بهراد رشوند: استقلال امروز، تیمی است که هر ۹۰ دقیقهاش شبیه پرتاب یک سکه است؛ نه میتوان با قاطعیت دربارهاش حکم صادر کرد و نه میشود بیتفاوت از کنارش گذشت. ریکاردو ساپینتو روی نیمکت تیمی نشسته که همزمان میتواند رؤیای 3 جام را زنده نگه دارد و در همان حال، با یک لغزش غیرمنتظره، تردید را به جان سکوها بیندازد. این استقلال، پروژهای ناتمام است؛ پر از انرژی، پر از تناقض، پر از سؤال.
هوادار آبی این روزها در وضعیت عجیبی زندگی میکند؛ از یک سو جدول را نگاه میکند و صدر را میبیند، از سوی دیگر نمایشهایی را به خاطر میآورد که با منطق یک مدعی همخوانی ندارد. ۵ هفته بدون برد؟ بله! اما همچنان همامتیاز با تراکتور و سپاهان در قله. این معادله را چطور باید فهمید؟ تیمی که برابر شمسآذر برد 2 گله را از دست میدهد و در لحظات پایانی دوباره بازی را برمیگرداند، بیشتر از آنکه باثبات باشد، عصبی و هیجانی به نظر میرسد؛ تیمی که هوادارش را میان خشم و وجد، مدام جابهجا میکند.
ساپینتو استقلالی ساخته که فوتبالش قالب صنعتی و مکانیکی ندارد. گاهی با سرعت، با پرس، با انتقالهای برقآسا چشم را نوازش میدهد و گاهی چنان در خلق موقعیت ساده هم به زحمت میافتد که انگار انرژیاش تحلیل رفته است. این نوسان، فقط فنی نیست. بخشی از آن به ذهنیت تیم برمیگردد؛ به اعتماد به نفس شکنندهای که با هر گل خورده ترک برمیدارد و با هر برد نفس میگیرد.
در لیگ برتر، عدد ۳۵ کنار نام استقلال نشسته؛ عددی که در کنار تراکتور و سپاهان معنا پیدا میکند اما صدرنشینی مشترک، لزوماً نشانه اقتدار نیست. استقلال در هفتههایی که میتوانست فاصله بسازد، برابر ذوبآهن و پیکان امتیاز از دست داد؛ این یعنی فرصتسوزی. رقبای مستقیم هم لغزش داشتند اما تیم ساپینتو نتوانست از این لغزشها پلی برای جهش بسازد. قهرمان شدن، فقط به امتیاز جمع کردن نیست؛ به استفاده از لحظههاست، به شکار زمانهای طلایی.
در لیگ قهرمانان آسیا نمایش هجومی مقابل الحسین امید را زنده کرد اما یک ضربه از راه دور همه چیز را بر هم زد. تیمی که میخواهد در قاره قد بکشد، باید در لحظههای بحرانی آرام بماند. استقلال هنوز شانس دارد؛ بازی برگشت باقی مانده و خاطره صعود از مرحله گروهی پس از شروعی لرزان نشان میدهد این تیم توان برخاستن دارد اما پرسش پابرجاست: چه زمانی ثبات به اردوگاه آبی میآید؟
جام حذفی شاید سادهترین مسیر به جام باشد. با حذف مدعیانی چون پرسپولیس و سپاهان، راه هموارتر از همیشه است اما خطر دقیقاً همین جاست؛ استقلال بیشتر از هر حریفی، از خودش ضربه خورده است. اگر تمرکز از دست برود، اگر مدیریت لحظههای حساس سست شود، همین فرصت طلایی هم میتواند به یک حسرت تازه بدل شود.
در بیرون زمین هم آرامش حکمفرما نیست؛ پنجره نقلوانتقالات بسته است اما لیست خروج باز میشود، رامین رضاییان جدا شد، ابوالفضل جلالی میان خروج و حضور در ترکیب اصلی در رفتوآمد است و حسین گودرزی که آماده نشان میدهد، برای بازگشت جلالی نیمکتنشین میشود. این تصمیمها بیش از آنکه برنامهریزیشده به نظر برسد، شبیه واکنشهای مقطعی است. تیمی که میخواهد قهرمان شود، باید تکلیفش را با خودش روشن کند؛ بداند چه میخواهد و با چه نفراتی میخواهد.
ساپینتو مربی کمجسارتی نیست. شخصیتش، فوتبالش، حتی واکنشهای کنار زمینش نشان میدهد از ریسک نمیترسد اما قهرمانی فقط محصول هیجان نیست؛ نیازمند نظم، تداوم و مدیریت بحران است. استقلال در برخی مسابقات با شوک مثبت نتیجه گرفته اما شوکدرمانی نسخه دائمی نیست. برای رسیدن به جام، باید از نوسان عبور کرد؛ باید میان حمله و دفاع، میان جوانی و تجربه، میان انگیزه و تمرکز تعادل ساخت.
هوادار استقلال حق دارد هم امیدوار باشد و هم نگران. امید از جدول میآید، از شانس در ۳ جبهه، از خاطره بازگشتهای ناگهانی. نگرانی از همان ناپایداری میآید که هر لحظه ممکن است همه چیز را بر هم بزند. تیمی که میتواند در ثانیههای پایانی بازی را ببرد، همان تیمی است که میتواند در یک لحظه عدم تمرکز، همه چیز را واگذار کند.
شاید بزرگترین چالش ساپینتو، رساندن تیم به آرامش باشد؛ آرامشی نه به معنای کند شدن، بلکه به معنای کنترل ضربان بازی. استقلال اگر بتواند ذهنش را منظم کند، اگر بداند هر مسابقه را چطور مدیریت کند، ابزار قهرمانی را دارد اما اگر همین ریتم سینوسی ادامه پیدا کند، مسیر به جای صعود، پر از پیچهای خطرناکتر خواهد شد.
استقلال این فصل، داستان تضادهاست؛ تیمی که میتواند در یک قاب، هم رؤیا باشد و هم کابوس. هوادارانش میان امید و تردید زندگی میکنند.
شاید بهترین توصیف برای این تیم همین باشد: میشود به آن دل بست اما نمیشود چشمبسته به آن اعتماد کرد. آینده آبیها نه سیاه است و نه سفید؛ خاکستری پرهیجانی است که هر هفته رنگ عوض میکند.
مخالفت هیأتمدیره استقلال با پیشنهاد تغییر کادر فنی
رد برکناری
شکست برابر الحسین اردن دوباره آتش اختلافات در باشگاه استقلال را شعلهور کرد. در روزهایی که تیم ریکاردو ساپینتو همچنان در کورس رقابتهای داخلی و آسیایی حضور دارد، زمزمه تغییر روی نیمکت یک بار دیگر شنیده میشود. گفته میشود علی تاجرنیا پس از این ناکامی، موضوع برکناری سرمربی پرتغالی را در جلسه با اعضای هیات مدیره مطرح کرده؛ پیشنهادی که این بار هم با مخالفت جمعی روبهرو شده است.
اختلاف میان ساپینتو و مدیرعامل استقلال، موضوع تازهای نیست. از ماهها قبل نشانههایی از سردی روابط میان این دو دیده میشد، هر چند باشگاه تلاش میکرد تصویر بیرونی آرامی ارائه دهد اما واقعیت این است که نارضایتی دوطرفه، کمکم از پشت درهای بسته بیرون آمد. ساپینتو بارها به مشکلات زیرساختی اشاره کرده؛ از نبود زمین تمرین استاندارد گرفته تا دشواریهای میزبانی مسابقات. بسته بودن پنجره نقلوانتقالات زمستانی و محدودیتهای پیش رو برای تابستان نیز مزید بر علت شده است. او معتقد است بدون تقویت فهرست بازیکنان، رقابت در ۳ جبهه بسیار دشوار است.
در سوی مقابل، تاجرنیا از انتقادهای علنی سرمربی در نشستهای خبری دلخور است. از نگاه سرپرست باشگاه، طرح مسائل داخلی در رسانهها به اعتبار مدیریتی باشگاه لطمه میزند. همین تضاد نگاه، رابطهای شکننده ساخته که با هر نتیجه ضعیف، ترک تازهای برمیدارد. این نخستینبار نیست که پس از یک باخت، بحث تغییر کادر فنی مطرح میشود؛ در مقاطع قبلی نیز چنین زمزمههایی بالا گرفت اما هر بار با یک پیروزی یا حمایت مقطعی فروکش کرد.
نشانههای فاصله میان این ۲ چهره حتی در سفر اخیر تیم به امارات هم دیده شد؛ جایی که تاجرنیا جدا از کاروان استقلال راهی دوبی شد. این جزئیات کوچک، در فضای رسانهای بزرگ میشود و تصویر یک شکاف عمیقتر را میسازد. حالا هم پس از شکست آسیایی، دوباره همان سناریو تکرار شده است: پیشنهاد تغییر، بحثهای داخلی و در نهایت مخالفت هیات مدیره.
تصمیم اخیر هیات مدیره نشان میدهد اکثریت مدیران به ثبات در این مقطع حساس باور دارند. استقلال هنوز در رقابتهای مختلف شانس قهرمانی دارد و تغییر ناگهانی سرمربی میتواند ریسک بزرگی باشد. با این حال، ماندن ساپینتو به معنای پایان تنش نیست. رابطهای که ترک برداشته، با یک رأی مدیریتی ترمیم نمیشود.
استقلال حالا بیش از هر زمان دیگری به آرامش نیاز دارد؛ نه فقط در زمین، بلکه در اتاقهای تصمیمگیری. اگر قرار است این فصل با موفقیت به پایان برسد، دوئل پنهان سرپرست باشگاه و سرمربی باید جای خود را به همافزایی بدهد. فعلاً اما ساپینتو میماند و ماجرا ادامه دارد.
البته اگر استقلال بتواند مانند دیدار رفت، پردامنه حمله کند، شانس بالایی برای شکست نماینده اردن در خاک خودش دارد.