آنچه امروز در جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در جریان است، بیش از هر چیز نشاندهنده فاصله عمیق میان تصورات اولیه خام آنها و واقعیت میدانیای است که نیروهای مسلح ایران رقم زده اند. جنگی که بنا بود در چارچوب یک عملیات سریع و برقآسا ظرف ۴۸ تا ۷۲ ساعت به پایان برسد و با ترور رهبر شهید انقلاب و فرماندهان عالیرتبه نظامی، منجر به فروپاشی ساختار حاکمیت و براندازی جمهوری اسلامی شود، اکنون وارد ماه دوم خود شده و نه تنها به اهداف اعلامی خود نرسیده، بلکه به یک بحران پیچیده و روزافزون برای تل آویو بویژه واشنگتن تبدیل شده است. برخلاف برآوردهای اولیه، ایران نه دچار فروپاشی شده و نه از صحنه عقبنشینی کرده که بخواهد تن به آتش بس و پذیرش زیاده خواهی های ایالات متحده بدهد، بلکه توانسته در قامت یک بازیگر مقاوم، هم در میدان نظامی و هم در عرصه راهبردی، خود را بهعنوان یک حریف قدر در برابر آمریکا و اسرائیل، پیش روی چشم دنیا تثبیت کند.
در سطح میدانی، رسانههای مختلف غربی نیز اذعان دارند با وجود ضربات وارد شده، ایران همچنان توان پاسخگویی مؤثر دارد. در همین رابطه وبگاه تحلیلی آتلانتیک در گزارش اخیر خود، به این موضوع اشاره کرده که اگرچه نیروهای آمریکایی و رژیم صهیونیستی توانستهاند به تهران ضربه وارد کنند اما با اتکای ایران به الگوهای نامتقارن، از جمله بستن تنگه هرمز، حملات پهپادی و موشکی به سرزمین های اشغالی و پایگاه های آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس و از طرف دیگر فعال شدن محور مقاومت در پشتیبانی از ایران، عملاً میدان نبرد گسترش پیدا کرده و هزینههای جنگ برای آمریکا بسیار بالا رفته است. به تعبیر وبگاه آتلانتیک، این یعنی نهتنها «ضربه نهایی» به ایران محقق نشده، بلکه جنگ وارد فاز فرسایشی هم شده است که بیش از هر چیز به ضرر ایالات متحده است.
در این میان، یکی از مهمترین اهرمهای ایران در جنگ کنونی، کنترل کامل و عملی بر تنگه هرمز است؛ نقطهای که شریان حیاتی انرژی جهان به شمار میرود و حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی نیز در اولین پیام خود پس از انتخاب توسط مجلس خبرگان رهبری، به تداوم آن اشاره فرمودند. به تعبیر «آتلانتیک»، ایران با این اهرم، موقعیت خود را «نسبتاً قوی» ارزیابی میکند و همین مساله باعث میشود تمایلی به پایان سریع جنگ مطابق جدول زمانی آمریکا نداشته باشد. آتلانتیک تاکید میکند نتیجه چنین وضعیتی، شکلگیری نوعی بنبست استراتژیک برای واشنگتن و ترامپ است؛ بنبستی که در آن نه امکان پیروزی سریع وجود دارد و نه خروج کم هزینه.
در واقع، این همان نقطهای است که نشانههای استیصال در رفتار و مواضع دونالد ترامپ قابل مشاهده میشود. از یک سو او از «نابودی بخش عمده توان نظامی ایران» سخن میگوید و از سوی دیگر روزانه علاقه خود به مذاکره و حتی توقف موقت حملات به ایران را اعلام میکند؛ تناقضی که مشخصا نشان دهنده نبود یک مسیر روشن برای خروج آمریکا از باتلاقی است که گرفتار آن شده است. آتلانتیک به صراحت تأکید میکند ترامپ 4 گزینه اصلی پیش رو دارد؛ تشدید جنگ علیه ایران با اعزام نیروی زمینی، اعلام پیروزی و خروج در شرایط فعلی، مذاکره با ایران، یا ادامه حملات. با برشمردن این گزینهها، آتلانتیک اذعان میکند «هیچ یک از این گزینهها بدون هزینههای جدی نیست و مهمتر آنکه هیچ کدام نیز به هدف بلندپروازانه اولیه، یعنی تغییر رژیم در تهران، منجر نمیشود».
به عبارت دیگر، حتی از نگاه یکی از مهمترین رسانههای تحلیلی آمریکا، با ورود جنگ به دومین ماه، ترامپ اکنون در موقعیتی قرار گرفته که «هیچ راه خروج خوبی» ندارد؛ عبارتی که به خوبی وضعیت بنبست و استیصال رئیس جمهور ایالات متحده را توصیف میکند.
اما مساله فقط میدان نظامی نیست. یکی از ستونهای اصلی استراتژی ترامپ در جنگ علیه ایران، پیروزی در «جنگ روایتها» و شکل دهی به افکار عمومی، بویژه در اروپا و داخل آمریکا بود. با این حال، شواهد نشان میدهد در این حوزه نیز او با چالش جدی مواجه شده است. در همین رابطه رسانه آمریکایی هیل این جنگ را نخستین درگیری بزرگی میداند که ممکن است نتیجه آن در «میمها» تعیین شود. به نوشته این رسانه، حسابهای حامی ایران با استفاده از ویدئوهای مبتنی بر هوش مصنوعی، انیمیشنهای خلاقانه و روایتهای طنزآمیز، تصویری از ترامپ بهعنوان رهبری ناتوان یا فریب خورده ارائه دادهاند و همزمان تلاش کردهاند افکار عمومی آمریکا را علیه ادامه جنگ بسیج کنند.
نکته مهمی که «هیل» بر آن تأکید میکند، ماهیت «تصویری و فراملی» این محتواهاست؛ ویدئوهایی که عمدتا به زبان انگلیسی تولید میشوند و با حذف موانع زبانی، مستقیما مخاطب آمریکایی را هدف قرار میدهند. این در حالی است که ویدئوهای تولیدشده توسط دولت آمریکا که با الهام از بازیهایی مانند «Call of Duty» یا فیلمهایی چون «Top Gun» ساخته شدهاند، به دلیل «بازیگونه کردن جنگ» با انتقاد گسترده مواجه شدهاند و حتی از نظر تأثیرگذاری نیز نتوانستهاند روایت غالب را شکل دهند.
در همین چارچوب، دیگر رسانه آمریکایی یعنی نیویورک تایمز، تصویر کاملتری از این شکست در جنگ روایتها ارائه میدهد و صراحتا از یک «جنگ اطلاعاتی پیشرفته» سخن میگوید که ایران با کمک روسیه و چین علیه ایالات متحده به راه انداخته است. نیویورک تایمز در گزارش خود تأکید میکند ایران با استفاده از شبکهای از حسابها در پلتفرمهایی مانند X، اینستاگرام و بلواسکای و همچنین بهرهگیری گسترده از هوش مصنوعی، توانسته حجم عظیمی از محتواهای تبلیغاتی علیه آمریکا در سطح جهانی منتشر کند.
نیویورک تایمز در بخش اصلی گزارش خود، به نقل از کارشناسان مینویسد ایران در این حوزه «در حال پیروزی در جنگ تبلیغاتی» است. دلیل این موفقیت را نیز آمادگی طولانی مدت، شناخت دقیق از شکافهای سیاسی و اجتماعی آمریکا و بهرهگیری هوشمندانه از ابزارهای نوین رسانهای میداند. بنا بر اذعان نیویورک تایمز به نقل از تحلیلگران، این جنگ اطلاعاتی به اندازه اهرم انرژی ایران اهمیت پیدا کرده و توانسته احساسات عمومی، از خشم تا نگرانی را در سطح جهانی تحریک کند.
در کنار این، نیویورک تایمز به نمونههای مشخصی از عملیات روانی اشاره میکند؛ از ویدئوهای حمله به اهداف آمریکایی تا استفاده مکرر از موضوعاتی مانند پرونده جفری اپستین برای زیر سؤال بردن انگیزههای جنگ که از قضا همگی با موفقیت قابل توجهی اثرگذار بوده است.
به همه این دلایل میتوان گفت ترامپ برخلاف اهداف اولیهاش در حمله به ایران، نه تنها به یک پیروزی سریع دست نیافته، بلکه درگیر وضعیتی شده که خروج از آن دشوار، پرهزینه و نامطمئن است. جنگی که قرار بود نمایش قدرت باشد، اکنون به آزمونی از محدودیتهای قدرت آمریکا و مهمتر از آن، به صحنه شکست آمریکا و تعریف جدید نقش ایران در دنیا تبدیل شده است. به همین دلیل است که رسانه انگلیسی گاردین معتقد است «ترامپ در جنگ ایران «دستوپا» میزند و هر کلمه او وضعیت را مبهمتر میکند. با اعلام پیروزیهای خیالی و تغییر مداوم خط قرمزها، آمریکا را در انزوایی فرو برده که خروج از آن حتی با یک معاهده صلح نیز ممکن نخواهد بود». آلون مزراهی، تحلیلگر برجسته صهیونیستی، با شفافیت هرچه تمام، اذعان میکند جنگ کنونی دنیای جدیدی را ترسیم کرده که در آن «اسرائیل به جهنم رفته و حالا باید به ایران به عنوان تنها ارباب غرب آسیا سلام کرد».
۸۰ اندیشکده مهم دنیا: آمریکا و اسرائیل در جنگ با ایران ناکام ماندهاند
بررسی محتوای تمام مطالب منتشر شده توسط ۸۰ اندیشکده در دنیا، از جمله ۲۲ اندیشکده آمریکایی، ۸ اندیشکده انگلیسی، ۱۸ اندیشکده اروپایی و اندیشکده آسیایی، طی یک ماه گذشته درباره جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نشان میدهد اجماع مهمی میان کارشناسان و تحلیلگران این اندیشکدهها درباره ناکامی قطعی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در تحقق اهداف شان علیه ایران وجود دارد.
تحلیل و ارزیابی این اندیشکدهها در پنج محور قابل تأمل است. اول آنکه آمریکا و رژیم صهیونیستی به دلیل برتری تکنولوژی در جنگافزارهای نظامی، توانستهاند ضرباتی را از نظر نظامی و به صورت «تاکتیکی» نه راهبردی وارد کنند.
دوم آنکه ایران به لحاظ «راهبردی» آمریکا و اسرائیل را در تحقق تمام اهداف اصلی جنگ یعنی سرنگونی نظام سیاسی، تجزیه یا حذف توان دفاعی ایران و تسلیم سیاسی-اجتماعی در ایران ناکام گذاشته است.
سوم اینکه ایران با یک جنگ پیچیده و هوشمند نامتقارن و از طریق ضربه به اعتبار نظامی و تکنولوژیکی طرف مقابل و همچنین به دست گرفتن تنگه هرمز و ناتوانی آمریکا و اسرائیل و همپیمانان آنها در بازگشایی نظامی آن، عملا دست برتر را در جنگ به دست آورده است.
چهارم اینکه جنگ پس از برخی ضربات نظامی آمریکا و اسرائیل و همچنین مدیریت هوشمند و توفیقات راهبردی ایران، به یک نبرد فرسایشی تبدیل شده اما زمان بیش از آنکه به نفع آمریکا و اسرائیل باشد، به سود ایران است.
پنجم و آخر اینکه آمریکا و همپیمانان او برای خارج شدن هرچه سریع تر از این جنگ، یا باید یک دستاورد تبلیغاتی به دست بیاورند یا اینکه همین حالا بدون حتی همان دستاورد تبلیغاتی به جنگ پایان دهند.