت مساجد جهت برپایی هر ۳ نوبت نمازهای روزانه در آنها و حضور امام جماعت دچار نقص جدی است.
ب- فعالیت زمانی مساجد نیز به گونهای است که فقط در اوقات نمازهای روزانه باز هستند. این به این معناست که اگر میانگین باز بودن در مسجد برای هر نوبت نماز را یک و نیم ساعت در نظر بگیریم، در بهترین حالت هر مسجد در طول شبانهروز تنها چهار و نیم ساعت فعال است. آنچه محاسبه شد به غایت خوشبینانه است، زیرا همانطور که گفته شد بیش از ۶۰ درصد مساجد کشور فقط در نماز ظهر و مغرب باز هستند.
پ- جدا از اینکه بیش از نیمی از مساجد کشور امام جماعت ندارند، همین امامان جماعت موجود نیز صرفا در وقت اقامه نماز در مسجد حضور دارند و به دلایل گوناگون وقت و امکان حضور تماموقت یا بیشتر آنها مهیا نیست. این در حالی است که مدیر مسجد باید امام جماعت باشد و وقت و امکان برنامهریزی و ایجاد ارتباط با مخاطبان بویژه جوانان و نوجوانان را داشته باشد.
ت- موضوع دیگر خادمی مساجد است. خادم مسجد با توجه به وظیفه اجرایی در امور روزمره و ارتباط مستمر با مراجعان به مسجد، طبیعتا زمانی میتواند در امر تقویت جذابیت محیط مسجد برای نوجوان و جوان موثر باشد که علاوه بر آشنایی حداقلی با اصول روابط عمومی، از موضع نشاط، علاقه و قوت نیز در جایگاه مربوط قرار گرفته باشد که تحقق کشوری این امر، نیازمند کار فکری در این رابطه است؛ امری که بشدت مورد غفلت قرار گرفته است.
ث- با توجه به نقاط ضعف پیشگفته، هماکنون مخاطب اکثر مساجد کشور، صرفا افراد حاضرشده در داخل مسجد آن هم در اوقات اقامه نمازهای روزانه هستند. این در حالی است که مخاطب مسجد باید تمام اعضای یک یا چند محله و خانوادههای ساکن در آن شعاع تاثیر باشند. چه اشکالی دارد شرایطی مهیا باشد که نوجوان و جوان هر وقت از روز تا غروب امکان آمد و شد به مسجد و ایجاد ارتباط با محیط آن و گفتوگو با دوستان و امام جماعت و افراد حاضر در مسجد را داشته باشد؟ چه میشود اگر مسجد در طول روز مأمنی برای افراد محله، جوانان و نوجوانان با پذیرایی مختصری در دورهمیهای دوستانه علمی، اجتماعی و حتی گفت و شنودهای معمول باشد؟ برای غلبه بر جذابیتهای انحرافی ایجادشده در دنیای کنونی، راهی جز بازتعریف چگونگی مدیریت محلهمحور مساجد نداریم. مسجد و امام جماعت حتی باید برای افرادی که در مسجد حاضر نمیشوند اما در محله تحت پوشش مسجد قرار دارند برنامه داشته باشد. این همان نگاهی است که سردار شهید «حاجقاسم سلیمانی» نیز بر آن تاکید داشت. مسجد صرفا محل عبادت آن هم تنها در ساعات معینی از شبانهروز نیست، بلکه مسجد علاوه بر آن باید محل هویتیابی، آرامش، آمد و شد، تربیت، غمخواری و شادی اهالی محل و خانوادههای ساکن در محلات باشد.
ج- پیادهسازی آنچه گفته شد در مقیاس کشوری طبیعتا کاری است که ارگانهای مربوط باید پیگیری کنند اما فعالان فرهنگی و جوانان و دانشگاهیان دغدغهمند نیز باید توجه داشته باشند میشود به صورت خودجوش در این راه قدم برداشت و در حد توان به تحقق اهداف انقلاب اسلامی و خنثیسازی نقشههای دشمن کمک کرد. فراموش نکنیم همین مقدار کارکرد کنونی مساجد نیز برای دشمن قابل تحمل نبود، بنابراین در اغتشاشات تروریستی اخیر به بیش از ۳۵۰ مسجد تعرض شد. پس ما نهتنها میتوانیم با فعالسازی حداکثری مساجد بر جنگشناختی دشمن فائق آییم، بلکه میتوان سرعت رسیدن به قلههای پیشرفت را نیز تسریع بخشید؛ پس بسمالله.
* عضو هیات علمی و رسانه استادان دانشگاههای کشور