در حالی که جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بیست و یکمین روز خود را هم پشت سر گذاشته، یکی از مهم ترین تحولات میدانی جنگ در دریا رقم خورده است؛ جایی که ناوهای هواپیمابر ایالات متحده که قرار بود نوک پیکان حملات و ستون فقرات قدرتنمایی علیه کشورمان باشند، عملا از چرخه عملیاتی و میدان نبرد کنار رفتهاند.
ناوهای آبراهام لینکلن و جرالد فورد به همراه ناوهای رزمی همراه خود که پیش از آغاز جنگ به عنوان مهمترین ابزار فشار و حمله معرفی علیه ایران میشدند، حالا از صحنه اصلی جنگ فاصله گرفتهاند.
در مورد ناو آبراهام لینکلن، گزارشها حاکی از آن است که پس از چند مرحله حملات پهپادی و موشکی نیروهای مسلح ایران، این ناو و ناوهای اسکورت آن ناچار به ترک منطقه عملیاتی شدهاند.
ناوهای هواپیمابر برای ایالات متحده چیزی فراتر از یک ابزار نظامی هستند.فلسفه حضور این ناوها بر این مبناست که بتوانند بدون نیاز به پایگاه زمینی، عملیات هوایی گسترده انجام دهند و برتری هوایی ایجاد کنند. حال اگر چنین پایگاه متحرکی مجبور به خروج از منطقه شود، به این معناست که محیط عملیاتی دیگر برای آن ایمن نیست. این دقیقا همان نقطهای است که اهمیت حملات دقیق ایران دیده میشود.
ناو جرالد فورد نیز شرایط مشابهی دارد. این ناو که در دریای سرخ و مدیترانه با هدف پشتیبانی و دفاع از رژیم صهیونیستی در مقابل حملات ایران، مستقر شده بود، پس از یک آتشسوزی در داخل ناو، ناچار به ترک منطقه و پهلوگیری در یونان شده است.
همه اینها درحالی است که پیش از آغاز جنگ، رئیسجمهور تروریست آمریکا مانور تبلیغاتی گستردهای روی همین ناوهای هواپیمابر داشت. ترامپ بارها بلوف میزد حضور این ناوها در منطقه، بهمعنای برتری مطلق آمریکا بر ایران است. تصاویر استقرار این ناوها، پرواز جنگندهها از روی عرشه و آرایش رزمی ناوگروهها نیز بهعنوان بخشی از جنگ روانی علیه مردم ایران مورد استفاده قرار میگرفت.
نکته مهمتر اینکه با گذشت ۲۱ روز جنگ، تنگه هرمز همچنان تحت مدیریت و اقتدار کامل نیروهای مسلح ایران است.