درشرایطی که گمانهزنیها و البته روند اخبار و اتفاقات، گسترش جنگ تجاوزکارانه آمریکا علیه ایران به سطح عملیات زمینی را بیش از هر زمان دیگری مطرح میکنند، رسانه آمریکایی آتلانتیک در یک گزارش جالب توجه و البته مغایر با خیالبافیهای ترامپ، این گزینه، یعنی جنگ زمینی علیه ایران را به شدت زیر سؤال برده و آن را مسیری پرهزینه، پیچیده و با احتمال بالای شکست توصیف کرده است. این رسانه آمریکایی با بررسی سناریوهای مختلف نظامی، به طور مشخص به رئیس جمهور و دیگر مقامات ایالات متحده هشدار میدهد که ورود به جنگ زمینی علیه ایران، نهتنها تضمینی برای پیروزی ندارد، بلکه میتواند آمریکا را در باتلاقی عمیقتر گرفتار کند.
بر اساس گزارش تحلیلی آتلانتیک، طرحهای احتمالی دولت ترامپ برای عملیات زمینی علیه ایران، هر یک با چالشهایی جدی و بیسابقه روبهرو هستند.
نخستین سناریوی مورد بررسی، حمله زمینی به تأسیسات هستهای در اصفهان با هدف تصرف ذخایر اورانیوم با غنای بالاست. در نگاه اول، این سناریو ممکن است یک «ضربه قاطع» تلقی شود اما آتلانتیک تاکید میکند که واقعیت بسیار پیچیدهتر است.
آتلانتیک توضیح میدهد که نیروهای آمریکایی باید در شرایطی بسیار دشوار، همزمان محیط وسیعی را تأمین، مواد هستهای را در عمق نامشخصی از آوار شناسایی و استخراج و در برابر ضدحملات احتمالی از آن محافظت کنند. چنین عملیاتی به تعبیر آتلانتیک، میتواند به یکی از پرریسکترین مأموریتهای تاریخ نظامی آمریکا تبدیل شود.
سناریوی دوم، تصرف جزیره خارک به عنوان مهمترین پایانه صادرات نفت ایران است. این گزینه در ظاهر میتواند یک اهرم اقتصادی مهم علیه ایران ایجاد کند اما در عمل با مخاطرات جدی همراه است.
آتلانتیک اذعان میکند که جزیره خارک به طور طبیعی در برد کامل توان آتش ایران قرار دارد. به این معنا که هر نیرویی که در آن مستقر شود، از همان لحظه اول در معرض حملات مداوم قرار میگیرد. این وضعیت، نگهداری و تثبیت موقعیت را به شدت دشوار میکند. حتی اگر نیروهای آمریکایی بتوانند جزیره را تصرف کنند، حفظ آن در برابر حملات پیدرپی ایران عملا ممکن نخواهد بود.
رسانه آمریکایی همچنین یادآور میشود که از سوی دیگر، ایران گزینههای متقابلی در اختیار دارد. یکی از این گزینهها، حمله به زیرساختهای انرژی در سراسر خلیج فارس است؛ اقدامی که میتواند بازار جهانی انرژی را به شدت بیثبات کند. گزینه دیگر حتی رادیکالتر است: تخریب تأسیسات نفتی خود جزیره توسط ایران برای جلوگیری از بهرهبرداری آمریکا. در این صورت، هدف اصلی عملیات ارتش تروریست ایالات متحده یعنی استفاده از ظرفیت اقتصادی خارک عملا از بین میرود.
آتلانتیک تاکید میکند این سناریو نیز با یک تناقض جدی مواجه است و حتی در صورت موفقیت اولیه، دستاورد نهایی یا قابل استفاده نخواهد داشت.
سناریوی سوم که آتلانتیک به آن اشاره میکند استقرار نیروهای آمریکایی در سواحل ایران با هدف مهار اعمال کنترل و اقتدار ایران در تنگه هرمز است. این گزینه نیز در عمل با پیچیدگیهای چندلایه همراه است. مثلا اینکه حضور نیروهای آمریکایی در سواحل به معنای درگیری مستمر با نیروهای نظامی ایرانی در یک محیط پیچیده و متغیر و به نفع ایران است.
به همین دلیل هم است که آتلانتیک تاکید میکند حتی اگر هدف اولیه، یعنی کاهش کنترل ایران بر تنگه هرمز هم تا حدی محقق شود، این دستاورد به سختی میتواند به عنوان یک پیروزی راهبردی معرفی شود، زیرا ریشههای جنگ همچنان باقی خواهد ماند.
آنچه آتلانتیک به روشنی برای رئیس جمهور تروریست ایالات متحده ترسیم میکند این است که هر ۳ سناریو موجود با وجود تفاوتهایشان، در یک نقطه مشترک هستند و آن ریسک بالا، پیچیدگی عملیاتی و نبود تضمین برای موفقیت است. اما مهمتر از آن، حتی در صورت موفقیت نسبی، این عملیاتها نمیتوانند اهداف کلان آمریکا علیه ایران را محقق کنند.
به بیان دیگر، مشکل صرفا چگونه جنگیدن نیست، بلکه برای چه جنگیدن است. جنگی که قرار بود ایران را وادار به عقبنشینی اساسی کرده و منجر به فروپاشی جمهوری اسلامی شود، اکنون به نقطهای رسیده که حتی موفقیتهای نظامی نیز نمیتوانند چنین نتیجهای را تضمین کنند.
به اذعان آتلانتیک، نهتنها با گذشت این مدت از جنگ، اهداف اولیه ایالات متحده محقق نشده، بلکه جنگ باعث انسجام بیشتر ساختار قدرت در ایران شده است.
به عبارتی دیگر، آتلانتیک بر یک نکته کلیدی تأکید دارد: موفقیت در میدان نبرد، لزوما به معنای پیروزی در جنگ نیست. حتی اگر آمریکا بتواند برخی اهداف تاکتیکی، مانند ضربه زدن به زیرساختهای خاص یا کنترل مقطعی برخی مناطق ایران را محقق کند، این دستاوردها تأثیر تعیینکنندهای بر نتیجه نهایی جنگ نخواهند داشت. در واقع، منظور آتلانتیک این است که شکاف میان «پیروزی نظامی» و «پیروزی راهبردی» در این جنگ بسیار عمیقتر از آن چیزی است که در محاسبات اولیه تصور میشد.
به همه این دلایل، آتلانتیک در جمعبندی نهایی خود از وضعیت فعلی، یک توصیه جالب توجه به دونالد ترامپ میکند. این رسانه آمریکایی با اشاره به سابقه ترامپ در اعلام پیروزی در شرایطی که واقعیتهای میدانی چنین چیزی را تأیید نمیکنند، مطرح میکند شاید این بار همین رویکرد، بهعنوان یک راهحل نجاتدهنده ایالات متحده از باتلاقی باشد که با جنگ ایران در آن گرفتار شده است.
یعنی اینکه در شرایطی که ورود به مرحله تجاوز زمینی علیه ایران میتواند هزینههای سنگینتری به آمریکا تحمیل کند، بهترین گزینه ممکن برای آمریکا این است که واشنگتن مسیر خروج از جنگ را انتخاب کند. این خروج میتواند از طریق ارائه یک «روایت پیروزی» صورت گیرد؛ روایتی که با واقعیتهای میدانی همخوانی کامل ندارد اما میتواند بهعنوان ابزاری برای پایان دادن به جنگ به کار گرفته شود.
به بیان صریحتر، آتلانتیک پیشنهاد میدهد ترامپ به جای تعمیق یک راهبرد نامطمئن و پرریسک علیه ایران، با استفاده از یک روایت سیاسی، پایان جنگ را اعلام و از ورود به مرحلهای جلوگیری کند که منجر به شکست مفتضحانه ایالات متحده خواهد شد.