07/اسفند/1404
|
01:58
رسانه‌های آمریکایی و غربی درباره تبعات نظامی و اقتصادی حمله احتمالی به ایران چه می‌گویند

آمر‌یکا بر لبه باتلاق

آمر‌یکا بر لبه باتلاق

حسین کیامنش: در روزهای اخیر، همزمان با تشـــدید لفاظی‌های رئیس‌جمهور ایالات متحده علیه ایران، فضای رسانه‌ای غرب و منطقه به طور کم‌سابقه‌ای مملو از هشدار درباره پیامدهای اقدام نظامی احتمالی آمریکا علیه ایران شده است. مرور گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های جریان اصلی آمریکا و اروپا، رسانه‌های منطقه‌ای و تحلیل‌های اندیشکده‌ای نشان می‌دهد برخلاف تصویر ساده‌سازی‌شده‌ای که در ادبیات سیاسی واشنگتن دیده می‌شود، سناریوی جنگ با ایران نه یک عملیات «سریع و کم‌هزینه»، بلکه فرآیندی چند‌مرحله‌ای، پرریسک و مملو از عدم قطعیت توصیف می‌شود؛ اتفاقی که می‌تواند دامنه‌ای فراتر از مرزهای ایران پیدا کند و کل معماری امنیتی خلیج‌فارس و غرب آسیا را درگیر کند.
بر اساس مجموعه گزارش‌هایی که طی روزهای اخیر در رسانه‌های غربی و آمریکایی منتشر شده، از جمله گزارش‌های فایننشال تایمز، نیویورک‌تایمز، سی‌بی‌اس نیوز، میدل ایست مانیتور، امریکن کنسرواتیو و ارزیابی‌های اندیشکده مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)، تصویری که از گزینه نظامی آمریکا علیه ایران ترسیم می‌شود، تصویری از ورود به یک بحران چندلایه، پرریسک و بالقوه مهارنشدنی است. این رسانه‌ها، با وجود تفاوت در گرایش سیاسی و جغرافیایی، در یک خط تحلیلی مشترک هم‌نظرند؛ اینکه اقدام نظامی علیه ایران نه‌‌تنها برخلاف تصورات ایالات متحده به احتمال زیاد به یک درگیری محدود و کنترل‌پذیر ختم نخواهد شد، بلکه می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌های منطقه‌ای، نظامی و اقتصادی را فعال کند که مهار آن از توان واشنگتن خارج است.
اگر جمع‌بندی دورنمای رسانه‌ها و اندیشکده‌های مطرح غربی را به 4 محور تقسیم کنیم، در محور نخست، محدودیت واقعی قدرت نظامی آمریکا در برابر ایران برجسته شده است؛ محدودیتی که حتی در ارزیابی‌های درونی ساختار امنیتی ایالات متحده نیز پذیرفته شده است. مثلا رسانه انگلیسی فایننشا‌ل‌تایمز به ‌نقل از مقام‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی تأکید می‌کند «حتی با استقرار گسترده ناوهای هواپیمابر و بمب‌افکن‌ها، ظرفیت آمریکا برای یک حمله هوایی شدید و مستمر علیه ایران به چند روز محدود است؛ 4 تا 5 روز حملات سنگین یا نهایتا یک هفته حملات کم‌‌شدت».
این ارزیابی نشان می‌دهد واشنگتن ابزار لازم برای وارد کردن ضربه اولیه را دارد اما فاقد توان کافی برای ادامه یک کارزار بلندمدت بدون ورود به یک جنگ فرسایشی است. در همین چارچوب، نیویورک‌تایمز به نقل از منابع نزدیک به جلسات کاخ سفید خبر داد «فرماندهان ارشد نظامی به ترامپ گوشزد کرده‌اند حتی یک حمله محدود می‌تواند با تلفات انسانی، کاهش ذخایر مهمات دقیق و فشار بر توان عملیاتی ارتش آمریکا همراه شود». سی‌بی‌اس نیوز دیگر رسانه آمریکایی همین تصویر را تکمیل می‌کند و می‌نویسد «برخلاف برخی عملیات‌های محدود قبلی ایالات متحده در منطقه، حمله به ایران نه یک «ضربه قاطع»، بلکه آغازی بر یک مسیر پرهزینه و نامطمئن خواهد بود؛ مسیری که ممکن است آمریکا را بتدریج درگیر یک جنگ گسترده در خاورمیانه کند».
در همین چارچوب، فایننشال تایمز به طور ویژه روی وضعیت شخصی و سیاسی ترامپ دست گذاشته و می‌نویسد: «رئیس‌جمهور آمریکا عملا خود را در «بحرانی ساخته‌ دست خودش» گرفتار کرده است». این روزنامه به نقل از آرون دیوید میلر توضیح می‌دهد: «ترامپ با انباشت تهدیدها، استقرار گسترده نیروهای نظامی در اطراف ایران و وعده‌های مبهم درباره حمایت از اپوزیسیون داخلی ایران، برای خود وضعیتی ایجاد کرده که خروج از آن بدون توسل به اقدام نظامی دشوار شده است». 
به تعبیر فایننشال تایمز، ترامپ در یک «بن‌بست سیاسی ـ امنیتی» قرار دارد: اگر امتیاز بزرگی از ایران نگیرد، ناچار می‌شود یا عقب‌نشینی کند و هزینه حیثیتی بدهد یا وارد مسیری شود که خود او هم تمایلی به پیامدهای آن ندارد.
همین گزارش اضافه می‌کند تجربه‌های پیشین ترامپ، از خروج از برجام تا ترور ژنرال قاسم سلیمانی، باعث شده او نسبت به هشدارها درباره واکنش ایران بی‌اعتنا شود و تصور کند می‌تواند دوباره «ریسک کند و ببرد»؛ برداشتی که به‌گفته تحلیلگران، خطر محاسبه اشتباه واشنگتن در مواجهه با ایران را افزایش داده است.
اما محور دوم، گزارش‌ها و نظرات کارشناسان بین‌المللی، به الگوی پاسخ ایران می‌پردازد؛ الگویی که بر اساس ارزیابی رسانه‌ها و اندیشکده‌ها، ترکیبی از واکنش مستقیم و جنگ نامتقارن منطقه‌ای است. در همین رابطه سی‌بی‌اس نیوز به نقل از مقامات نظامی آمریکا هشدار می‌دهد هرگونه حمله به ایران، به طور قطع با پاسخ متقابل تهران همراه خواهد شد؛ پاسخی که می‌تواند از حملات موشکی و پهپادی به پایگاه‌های آمریکا در منطقه آغاز شود و تا هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی از طریق گروه‌های هم‌پیمان ایران در عراق، سوریه و دیگر نقاط گسترش یابد.
نیویورک تایمز نیز می‌نویسد «فرماندهان آمریکایی احتمال می‌دهند ایران در صورت حمله، نه ‌فقط واکنش مستقیم نشان دهد، بلکه به ‌صورت مرحله‌ای دامنه درگیری را گسترش دهد تا هزینه‌های آمریکا را بالا ببرد. تحلیل‌های اندیشکده csis هم بر همین منطق تأکید دارد و یادآوری می‌کند «راهبرد بازدارندگی ایران دقیقا بر پایه توزیع هزینه در چند جغرافیا و چند سطح طراحی شده است: از تهدید ناوها و شناورهای نظامی آمریکا در خلیج‌فارس و دریای عمان گرفته تا هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در سراسر منطقه».
محور سوم نیز به پیامدهای اقتصادی و منطقه‌ای جنگ احتمالی می‌پردازد؛ جایی که رسانه‌ها تصویر یک بحران فراتر از میدان نبرد نظامی را برای آمریکایی‌ها ترسیم می‌کنند. در همین رابطه فایننشال تایمز هشدار داد «هرگونه درگیری با ایران، به‌سرعت به بازارهای انرژی سرایت خواهد کرد». تهدید امنیت تنگه هرمز و مسیرهای صادرات نفت و گاز از خلیج‌فارس، افزایش قیمت جهانی انرژی و آسیب به زیرساخت‌های حیاتی کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس از جمله سناریوهایی است که در این گزارش برجسته شده است.
در کنار فایننشال تایمز، سی‌بی‌اس نیوز نیز تأکید می‌کند «برنامه‌ریزان نظامی آمریکا نگران‌ آن هستند که واکنش ایران محدود به اهداف نظامی نباشد و زیرساخت‌های انرژی و حمل‌ونقل منطقه‌ای نیز در معرض تهدید قرار گیرد».
در گزارش‌های میدل ایست مانیتور و امریکن کنسرواتیو نیز به این نکته اشاره شد: «ایران برای وارد کردن هزینه به آمریکا و متحدانش الزاما نیازی به رویارویی مستقیم گسترده ندارد؛ ایجاد اختلال در شریان‌های اقتصادی منطقه، خود به‌تنهایی می‌تواند فشار سیاسی و اجتماعی سنگینی بر دولت‌های غربی وارد کند».
در همین چارچوب، برخی تحلیلگران حتی به آسیب‌پذیری منافع اقتصادی و شبکه‌های تجاری نزدیک به ترامپ در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس نیز اشاره می‌کنند و هشدار می‌دهند دامنه هزینه‌ها می‌تواند از سطح نظامی فراتر برود و به منافع شخصی و اقتصادی رئیس جمهور آمریکا نیز کشیده شود.
محور چهارم، شکاف میان روایت سیاسی در واشنگتن و واقعیت‌های میدانی‌ای است که از سوی رسانه‌ها به تصویر کشیده شده است. نیویورک تایمز و سی‌بی‌اس و البته آکسیوس در روزهای اخیر خبر دادند در حالی که ترامپ در مواضع علنی خود از «پیروزی آسان» بر ایران سخن می‌گوید، فرماندهان نظامی در جلسات داخلی کاخ سفید بر پیچیدگی و پرریسک بودن هرگونه اقدام نظامی علیه ایران تأکید دارند. این یعنی واقعیت‌های عملیاتی پیچیده‌تر از تصور ترامپ است. 
پس از آنکه رسانه‌های آمریکایی، از جمله سی‌بی‌اس و آکسیوس خبر دادند ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، به ترامپ هشدار داده هرگونه اقدام نظامی علیه ایران با خطر قابل توجه تلفات آمریکایی و پیامدهای منفی بر ذخایر تسلیحاتی همراه خواهد بود و عملیات محدود نیز به احتمال زیاد یک ضربه قطعی نخواهد زد و ترامپ در شبکه‌های اجتماعی آن را تکذیب کرد و مدعی شد کین معتقد است جنگ با ایران «چیزی است که به آسانی پیروز خواهد شد»، نیویورک تایمز توضیح داد «واقعیت همان بود که منابع اولیه گفته بودند و ژنرال کین صرفا گزینه‌های عملیاتی را ارائه ‌داد بدون اینکه موضعی سیاسی برای انجام جنگ به ترامپ تحمیل کند». همین موضوع نشان می‌دهد میان برداشت سیاسی ترامپ و تحلیل نظامی واقع‌بینانه ستاد مشترک ارتش  آمریکا فاصله قابل توجهی وجود دارد.
این شکاف نشان‌‌دهنده تضاد میان منطق سیاسی و منطق نظامی در کاخ سفید است؛ تضادی که به‌ گفته تحلیلگران فایننشال تایمز: «می‌تواند ایالات متحده را به سمت تصمیمی سوق دهد که پیامدهای آن بسیار فراتر از محاسبات اولیه خواهد بود».
برآیند این 4 محور در گزارش‌های رسانه‌هایی مثل فایننشال تایمز، نیویورک تایمز، سی‌بی‌اس نیوز و میدل ایست مانیتور، به یک جمع‌بندی مشترک می‌رسد: اقدام نظامی ایالات متحده علیه ایران، بیش از آنکه ابزار فشار برای وادار کردن تهران به عقب‌نشینی باشد، می‌تواند ماشه یک زنجیره واکنش‌های پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی را بکشد؛ زنجیره‌ای که از هدف قرار گرفتن ناوها و پایگاه‌های آمریکا آغاز می‌شود، به تهدید زیرساخت‌های انرژی و منافع اقتصادی آمریکا و غرب در حاشیه خلیج‌فارس می‌رسد و حتی می‌تواند منافع شخصی و شبکه‌های اقتصادی نزدیک به رئیس‌جمهور ایالات متحده در منطقه را هم در معرض آسیب قرار دهد. به همین دلیل است که جریان رسانه‌ای اصلی غرب هشدار می‌دهد واشنگتن در آستانه تصمیمی ایستاده که هزینه‌های آن، به‌مراتب سنگین‌تر از چیزی است که در ادبیات تهدیدآمیز کاخ سفید بازتاب می‌یابد.

ارسال نظر
پربیننده