07/اسفند/1404
|
01:22
ابهام درباره ماجرای درگیری در تمرین پرسپولیس

وقت انکار نیست

سعید غلامحسینی: پرسپولیس باز هم به جای توضیح روشن، سراغ متن رسمی رفت؛ متنی که قرار بود التهاب را بخواباند اما خودش به سوژه‌ای تازه تبدیل شد. ماجرای تنش میان سروش رفیعی و محمدامین کاظمیان در یکی از جلسات تمرینی و تصمیم اوسمار ویرا برای کنار گذاشتن هر ۲ بازیکن، موضوعی نبود که بتوان آن را با چند جمله کلی مدیریت کرد. با این حال، باشگاه ترجیح داد مسیر همیشگی را برود؛ صدور بیانیه‌ای پر از کنایه و فاقد پاسخ صریح.
در شرایطی که هوادار انتظار دارد بداند دقیقاً چه رخ داده، متن منتشرشده بیشتر به گلایه از فضای رسانه‌ای پرداخته تا اصل ماجرا. انگار مساله نه درگیری احتمالی در تمرین، بلکه بزرگ‌نمایی رسانه‌هاست. این همان نقطه‌ای است که پرسش‌ها آغاز می‌شود.
* سکوت در متن شلوغ
باشگاه در اطلاعیه خود از «شایعات» گفت، از «هدف گرفتن آرامش تیم» نوشت و حتی به اتفاقات سایر باشگاه‌ها اشاره کرد اما هیچ اشاره مستقیمی به رفیعی، کاظمیان یا تصمیم اوسمار نکرد. گویی اصل ماجرا قرار نیست تأیید یا تکذیب شود، بلکه باید در میان واژه‌های کلی گم شود.
اگر درگیری‌ای رخ نداده، چرا تکذیب روشن منتشر نشد؟ اگر هم اتفاقی بوده، چرا توضیح شفاف ارائه نشد؟ هواداری که تیمش را دنبال می‌کند، حق دارد بداند کنار گذاشتن ۲ بازیکن از تمرین به چه دلیل بوده است. پنهان شدن پشت واژه‌هایی مثل «حل مسائل درون خانواده» شاید در کوتاه‌مدت کارساز باشد اما در بلندمدت اعتماد را فرسایش می‌دهد.
جالب آنکه در متن بیانیه، اشاره‌ای غیرمستقیم به حواشی دیگر تیم‌ها دیده می‌شود؛ انگار قرار است با یادآوری ماجرای شجاع خلیل‌زاده و دراگان اسکوچیچ در تراکتور، اتفاق احتمالی در پرسپولیس عادی جلوه داده شود. حال آنکه همان ماجرا نیز در زمان خود به‌طور گسترده رسانه‌ای شد و از دید افکار عمومی پنهان نماند.
* اوسمار در میانه میدان
نقش ویرا در این پرونده مهم است. وقتی سرمربی تصمیم می‌گیرد ۲ بازیکن را از تمرین کنار بگذارد، یعنی اتفاقی فراتر از یک سوءتفاهم ساده رخ داده. چنین تصمیمی معمولاً پیام انضباطی دارد؛ پیامی برای رختکن و حتی بیرون از آن.
اگر واقعاً اصل بر نظم تیمی است و «بازیکن‌سالاری» جایی در پرسپولیس ندارد، بهترین راه اثبات آن شفافیت است. نه با شعار، بلکه با توضیح دقیق. سکوت در برابر جزئیات، این تصور را تقویت می‌کند که باشگاه بیش از آنکه دنبال حل مساله باشد، نگران مدیریت افکار عمومی است.
* فرار یا مدیریت؟
بیانیه اخیر بیش از آنکه روشنگر باشد، تدافعی به نظر می‌رسد. تمرکز بر اینکه چرا رسانه‌ها درباره پرسپولیس بیشتر می‌نویسند، کمکی به روشن شدن اصل اتفاق نمی‌کند. پرسپولیس به ‌عنوان یکی از پرهوادارترین باشگاه‌های ایران، طبیعی است زیر ذره‌بین باشد. این واقعیتی است که باید پذیرفته شود، نه آنکه با آن جنگیده شود.
در فوتبال حرفه‌ای امروز، بحران کوچک هم اگر شفاف مدیریت نشود، تبدیل به بحران بزرگ می‌شود. هوادار پرسپولیس نه دنبال جنجال است و نه علاقه‌مند به تخریب تیمش؛ او فقط می‌خواهد بداند پشت درهای تمرین چه گذشته و چرا رفیعی و کاظمیان با تصمیم اوسمار کنار گذاشته شده‌اند.
اگر قرار است آرامش به تیم برگردد، مسیرش از صداقت می‌گذرد. بیانیه‌های کلی شاید چند ساعت فضا را کنترل کند اما سؤال‌ها را از بین نمی‌برد. حالا توپ در زمین مدیران پرسپولیس است؛ توضیح شفاف می‌تواند پرونده را ببندد، یا ادامه همین رویکرد، داستان را طولانی‌تر خواهد کرد.
ما خبر داریم درگیری ولو کوتاه رخ داده و بهتر است باشگاه با جریمه و برخورد، انضباط را به همه متذکر شود.

ارسال نظر
پربیننده