
این روزها از یک سو شاهد اوج دشمنی آمریکاییها با ملت ایران هستیم و از سوی دیگر شاهد اوج مقاومت این ملت عزیز.
آمریکاییها از طرفی بساط مذاکره پهن کردهاند و از طرفی دیگر دوباره زبان به تهدید گشودهاند که؛ "اگر ایرانیها با ما توافق نکنند روزهای سخت و بدی را در پیش خواهند داشت".
این صحنه همان صحنه پیش از حمله سحرگاه 23 خرداد 1404 است که اسرائیلیها بهنیابت از آمریکاییها در میانه مذاکرات به کشورمان حملهور شدند و پس از 12 روز با وجود مداخله مستقیم آمریکا در این جنگ بدون دستاورد از آن خارج شدند.
این دشمنی دائمی و تکرارشونده آمریکاییها با ملت ایران بهبهانههای مختلف از ابتدای انقلاب اسلامی وجود داشته است و تمامی نسلهای پس از انقلاب اسلامی بهنوعی با آن مواجه بودهاند،
اما شاید در هر یک از نسلهای انقلاب و بهخصوص در نسل نوجوان و جوان کنونی ـ که شاهد خشونت عریان نظامی و تروریستی دشمنان علیه خود است ـ این سؤال وجود داشته و دارد؛ علت اصلی این همه دشمنی آمریکا و اقمار استکباری او با ایران چیست؟
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال 1368 بهمناسبت اولین سالگرد هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو آمریکایی، به این سؤال پاسخ داده و علت دشمنی آمریکا با ایران را تشریح کردهاند. بازخوانی این فرمایشات رهبر انقلاب چند نکته را روشن میکند:
نکته اول: عظمت دشمنی نشاندهنده عظمت پیام انقلاب است
امام خامنهای درباره حمله تروریستی ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران در سال 1367 میفرمایند: «دیدید آمریکاییها روشن و صریح هواپیماى مسافربرى بیدفاعِ غیرنظامىِ حامل عدّهاى مسافر ایرانى و خارجى را از روى ناوشان زدند، سرنگون کردند و آنها را در اعماق دریا غرق کردند. دنیا با این جنایت چهجورى برخورد کرد؟ وسعت دامنهی دشمنى با اسلام را اینجا میشود فهمید و عظمت دشمنى، نشاندهندهی عظمت پیام ماست. ما از قدیم در باب دشمنیهایى که با اسلام و با شعارهاى اسلامى میشد، این حرف را بارها و بارها با مردم میگفتیم و تکرار میکردیم... بنده بارها در اجتماعات به مردم میگفتم که عکسالعمل دشمن نشاندهندهی صحّت کار ماست. تا وقتى دشمن تهدید نشود، به عکسالعمل وادار نخواهد شد. عکسالعمل دشمن نشاندهندهی این است که این کار، این حرف، این پیام، این اقدام، براى دشمن خطرناک است. این همه مردم از اطراف عالم، به حج میروند و اعمال حج را انجام میدهند؛ نه آمریکا، نه اسرائیل، نه دولتهاى مرتجع وابسته حسّاسیّتى روى این رفتوآمدها و ذکر و دعاها ندارند. چند سال ملّت ایران به حج رفتند و حجّ همراه با برائت، حجّ معنیدارِ علیه طواغیت و بتهاى زر و زورِ امروز بهجا آوردند؛ همهی دستگاههاى استکبارى دنیا علیه اینها همدست شدند و بعد هم عمّال آمریکا آن فاجعه را در ایّام حج در مکّه بر سر زوّار و حجّاج ایرانى درآوردند، این براى چیست؟ دشمن نسبت به آن چیزى که از آن میترسد، عکسالعمل نشان میدهد.
نکته دوم: اسلام ناب محمدی(ص) ایرانیان، پایههای کفر و استکبار جهانی را لرزانده است
اسلامى که پیام پیغمبر اسلام (صلّى الله علیه و آله و سلّم) را با خود همراه داشته باشد، دشمنىِ ابوجهل و ابولهب را حتماً بر خواهد انگیخت. اگر شما جایى دیدید ابوجهلها و ابولهبها و بقیّهی صنادید کفر جهانى در مقابل پیام اسلام بیتفاوتند، بدانید این اسلام، اسلامِ صدر اسلام و اسلامِ پیغمبر اکرم نیست؛ روح حقیقى اسلام و تپش حقیقى اسلام در آن نیست، آن اسلامى که صنادید زر و زور را و اقطاب قدرت جاهلى و طاغوتى را در دنیا میترسانَد، اسلام ناب محمّدى(ص) است.
کار به جایى میرسد که دولت آمریکا ـ یک دولت علیالظّاهر مقیّد و مواظب به قوانین بینالمللى و مدّعى خیلى ادّعاهاى بزرگ ـ روز روشن، جلوى چشم همهی خلایق و در دید رادارها و دوربینها و اخبار گوناگون مردم عالم از داخل ناو خود میزند یک هواپیماى مسافرى را ساقط میکند؛ فقط به این خاطر که متعلّق به ایران اسلامى است! این نشاندهندهی این است که این اسلام، پایههاى کفر و استکبار جهانى را لرزانده، این نشاندهندهی این است که سران کفر و استکبار جهانى حقیقتاً از اسلامى که امروز پرچم آن بهدست جمهورى اسلامى و بهدست ملّت ایران است، احساس خطر میکنند، در آن قدرت میبینند، پس ما قوى هستیم، پیام ناخودآگاه خصومتهاى دشمن، عبارت است از قدرت جمهورى اسلامى.
نکته سوم: آمریکا از قدرت اسلامی ایران میترسد
در طول این ده سال دائماً در تبلیغاتشان سعى کردند جمهورى اسلامى را متزلزل، لرزان، روبهزوال در همین یکى دو ماهه و همین چند وقته نشان بدهند؛ امّا عمل آنها نشان میدهد که جمهورى اسلامى آن کلمهی طیّبه و آن شجرهی طیّبهاى است که «اَصلُها ثابِتٌ وَ فَرعُها فِی السَّماّْءِ × تُؤتِی اُکـُلَها کُلَّ حینٍ بِاِذنِ رَبِّهـا». امام بزرگوار ما، با آن قلب نورانى، با آن ذهن روشن، این قدرت را بارها و بارها تکرار کرده بود و یک بار دیگر در هنگام ارتحال ملکوتىِ آن زادهی پیغمبران و دنبالهروِ انبیاى الهى، روشن و واضح شد. برادران و خواهران! هدفهاى ما روشن است، هدفهاى ما در اسلام خلاصه میشود. اسلام فقط یک اعتقاد نیست؛ اسلام زندگى طیّبهی انسانهاست. وقتى ما میگوییم حیات اسلامى و نظام اسلامى، یعنى آن نظامى و آن حیات طیّبهاى که همهی خیراتى که انسان به آنها علاقهمند است، در آن هست؛ یعنى صفاى معنوى هست، رفاه مادّى هم هست؛ یعنى امنیّت اجتماعى هست، امنیّت روحى هم هست؛ یعنى علم و سواد و دانش و بینش و تحقیق هم هست، تعبّد و خلوص و توجّه به خدا و عبادت هم هست؛ این حیات طیّبهی اسلامى است؛ ما این را میخواهیم تأمین کنیم؛ اسلام این را به ما میدهد.
نکته چهارم: اسلام اثبات کرده است که میتواند از مردم معتقد دفاع کند
اسلام امتحانداده است، اسلام نشان داده که میتواند از مردمى که به آن اعتقاد دارند و بر اساس آن زندگى میکنند، دفاع کند. درست است که دشمنىِ قدرتهاى عالم با ما بهخاطر اسلام ماست؛ وَ مانَقَموا مِنهُم اِلّا اَن یُؤمِنوا بِاللهِ العَزیزِ الحَمید» مسئله، دعوا بر سرِ اسلام است؛ امّا حصار محکم ما هم همین اسلام است، سنگر بزرگى که ما میتوانیم در آن قرار بگیریم و از حیثیّت و شخصیّت و هویّت خودمان دفاع کنیم و آن حیات طیّبه را براى خودمان فراهم بکنیم، همین اسلام است، این هدف ماست و این راه ماست و ما براى رفتن بهسمت این هدف، هیچچیز کم نداریم: ایمان لازم است، بحمدالله خداى متعال دلهاى ما را به نور ایمان خودش منوّر کرده؛ حرکت و عمل و اقدام لازم است، بحمدالله خدا توفیق داده و ملّت ایران ثابت کردند که اهل حرکت و اهل اقدام و اهل نگاه نکردن به موانع در سر راه این اهداف هستند، سختیها را هم تحمّل کردند، آبدیده شدند و نشان دادند که اهل عمل صالحاند؛ موقعیّت طبیعى و سیاسى در دنیا میخواهد، این را [هم] خداى متعال به ما عنایت کرده. امروز منطقهاى که ما در آن زندگى میکنیم ـ چه دشمنهاى ما خوششان بیاید، چه بدشان بیایدت یکى از حسّاسترین مناطق عالم است، هر ملّتى اینجا زندگى بکند، از یک امتیاز برخوردار است؛ این امتیاز را خداى متعال به ما داده، امکانات طبیعى هم خیلى زیاد در اختیار ماست.
نکته پنجم: ایران اسلامی قدرتمند را باید با اتحاد حفظ کنیم
ما این دو عامل یعنى ایمان عمیق و اقدام و عمل و نیّت قاطع بر پیمودن این راه را ـ که تا حالا داشتهایم و توانستهایم بحمدالله جلو بیاییم ـ بایستى حفظ کنیم، این آن چیزى است که یکیک مردم، زن و مرد، قشرهاى مختلف و در هر نقطهی کشور باید بهیاد داشته باشند: حفظ ایمان و شوق، و حفظ عمل و اقدام و حرکت. بحمدالله وحدت و یکپارچگى بر ملّت ما حاکم است؛ این را بایستى حفظ کنید، مخصوصاً آن کسانى که زبان گویا و مؤثّرى در میان مردم دارند و آن کسانى که میتوانند بر ذهنها و دلها و روحهاى مردم اثر بگذارند، آنها براى تقویت ایمان و تشویق به عمل و حفظ یکپارچگى و پیوند عمومى ملّت، بیشتر موظّف هستند، لذا بنده بارها به مردم عزیزمان و به کسانى که دلهایشان پُر از امید و ایمان است گفتهام که من نسبت به آینده هیچگونه نگرانى و تردیدى ندارم و میبینم که ملّت ما بهفضل پروردگار خواهند توانست همان حیات طیّبهی اسلامى را که اسلام میخواهد ـ که در آن همهچیز هست: هم دنیا هست، هم آخرت هست، هم مادّه هست، هم معنا هست، هم علم هست، هم عبادت هست، هم رفاه هست، هم معنویّت هست ـ به وجود بیاورند و درست کنند، و بدانید اگر ما توانستیم این نظام را و اینچنین جامعهاى را براى خودمان بهوجود بیاوریم، شکست واقعى را آن روز بر دشمنان جهانىِ خودمان وارد کردهایم.