
عرفان خیرخواه: استاد اصغر طاهرزاده را میتوان یکی از دینپژوهانی دانست که محصول نهضت انقلاب اسلامی هستند. یکی از آنهایی که بر اثر قرار گرفتن در مغناطیس انقلاب به سمت پژوهشهای دینی و دقت و تأمل بیشتر در دین و فراتر رفتن از نگاه عادتواره به آیینها حرکت کردند. او در دوره پیش از انقلاب در رشته زمینشناسی تحصیل کرده بود اما رفتهرفته به سمت تحصیلات حوزوی گرایش پیدا کرد و در مدرسه حقانی قم از محضر بزرگان آن حوزه علمیه تلمذ کرد. سپس به توصیه شهید بهشتی به موازات تحصیلات حوزوی در آموزشوپرورش هم مشغول به کار شد و به این ترتیب دینپژوهیهای او با رویکرد فرهنگی آمیخته شد. از اصغر طاهرزاده بیش از ۵۰ عنوان کتاب در موضوعات مختلفی؛ از قبیل تفسیر قرآن، شرح نهجالبلاغه، اصول عقاید، اخلاق اسلامی، آداب سلوک قلبی و مباحث مربوط به انقلاب اسلامی، تمدن شیعه و غربشناسی، منتشر شده است و کتاب «روزه؛ دریچهای به عالم معنا» نسخه مکتوب و ویرایش شده سخنرانی او در جمع دانشجویان تربیت معلم است. این بحث به جهت نوع نگاهی که به روزه و ماه رمضان داشت، مورد استقبال قرار گرفت و خصوصیت ویژه آن در توجه کردن به روزه در رابطه با نقشی است که روزه در اندازه باطنی و قلبی انسان ایفا میکند. گفتوگوی «وطن امروز» با استاد اصغر طاهرزاده را که معطوف به مطالب طرح شده در این کتاب، نکاتی درباره معنای واقعی روزهداری و نسبت آن با زیست امروز ایرانیها دارد، در ادامه میخوانید.
***
* در کتاب میفرمایید روزه «دریچهای به عالم معنا» است. در فرهنگ ایرانی امروز، چطور میتوان این دریچه را برای خانوادهها و جوانان بازتر کرد تا رمضان فقط به افطار و مهمانی خلاصه نشود؟
روزه دریچهای به عالم معنا و باطن انسان است و من هم در کتاب قصدم این بود که دست روزهدار را بگیرم و او را به لایههای باطن روح و روان و قلبش سیر دهم. برای گشودن این دریچه در خانوادههای ایرانی امروز، لازم است نیت روزهداری را از سطح رسوم اجتماعی به سطح بندگی واقعی ارتقا دهیم. والدین میتوانند هر سال قبل از رمضان، مطالب معرفتی و معنوی این ماه را با هم مرور کنند تا عزم بلند در دل همه زنده شود. جوانان را نیز به خواندن دعای سحر یا ابوحمزه ثمالی در جمع خانوادگی دعوت کنیم، حتی اگر چند خط باشد و در طول روز هنگام احساس گرسنگی، به آنها یادآوری کنیم که این گرسنگی پذیرایی مقدس خداوند است و آنان را برای دریافت لقمههای نور آماده میسازد. اگر چنین نگاهی در خانواده حاکم شود، رمضان از یک برنامه فصلی و اجتماعی به سفری باطنی و معنوی تبدیل خواهد شد و نسل جوان با شور و شعف بیشتری وارد ماه مبارک میشود و راههای گمشده روح خود را خواهد یافت.
* شما تأکید دارید که «شبیه خدا شدن» (از جهت بینیازی) یکی از برکات روزه است. این نگاه چطور میتواند در فرهنگ مصرفگرایی و مقایسههای اجتماعی امروز به ما کمک کند تا سادهزیستی را بیشتر دوست داشته باشیم؟
در حدیث قدسی آمده است «الصوم لی و أنا أجزی به»؛ روزه برای خداوند است و خداوند خود پاداش آن است. روزهدار با فاصله گرفتن از نیاز به غذا، ذرهای از صفت غنای الهی را در خود ظاهر میسازد. اگر همت روزهدار بلند باشد و طالب وجه حق شود، نور حق در صفت «غنی» بر قلبش میتابد و این یک نحوه قرب به خداوند است. در فرهنگی که مصرفگرایی و مقایسههای اجتماعی از طریق شبکههای مجازی بسیار تقویت شده، این بینیازی به انسان میآموزد که لذت حقیقی در انس با خداوند است، نه در انباشتن مال و نمایش آن در فضای مجازی. همین نگاه، سادهزیستی را نه به عنوان یک اجبار اخلاقی سخت، بلکه به عنوان حالتی دلنشین و شیرین در دل انسان جای میدهد و او را از چرخه پایانناپذیر حرص و بیشتر خواستن آزاد میسازد تا آرامش درونی را تجربه کند.
* در کتاب آمده که روزه هوس را میکشد و قلب را زنده میکند. این زنده شدن قلب چه تأثیری میتواند روی روابط خانوادگی، مهربانی و صبر در جامعه ایرانی داشته باشد؟
امام صادق علیهالسلام فرمودهاند «فالصوم یمیت هوى النفس... و فیه حیاه القلب»؛ روزه هوس نفس را میمیراند و حیات قلب را پدید میآورد. وقتی قلب زنده شد، انسان چیزهایی را که قبلاً برایش بیارزش بود مهم میبیند و چیزهایی را که دنبالشان بود دیگر نمیخواهد. در خانواده، این تغییر ادراک باعث میشود پدر و مادر با حلم و مهربانی بیشتری با فرزندان برخورد کنند، غضب و کینه فرو بنشیند و روابط از حالت تشنج به صبر و محبت تبدیل شود. در سطح جامعه ایرانی نیز، زنده شدن قلبها موجب کاهش بدبینی، افزایش خوشبینی به بندگان خدا و احساس واقعیتر وجود عالم غیب و ملائکه و قیامت میشود که خود بهترین زمینه برای افزایش مهربانی جمعی، صبر اجتماعی و کاهش تنشهای ناشی از هوس و کینه است.
* جایی فرمودید «گرسنگی؛ پذیرایی مقدس خدا» است؛ چطور میتوان این تعبیر را در سنت زیبای افطاری دادن ایرانیها پیاده کرد تا هم میهماننوازی حفظ شود و هم از اسراف و پرخوری دور بمانیم؟
گرسنگی، پذیرایی مقدس خداوند است؛ چنانکه در روایت مربوط به 3 مؤمن مسافر آمده که خداوند برای بندهای که مهمان او شد، بهترین طعام را همان گرسنگی قرار داد. در سنت افطاری ایرانی باید همین روح را جاری کرد: سفره را ساده بچینیم اما با محبت و ذکر خدا همراه کنیم. میزبان، مهمان را به خواندن دعا یا ذکر دعوت کند تا افطار، صرفاً خوردن نباشد، بلکه ادامه همان بندگی روز باشد. میهمان نیز به جای تمرکز بر تنوع غذاها، به یاد آورد که این افطار پایان گرسنگی است نه جبران همه نخوردنهای روز. اینگونه هم میهماننوازی ایرانی حفظ میشود و هم از اسراف و پرخوری که روزه را خراب میکند پرهیز خواهد شد و برکت واقعی ماه مبارک در خانهها جاری میشود.
* در کتاب اشاره کردهاید که در روزهای اول رمضان، شیطان بسته میشود و قلب آمادگی خاصی پیدا میکند. به نظر شما در فرهنگ ما، چطور میتوان این حال خوش اولیه را تا آخر ماه حفظ کرد و نگذاشت کمرنگ شود؟
بله، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در خطبه شعبانیه فرمودند در این ماه درهای بهشت باز و شیاطین مغلولاند اما شيطان در ماه رمضان بیکار نیست و با ایجاد اختلاف، دستهبندی و وقتکشی سعی میکند توفیق مردم را بگیرد. روزهای نخست رمضان قلب حال خاصی از آمادگی برای بندگى پیدا میکند. برای حفظ این حال تا پایان ماه، باید مراقب باشیم که خودمان درهای بهشت را نبندیم. اختلافات خانوادگی، غیبت، پرخوری در افطار و انجام کارهای بیفایده، این حال را از بین میبرد. راه حفظ آن، افزایش ذکر، قرائت قرآن با تدبر، بازگشت مداوم به سجده و توبه و رجوع هر شب به حال قلب خود است تا لطف آغاز ماه تا عید فطر پایدار بماند.
* شما میگویید اگر فقط گرسنگی بکشیم، روزه خراب میشود و باید بندگی کنیم. در برنامههای فرهنگی و رسانهای ماه رمضان (تلویزیون، مساجد، فضای مجازی)، چطور میتوان این نگاه عمیقتر را بیشتر برجسته کرد؟
روزه تنها گرسنگی نیست، بلکه نوعی صعود روحی از طریق بندگی خداوند است. در برنامههای تلویزیونی، مراسم مساجد و فضای مجازی باید کمتر از جنبههای ظاهری مانند کاهش وزن و رژیم غذایی سخن گفت و بیشتر بر زنده شدن قلب و انس با خداوند تأکید کرد. سخنرانان و برنامهسازان میتوانند جوانان را به ثبت تجربههای قلبیشان دعوت کنند و با پخش دعای سحر و ابوحمزه همراه با توضیح ساده، توجه به روایات و سخنان عرفا را بیشتر کنند تا اراده روزهدار تقویت شود. این نگاه عمیق وقتی در رسانهها و مراسم برجسته شود، مردم از سطح رسوم اجتماعی به عمق بندگی و انس با خداوند می رسند و بهره واقعی از ماه مبارک را خواهند برد.
* در بخشی از کتاب به «آزادی از وهم» اشاره شده. در زندگی شهری و پراسترس امروز ایران، این آزادی از وهم چه معنایی برای مردم عادی میتواند داشته باشد و چطور به آرامش کمک میکند؟
وهم آن بُعد باطنی انسان است که «هیچ» را «چیز» و «چیز» را «هیچ» جلوه میدهد، چنانکه در قصه باغبان و زنبور آمده است. روزه این وهم را ضعیف میکند. در زندگی شهری پراسترس امروز، هنگامی که انسان چند ساعت گرسنه میماند و به جای حرص و اضطراب، به خداوند پناه میبرد، میفهمد که بسیاری از اضطرابهای معیشتی و مقایسههای اجتماعی ساخته ذهن او است. روایت پیامبر که «شیطان مجرای خون را با جوع تنگ کنید» دقیقاً به این آزادی اشاره دارد. این آزادی از وهم، اضطراب را کاهش میدهد، دل را سبک میکند و آرامش حقیقی را که از توکل بر رزق الهی ناشی میشود به انسان هدیه میدهد.
* گفتید روزه تضرع و زاری را زیاد میکند و انسان یاد منزل اصلیاش میافتد؛ چطور میتوان این حس دلتنگی و بازگشت را به عنوان نوعی معنای زندگی تشریح کرد؟
اصل جان انسان ملکوتی است و از نیستان عالم غیب بریده شده، سپس به پایینترین درجه هبوط کرده است. روزه این فاصله از منزل دروغین را به انسان یادآوری میکند و او را به ناله، تضرع و زاری وامیدارد تا راه بازگشت به عالم قرب باز شود. این حس دلتنگی، دقیقاً معنای زندگی است: انسان باید بداند که این دنیا وطن حقیقی او نیست و باید با زاری به سوی خداوند حرکت کند. وقتی این معنا در دل زنده شود، دنیا دیگر نمیتواند او را اسیر خود سازد و زندگی جهت الهی و هدفمند پیدا میکند و انسان به اصل خود بازمیگردد.
* در کتاب آمده روزه زکات بدن است و بدن را در اختیار انسان قرار میدهد نه برعکس. این تسلط بر بدن به جای تسلط بدن بر انسان چه تاثیراتی در زندگی پس از ماه رمضان خواهد داشت؟
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند «لکل شیء زکاه و زکاه الأبدان الصيام»؛ روزه زکات بدن است و آن را پاک و در اختیار روح قرار میدهد. پس از رمضان، نفس دیگر مانند اسب چموش سرکش نیست و راحتتر تحت فرمان عقل و شرع درمیآید. این تسلط موجب میشود انسان در زندگی روزمره کمتر اسیر شهوت و خشم شود، روابط خانوادگی سالمتر شود، در کار و عبادت پایدارتر باشد و قدرت پرهیزکاری که آیه شریفه «لعلکم تتقون» وعده آن را داده در شخصیت او ریشه بدواند. این برکت تا سال بعد ادامه مییابد مشروط به مراقبت مداوم از حالت رامشدگی نفس.
* گفتید در رمضان درهای بهشت باز و جهنم بسته است اما خودمان میتوانیم آنها را ببندیم یا باز کنیم. در فرهنگ روزمره ایرانیها، چه رفتارهایی بیشتر باعث میشود درهای بهشت بسته یا درهای جهنم باز شود و چطور میتوان جلوی آن را گرفت؟
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند درهای بهشت باز و جهنم بسته و شیاطین مغلولند اما خود ما میتوانیم آنها را تغییر دهیم. در فرهنگ روزمره ایرانی، رفتارهایی مانند حرص به دنیا، غضب، بدگویی، اختلافات بیمورد، پرخوری شدید در افطار و شبنشینیهای طولانی بیمحتوا باعث میشود درهای بهشت بسته شود. وقتی حرص دنیا بر دل حاکم شد، یعنی خودمان در بهشت را بستیم. برای جلوگیری، باید هر شب به حال قلب خود رجوع کنیم، با توبه، صله رحم، دعا برای دیگران و پرهیز از غیبت، درهای باز را حفظ کنیم تا لطف ماه مبارک از دست نرود.
* شما به نقل از روایات میگویید روزه حداقل غذا، حداکثر قدرت میآورد؛ این قدرت از چه چیزی ناشی میشود؟
این قدرت از رام شدن نفس چموش و حیات قلب ناشی میشود. با حداقل غذا، بدن سبک میگردد، فکر بیدار و حکمت روشن میشود. روح از اسارت شکم آزاد شده و قدرت واقعی ایمان، صبر و انس با خداوند را به دست میآورد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آنقدر گرسنه میماندند که سنگ روی شکم میگذاشتند تا فشار گرسنگی کمتر شود و حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام در سختترین میدان جنگ به پیامبر پناه میبردند. حتی امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در کودکی آرد پدر را با روغن مخلوط کردند اما حضرت اعتراض کردند. این نشان میدهد حداقل غذا، حداکثر قدرت روحی و ایمانی میآورد که از نزدیکی به خدا سرچشمه میگیرد.
* در کتاب تأکید دارید که انتظار ما از روزه تعیینکننده بهرهای است که میبریم. در فضای فرهنگی امروز (مثلاً شبکههای اجتماعی)، چطور میتوان انتظار مردم از رمضان را بالاتر برد تا فقط به کاهش وزن یا رسم اجتماعی محدود نشود؟
مولوی در داستان گاو بغداد نشان میدهد هر کس به اندازه مطلوب خود بهره میبرد. اگر در فضای مجازی تنها از سفرههای رنگین و کاهش وزن سخن بگوییم، انتظار مردم نیز در همین حد خواهد ماند. باید عزم بلند را ترویج کرد که رمضان را برای «ابتغاء وجه الله» و دیدار خداوند بگیریم. جوانان را به ثبت تجربههای معنویشان دعوت کنیم و رسانهها بر این نکته تأکید ورزند که جزای حقیقی روزه، خود خداوند است. وقتی انتظار دیدار حق بالا رود، خداوند خودش را به بنده میدهد و بهره روزه از سطح کاه به مغز گندم میرسد؛ همان چیزی که اولیای الهی از رمضان میگرفتند.