امیرعباس نوری: امروز دور سوم مذاکرات هستهای ایران و آمریکا برگزار میشود. این مهمترین مرحله دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا در دولت دوم ترامپ است. بر اساس مواضع دولت آمریکا همچنین شواهد و قرائن موجود، این مذاکرات نقشی کلیدی و تعیینکننده بر تصمیم نهایی ترامپ در قبال ایران دارد. در این دور از مذاکرات قرار است ایران بسته پیشنهادی خود را برای یک توافق قابل قبول به طرف آمریکایی ارائه دهد. برخی نیز از طرح رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای توافق خبر میدهند؛ طرحی که ظاهراً در حوزه تعهدات هستهای ایران، سطحی از غنیسازی برای تامین نیازهای ضروری ایران در آن گنجانده شده. اگر جزئیاتی که درباره طرح مدیرکل آژانس منتشر شده، صحت داشته باشد، ایران انعطافهای زیاد و قابل تاملی در حوزه برنامه هستهای خود انجام داده است، به گونهای که اگر دولت آمریکا واقعا به دنبال حصول یک توافق با ایران باشد، این انعطافها به صورت کامل زمینه را برای حصول توافق طرفین فراهم میکند. در واقع در ظاهر پیداست گروسی به عنوان مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز با توجه به واقعیات برنامه هستهای ایران و همینطور قوانین و مقررات آژانس، این سطح از غنیسازی را برای ایران مقبول و قانونی میداند. البته این تنها یک سوی ماجراست. با توجه به اخبار رسمی و غیررسمی، همانگونه که گفته شد ایران با انعطافهایی که درباره برنامه هستهای خود نشان داده، اراده و صداقت خود را برای حصول توافق نمایان کرده اما این همه شرایط لازم برای حصول توافق نیست. در ازای این انعطافهای ایران، طرف آمریکایی باید تعهدات خود را در زمینه لغو تحریمها و امتیازات اقتصادی به ایران نشان دهد. این موضوع، یعنی امتیازاتی که دولت آمریکا در ازای تعهدات هستهای ایران باید ارائه دهد، آزمون مهمی درباره میزان جدیت و صداقت ترامپ نسبت به مذاکره و توافق احتمالی است. اگر ترامپ آنگونه که ادعا میکند، توافق را بر جنگ ارجح میداند، قاعدتاً باید در قبال انعطافهای ایران، امتیازات اقتصادی قابل قبولی به ایران ارائه دهد. لغو تحریمها بدیهیترین اقدامی است که طرف آمریکایی در ازای انعطافهای هستهای ایران باید انجام دهد. بنابراین با توجه به شواهد و قرائن میتوان گفت همه چیز برای یک توافق هستهای میان ایران و آمریکا فراهم است. ایران حسننیت و صداقت خود را برای حصول توافق نشان داده است. بسته پیشنهادی ایران به وضوح نشان میدهد تهران برای جلوگیری از جنگ، صادق است. نمایندگان ایران در مذاکرات هستهای، با ارائه این بسته پیشنهادی، اصطلاحا توپ را در زمین طرف آمریکایی میاندازند. اینجاست که طرف آمریکایی در شرایط آزمون صداقت نسبت به حصول توافق هستهای قرار میگیرد. همانگونه که گفته شد پیشنهادات ایران حتی مورد تایید مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. بنابراین آنچه ایران برای حصول توافق با آمریکا پذیرفته، کاملا معقول است؛ هم نشاندهنده عدم تمایل ایران به ساخت سلاح هستهای است و هم تضمین میکند در دوره اجرای توافق، فعالیتهای غنیسازی ایران در مجاری قانونی و مورد تایید آژانس بینالمللی انرژی اتمی انجام میشود. ترامپ و دیگر مقامات دولت او مدعیاند مطالبه اصلی آنها، عدم ساخت سلاح هستهای توسط ایران است. بسته پیشنهادی ایران، به وضوح صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران را نشان میدهد و مهمتر، آن را تضمین میکند. بنابراین اگر طرف آمریکایی حقیقتا به دنبال توافقی است که مستلزم عدم ساخت سلاح هستهای توسط ایران باشد، قاعدتا باید از پیشنهادات ایران استقبال و انتظارات تهران در قبال اجرای این تکالیف و تعهدات هستهای را با لغو تحریمها و ارائه امتیازات اقتصادی محقق کند. بنابراین در حوزه مذاکرات و توافق، همه چیز روشن است. اکنون زمانی است که صداقت طرف آمریکایی نسبت به اولویت داشتن دیپلماسی نسبت به گزینه نظامی، در معرض آزمون قرار میگیرد. اگر آمریکا از بسته پیشنهادی ایران استقبال کند، آنگاه ترامپ میتواند مدعی شود ادعای او مبنی بر ارجحیت دادن دیپلماسی و توافق بر گزینه نظامی و جنگ درست بوده است اما اگر دولت آمریکا پیشنهادات ایران را نپذیرد، فارغ از هر بهانهای که برای رد این پیشنهادات ارائه میکند، ثابت میشود ترامپ یا از ابتدا مذاکره را صرفا برای خرید زمان برای تکمیل آرایش نظامی آمریکا علیه ایران مد نظر قرار داده بود، یا هدفش از مذاکره، تسلیم کامل ایران مقابل خواستههای نامعقول و غیرقانونی بوده است.
بجنگ تا بجنگیم
اعتراف اخیر استیو ویتکاف درباره کلافگی و استیصال رئیسجمهور آمریکا به خاطر عدم عقبنشینی ایران در برابر تهدیدات نظامی وی، به وضوح نگرش ترامپ در قبال مذاکرات اخیر و ماهیت توافق را نشان داد. اعتراف مهم ویتکاف نشان داد راهبرد ترامپ، برجسته و معتبرسازی تهدید حمله نظامی به قصد ارعاب ایران و در نتیجه تسلیم شدن ایران در برابر خواستههای او است.
بنابراین آنچه از صحبتهای ویتکاف استنباط میشود، این است که ترامپ اساسا به توافق اعتقادی ندارد و منظور او از توافق، تسلیم ایران است.
دونالد ترامپ، جیدی ونس و دیگر مقامات دولت آمریکا مدعی هستند مهمترین، اصلیترین و تنها خواسته ترامپ، عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای است. بنابراین در حالت طبیعی، هر توافقی که این هدف ترامپ را تامین و تضمین کند، قاعدتا به معنای تحقق خواسته او است. اما اگر ترامپ پس از دور سوم مذاکرات عراقچی با ویتکاف و کوشنر، از شکست مذاکرات بگوید، یک بار دیگر و این بار به صورت علنی و ملموس ثابت میشود اساسا به توافق، به معنای مصطلح آن در سیاست خارجی و قواعد دیپلماتیک اعتقاد ندارد و منظورش از توافق، تسلیم ایران است. بنابراین بدیهی است در صورت اعلام شکست مذاکرات توسط دولت آمریکا، ترامپ باید سراغ گزینه نظامی برود.البته ممکن است ترامپ با اعلام شکست مذاکرات و ادعای قریبالوقوع بودن حمله نظامی به ایران، تلاش کند آخرین شانسهای خود برای تسلیم ایران را امتحان کند ولی بدیهی است این تاکتیک احتمالی او راه به جایی نخواهد برد.
بنابراین اعلام شکست مذاکرات، به معنی در دستور کار قرار گرفتن گزینه نظامی علیه ایران توسط آمریکاست.
در این بین چند نکته اساسی وجود دارد که بدون تردید در سرنوشت جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران موثر خواهد بود.
1- اعتراف ویتکاف درباره کلافگی ترامپ از عدم تسلیم ایران نشان میدهد راهبرد اصلی ترامپ، تسلیم ایران است. این اعتراف ویتکاف ثابت میکند ترامپ بنا به دلایل مختلف، گزینه نظامی را در اولویت قرار نداده بود. به عبارتی، اگر فرض را بر صحت اعتراف ویتکاف بگذاریم، آنگاه اعلام شکست مذاکرات، به معنی در دستور کار قرار گرفتن گزینهای است که راهبرد اصلی ترامپ در قبال ایران نبوده است. اینکه چرا گزینه نظامی اولویت ترامپ نبوده و نیست، حاوی پیامها و نکاتی مهم است که قاعدتا مصادیق آن در معرکه جنگ نمودار خواهد شد. ایران نسبت به این موضوع کاملا مطلع و هوشیار است.
2- افشاگری رسانههای آمریکایی درباره نگرانیهای ژنرال جان دنیل کین، معروف به رازن، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا نسبت به عواقب و تبعات هر نوع اقدام جدی نظامی آمریکا علیه ایران، یک گزاره مهم درباره چشمانداز درگیری نظامی احتمالی آمریکا علیه ایران است. بر اساس گزارشاتی که رسانههایی مانند والاستریت ژورنال، نیویورکتایمز و حتی آکسیوس - رسانه نزدیک به لابی صهیونیستی در آمریکا ـ منتشر کردهاند، ژنرال رازن طی جلساتی که هفته گذشته با ترامپ و سایر مقامات سیاسی و نظامی آمریکا داشته، نگرانیهای جدی خود درباره تبعات و خسارات جنگ با ایران را مطرح کرده است. آنگونه که این رسانهها نوشتهاند، نگرانی اصلی رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، طولانی شدن جنگ آمریکا علیه ایران است. ژنرال کین معتقد است هر نوع درگیری جدی آمریکا با ایران، منجر به وقوع یک جنگ گسترده و طولانیمدت خواهد شد و در این حالت، ظرفیت نظامی آمریکا در منطقه مطلقا جوابگوی این جنگ گسترده طولانی نخواهد بود. ژنرال رازن درباره میزان آسیبپذیری ارتش آمریکا، آسیبهایی که متحدان آمریکا در منطقه متحمل میشوند و خسارات احتمالیای که رژیم صهیونیستی خواهد دید ابراز نگرانی کرده است. رازن همچنین به این نکته کلیدی اشاره کرده است که هیچکدام از متحدان آمریکا (غیر از رژیم) در جنگ احتمالی با ایران، در کنار آمریکا حضور ندارند و این موضوع با توجه به ظرفیت نظامی آمریکا در منطقه، بسیار نگرانکننده است.
رسانههای آمریکایی به این نکته مهم نیز اشاره کردهاند که غیر از ژنرال رازن، برخی دیگر از مقامات پنتاگون نیز با او همعقیده هستند و نسبت به تبعات و خسارات وقوع یک درگیری نظامی گسترده و طولانی با ایران نگرانند. نگرانی ژنرالهای جنگدیده آمریکایی نسبت به عواقب جنگ با ایران، یک فاکتور مهم درباره چشمانداز جنگ احتمالی آمریکا با ایران است. این نگرانیها از این جهت واجد اهمیت است که استراتژی دفاعی ایران در جنگ با آمریکا را تقویت میکند. ایران میداند پاشنه آشیل و چشم اسفندیار آمریکا در جنگ احتمالی با ایران، جنگ منطقهای و طولانیمدت است.
3- ایران از تردیدهای شخص ترامپ نسبت به جنگ با ایران نیز باخبر است. در کنار تبعات و هزینههای نظامی، گزارههای زیادی وجود دارد که نشان میدهد ترامپ درباره جنگ با ایران، تردیدهای جدی دارد. از اثرگذاری تبعات جنگ بر جایگاه سیاسی ترامپ در داخل آمریکا، بویژه جنبش ماگا، یعنی هسته سخت حامیان ترامپ گرفته تا اثرات این جنگ بر رقابتهای انتخاباتی درون آمریکا، گزارههایی هستند که باعث ایجاد تردیدهایی در ترامپ نسبت به وقوع جنگ با ایران شده است. مرکز ثقل این تردیدها، آرایش نظامی ایران برای مقابله با حمله آمریکاست.
ایران بر اساس دکترین دفاعی جدید خود که پس از جنگ ۱۲ روزه تدوین شده، یک استراتژی چندوجهی برای مقابله با آمریکا طراحی کرده است. محور اصلی این استراتژی نظامی، آمادگی و فراهمسازی شرایط برای یک جنگ گسترده منطقهای و طولانی است. هم تحرکات نظامی نیروهای مسلح ایران و هم دادههای اطلاعاتی آمریکا باعث شده طرف آمریکایی متوجه شود تهدیدات ایران درباره هر نوع ماجراجویی نظامی آمریکا، کاملا جدی و معتبر است. ایران یک بانک اهداف گسترده و متنوع در اختیار دارد و برای هر هدف، یک راهبرد ترکیبی طراحی کرده است.
بنابراین طرف آمریکایی کاملا مطلع است که ایران یک استراتژی دقیق و هوشیارانه برای جنگ دارد و برای اجرای این استراتژی نیز کاملا آماده است.
مجموعه این عوامل باعث تردیدهای جدی ترامپ و ژنرالهای ارشد ارتش آمریکا درباره جنگ احتمالی با ایران و عواقب و تبعات آن شده است.
نکته کلیدی در اینباره این است که ایران به طور کامل و دقیق از ماهیت این نگرانیها و تردیدها و دلایل آن باخبر است. ایران میداند ژنرال رازن و دیگر ژنرالهای پنتاگون، نسبت به کدام واقعیات جنگ احتمالی نگران هستند و به چه دلیل یا دلایلی نسبت به این واقعیات به ترامپ هشدار داده و میدهند. این موضوع هم روی استراتژی دفاعی ایران و هم راهبردهای اجرایی این استراتژی اثر مستقیم دارد.
۴- برخی نزدیکان ترامپ اخیرا به رسانههای آمریکایی گفتهاند سرنوشت جنگ آمریکا علیه عراق، نقش اساسی روی تردیدهای ترامپ در قبال جنگ با ایران دارد. ترامپ در ایام تبلیغات انتخاباتی ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴ و در دوره ریاست جمهوری خود، همواره جنگ عراق را یکی از بزرگترین اشتباهات استراتژیک آمریکا در سیاست خارجی عنوان کرده است. او صدها بار به هزینه چند تریلیون دلاری آمریکا در این جنگ اشاره و تصریح کرده است نتیجه این جنگ، باید یک درس عبرت در سیاست خارجی آمریکا باشد. بنابراین طبیعی است ترامپ درباره حمله به ایران، نگران تکرار تجربه جنگ عراق باشد. ژنرالهای آمریکایی که باید مقامات CIA را هم به آنها اضافه کرد، میدانند جنگ احتمالی با ایران، بسیار بزرگتر و خطرناکتر از جنگ آمریکا علیه عراق است. جمهوری اسلامی ایران از جهات مختلف قابل مقایسه با عراق در زمان حمله آمریکا به این کشور نیست. هم به لحاظ وسعت جغرافیایی، هم از نظر قدرت دفاعی و هم از جهت توان بازدارندگی و مهمتر از همه، از نظر جایگاه و سرمایه اجتماعی داخلی، جمهوری اسلامی ایران اصلا قابل مقایسه با عراق آن زمان نیست. برخی معتقدند آمریکا این بار برخلاف حمله به عراق، دنبال اشغال نظامی ایران نیست و همین موضوع حمله به ایران را از جنگ آمریکا علیه عراق متمایز میکند. اگرچه این نکتهای درست است اما اتفاقا این موضوع، یکی از نقاط ضعف آمریکاست. آمریکا با یک ظرفیت نظامی به مراتب کمتر از ظرفیت نظامی زمان حمله به عراق، در آستانه حمله نظامی به ایرانی است که به مراتب قدرتمندتر از عراق آن زمان است. احتمالا همین موضوع بستر و زمینه نگرانیها و تردیدهای ژنرالهای جنگدیده آمریکایی درباره جنگ احتمالی با ایران است. جنگ آمریکا علیه ایران، به مراتب بزرگتر و خطرناکتر از جنگ با عراق است.
ضمن اینکه جنگ احتمالی علیه ایران، مهمترین جنگی است که آمریکا در دهههای اخیر میخواهد به راه بیندازد. این نکته بسیار مهمی است. ترامپ در حالی میخواهد بزرگترین جنگ آمریکا در چند دهه اخیر را به راه بیندازد که اولا دلیل قانعکنندهای برای این جنگ ندارد و ثانیا ظرفیت نظامی لازم برای این جنگ را در منطقه جمع نکرده است. درباره نکته اول، اکنون انتقادات زیادی در واشنگتن مطرح است که ضرورت راهاندازی چنین جنگی چیست؟ مقامات سیاسی آمریکا میگویند در حال حاضر، برنامه هستهای ایران نهتنها یک خطر جدی برای امنیت ملی آمریکا نیست، بلکه اساسا یک ضرورت امنیت ملی و سیاست خارجی آمریکا هم نیست. ضمن اینکه پس از جنگ ۱۲ روزه و حمله آمریکا به تاسیسات هستهای ایران، ضرورت حل مساله برنامه هستهای ایران در استراتژی امنیت ملی آمریکا تا حدود زیادی برطرف شده است. برخی کارشناسان در آمریکا طی روزهای اخیر این سوال را از ترامپ پرسیدهاند که پس از جنگ ۱۲ روزه تاکنون، چه تغییری در برنامه هستهای ایران و خطر آن برای امنیت ملی آمریکا ایجاد شده که اکنون دولت آمریکا در آستانه شروع یک جنگ با ایران است؟ بنابراین ترامپ در حالی دارد بزرگترین جنگ چند دهه اخیر آمریکا را به راه میاندازد که اساسا بر اساس منافع ملی آمریکا ضرورتی برای این جنگ وجود ندارد.
از سوی دیگر، به اعتقاد کارشناسان، اگرچه ارتش آمریکا طی یک ماه اخیر حجم زیادی از تجهیزات و تاسیسات نظامی را به منطقه غرب آسیا منتقل کرده اما با توجه به مختصات جنگ احتمالی با ایران، این ظرفیت نظامی، جوابگوی جنگ گسترده و طولانیمدت با ایران نیست.
اینها گزارههای مهمی است که هم ایران از آنها مطلع است و هم در استراتژی دفاعی کشور در مقابل تجاوز احتمالی آمریکا تاثیرگذار است. به هر حال، با وجود برتری تکنولوژیک آمریکا اما ژنرالهای آمریکایی میدانند ترامپ قرار است آمریکا را وارد چه مهلکه بزرگی کند؛ معرکهای که بدون شک هیچکدام از مقامات نظامی آمریکا، درباره پایان آن هیچ ایده و پیشبینیای ندارند. امثال ژنرال رازن میدانند هر حمله جدی آمریکا به ایران، به وقوع جنگی منجر میشود که انتهای آن قابل تخمین و پیشبینی نیست. یعنی مقامات ارشد پنتاگون، اگرچه آرایش هجومی آمریکا علیه ایران را طراحی میکنند اما برای تداوم جنگ ایده مشخصی ندارند و نمیدانند در صورت طولانی شدن جنگ، چه تمهیداتی بیندیشند. ایران طی هفتههای اخیر بارها به مقامات آمریکایی گوشزد کرده که اگرچه جنگ را آمریکا شروع میکند اما بدون تردید آمریکا نمیتواند آن را خاتمه دهد. مقامات کویت، تعبیر و تفسیر قابل تاملی از این موضع ایران ارائه کردهاند. یکی از مقامات کویت درباره حمله احتمالی آمریکا به ایران تصریح کرده این جنگ، کل منطقه را وارد یک دالان تاریک میکند. ژنرالهای آمریکایی مانند ژنرال رازن حتما از مختصات و تبعات ورود منطقه به دالان تاریک مطلع هستند. اینها واقعیاتی است که درباره جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران مطرح است. بررسی رفتار ترامپ در یک سال اخیر نشان میدهد خود او نیز نسبت به این واقعیات مطلع است. کما اینکه تردیدهای او درباره جنگ با ایران نیز ناشی از همین واقعیات است. آیا او با وجود این تردیدها و هشدارهای ژنرالهایش، فرمان حمله به ایران را صادر میکند؟
ایران حتما این را میداند که حمله احتمالی آمریکا به ایران، به معنی پایان تردیدها و رفع نگرانیهای ترامپ و ژنرالهایش نیست.
ایران دلایل تردیدهای پنتاگون را میداند
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها