۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۳:۰۶
آمادگی و خشم مقدس ملت ایران برای دفاع از جزایر و مجازات سخت دشمن متجاوز آمریکایی پس از یاوه‌گویی‌های ترامپ

دلیران ایران 

با گذشت یک ماه از آغاز جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، اکنون تصویر میدان با وضوح هرچه تمام تر نشان از آن دارد که وضعیت با آنچه  آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها از این جنگ در ذهن داشتند متفاوت شده است. از یک‌ سو، مقاومت و ضربات مستمر نیروهای مسلح ایران به دشمن، نشان داده ایران، لیبی یا سوریه، عراق، افغانستان و ونزوئلا نیست و از سوی دیگر، حمایت و پشتیبانی گسترده مردم ایران از جمهوری اسلامی و ایستادگی در برابر دشمن آمریکایی-صهیونی، به عاملی تعیین ‌کننده تبدیل شده است. همزمان، تغییر موازنه در سطح راهبردی که همان اعمال کنترل صد درصدی ایران در تنگه هرمز باشد و در نهایت، عدم تحقق سناریوهای اولیه جنگ، از جمله فروپاشی و براندازی حاکمیت ایران که از سوی آمریکا و اسرائیل دنبال می‌شد، موجب شده  واشنگتن حالا خود را در نوعی بن‌بست معادلاتی ببیند. در چنین شرایطی، طرح مجدد احتمال حمله زمینی به ایران و تصرف جزیره خارگ، بیش از آنکه نشانه برتری باشد، بازتابی از همین بن‌بست و تلاش برای ایجاد اهرم فشار علیه ایران، برای باز کردن تنگه هرمز است.
اظهارات اخیر ترامپ درباره احتمال حمله زمینی به ایران و تصرف جزیره خارگ، به یک نقطه عطف در فضای داخلی ایران تبدیل شده است؛ نقطه‌ای که لایه‌های مختلف جامعه را به واکنشی کم‌ سابقه در مقابل دشمن واداشته است.
جزیره خارگ، در نگاه نخست، یک موقعیت راهبردی در حوزه انرژی و صادرات نفت ایران محسوب می‌شود؛ گره‌گاهی حیاتی در زنجیره اقتصادی کشور. اما آنچه اکنون شکل گرفته، نشان می‌دهد  جایگاه خارگ از سطح یک دارایی راهبردی فراتر رفته و حالا به یک نماد ملی ارتقا پیدا کرده است. این جزیره اکنون در ذهن ایرانیان، معادل تمامیت ارضی، استقلال و ایستادگی در مقابل دشمن آمریکایی-صهیونیستی تعریف می‌شود. به همین دلیل نیز، تهدید به اشغال آن، نه به ‌عنوان یک اقدام نظامی محدود، بلکه به‌ مثابه تعرضی مستقیم به هویت ملی مردم تلقی می‌شود.
اظهارات گستاخانه ترامپ درباره تصرف خارگ که مشخصا بیانگر حجم فشار ناشی از دست برتر ایران در سطح راهبردی است، موج گسترده ای از واکنش ها را در داخل ایران برانگیخته است. اما نکته قابل توجه این است که این واکنش‌ها، برخلاف الگوهای متعارف، به سمت ترس یا نگرانی پیش نرفته، بلکه به ‌سرعت به خشم، حساسیت و نوعی آمادگی برای مقابله تبدیل شده است. 
در روزهای اخیر، نوعی بسیج روانی در سطح جامعه شکل گرفته است. حساسیت نسبت به جزایر خلیج فارس، بویژه خارگ، به ‌طرز محسوسی افزایش یافته و اکنون بخش قابل توجهی از مردم، این تهدید را به ‌عنوان فرصت بازتعریف می‌کنند. این بازتعریف، ریشه در تجربه اتفاقات یک ماه گذشته دارد؛ از شهادت مظلومانه رهبر انقلاب و فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح تا شهادت کودکان مدرسه شجره طیبه میناب. در چنین فضایی، تهدید جدید رئیس جمهور آمریکا، برای ایرانیان نه به ‌عنوان آغاز یک بحران جدید، بلکه به ‌عنوان ادامه یک مسیر دیده می‌شود؛ مسیری که می‌تواند به «تسویه حساب» یا «انتقام» هم منجر شود.
این تغییر پارادایم، خود را به ‌وضوح در رفتارهای اجتماعی نشان می‌دهد. اکنون موجی از درخواست‌های مردمی برای اعزام به مناطق جنوبی کشور، بویژه جزیره خارگ شکل گرفته است. افراد از اقشار مختلف، با پیشینه‌ها و انگیزه‌های متفاوت، در حال اعلام آمادگی برای حضور در این مناطق برای مقابله با دشمن هستند. این درخواست‌ها، صرفا در حد شعار باقی نمانده، بلکه در قالب کمپین‌های گسترده خود را نشان داده است. تا این لحظه بیش از یک میلیون ایرانی در چارچوب کمپین «جانفدا» برای اعزام به سواحل و جزایر جنوبی خلیج فارس ثبت نام کرده‌اند. این جدای از آمادگی کامل نیروهای مسلح کشورمان است.
بسیاری از مردمی که برای دفاع از جزایر خلیج فارس اعلام آمادگی کرده‌اند، حمله احتمالی ارتش تروریستی ایالات متحده به جزایر را نه ‌تنها یک تهدید، بلکه فرصتی برای پاسخ دادن به خسارات و تلفات وارد شده در طول جنگ می‌دانند. این نگاه، بیانگر آن است که جامعه حماسه‌ساز ایران مشخصا از موضع دفاعی به موضع تهاجمی در سطح ذهنی تغییر یافته است. به عبارت دیگر، ایرانیان نه ‌تنها آماده دفاع از خارگ هستند، بلکه آن را بستر و فرصتی مناسب برای انتقام از دشمن می‌دانند.
در واقع، اینجا می‌توان از پدیده‌ای به نام معکوس شدن اثر تهدید سخن گفت؛ وضعیتی که در آن، ابزار فشار به عامل تقویت تبدیل می‌شود. خارگ در این چارچوب، به یک «نقطه تمرکز» تبدیل شده است؛ نقطه‌ای که نه‌تنها اهمیت راهبردی دارد، بلکه بار نمادین و احساسی سنگینی را نیز با خود حمل می‌کند.
این گزاره زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بدانیم طرح سناریوی حمله زمینی و اشغال جزایر ایرانی از سوی ترامپ، به احتمال بسیار با هدف ایجاد فشار روانی، تغییر موازنه و در نهایت وادار کردن ایران به عقب‌نشینی مطرح شده است.
حالا چشم جهان به ایران است و چشم ایران به خارگ. خارگ نه‌تنها یک جزیره، بلکه یک میدان معنا است؛ میدانی که در آن، هویت، مقاومت و انتقام به هم گره خورده‌اند. امروز، خارگ ۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده