تنها چند ساعت پس از آنکه دونالد ترامپ از احتمال خروج آمریکا از پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) خبر داد، نخستوزیر انگلستان در اظهار نظری تصریح کرد با وجود فشارهای مضاعف به او، حاضر نخواهد شد کشورش را درگیر جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران کند. کییر استارمر افزود: ما معتقدیم این جنگ، جنگ ما نیست و با وجود افزایش فشارها، انگلیس وارد این جنگ نخواهد شد. این جدیدترین اظهار نظر مقامات اروپایی در رد درخواست ترامپ برای پیوستن اعضای ناتو به اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز است.
به گزارش «وطنامروز»، پیش از استارمر نیز مقامات آلمان، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا و برخی دیگر از اعضای ناتو اعلام کرده بودند نمیتوانند درخواست ترامپ برای مشارکت در اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز را بپذیرند. این «نه» بزرگ اروپا به درخواستهای مکرر ترامپ، یک اتفاق بیسابقه در مناسبات میان ۲ سوی آتلانتیک است. این نخستینباری است که آمریکا درگیر جنگ است و درخواست رئیسجمهور این کشور برای مشارکت اعضای ناتو در این جنگ، با مخالفت این کشورها مواجه میشود.
غیر از انگلیس، مقامات آلمان نیز در سطوح مختلف اعلام کردند درخواست ترامپ را نمیپذیرند. فردریش مرتس، صدراعظم آلمان نیز مانند نخستوزیر انگلیس، ضمن مخالفت با پیوستن کشورش به آمریکا برای اقدام نظامی علیه ایران، تصریح کرد جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، جنگ آلمان نیست. فرانک والتر اشتاینمایر، رئیسجمهور آلمان هم در مخالفت با مشارکت کشورش با درخواست ترامپ، پا را از این فراتر گذاشت و در اظهار نظری قابل تامل تصریح کرد جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، یک اقدام غیرقانونی است. مقامات فرانسه نیز همین موضع را اتخاذ کردند و امانوئل مکرون تاکید کرد کشورش معتقد است بازگشایی تنگه هرمز باید از طریق دیپلماسی و مذاکره با ایران محقق شود. رئیس جمهور فرانسه این را هم گفت که پیشنیاز مذاکره با ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، توقف جنگ است. مقامات ایتالیا نیز در پاسخ به درخواست ترامپ بیان کردند آنان نیز همانند فرانسه، انگلیس و آلمان تمایلی برای پیوستن به ارتش آمریکا برای اقدام نظامی علیه ایران ندارند. در این بین موضع منفی مقامات اسپانیا بسیار جدیتر از دیگر کشورهای اروپایی بود. مقامات این کشور نهتنها به درخواست ترامپ نه گفتند، بلکه اعلام کردند حریم هوایی خود را به روی هواپیماهای نظامی آمریکا که در جنگ علیه ایران مشارکت دارند، خواهند بست.
شکافی که عمیقتر شد
نکته قابل توجه درباره نه بزرگ اروپا به آمریکا این است که این مخالفت با وجود درخواستهای مکرر ترامپ و حتی تهدیدات مهم او علیه اروپا اتخاذ شده و مقامات اروپایی روی آن اصرار کردهاند. پس از اولین ابراز مخالفت اروپا، ترامپ آنها را تهدید کرد پس از فارغ شدن از جنگ علیه ایران، سراغ گرینلند خواهد رفت. پس از مخالفت مجدد اروپاییها، ترامپ این بار آنها را به خروج آمریکا را پیمان ناتو تهدید کرد. با این وجود اروپاییها باز هم بر مخالفت خود اصرار کردند. این اصرار بر موضع مخالف نشان میدهد مقامات اروپایی یک استراتژی جدید سیاسی و امنیتی را در چارچوب مناسبات خود با آمریکا -دست کم در دولت ترامپ- اتخاذ و اعمال کردهاند. ترامپ از ابتدای دوره دوم ریاستجمهوری خود تلاش و این تلاش را در موقعیتها و در موضوعات مختلف اعمال کرد تا در مسائل اقتصادی، سیاسی و امنیتی با اروپا فاصلهگذاری کند. اگرچه ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود این دیدگاه را ابراز کرد اما با شروع دوره دوم ریاستجمهوریاش این دیدگاه را عملیاتی کرد. مواضع عجیب آمریکا در مساله جنگ اوکراین یکی از موارد بارز این سیاست ترامپ است. ترامپ بر خلاف اسلاف خود، مساله امنیت اروپا را یک مقوله جدا از امنیت آمریکا تلقی کرده است. در واقع ترامپ معتقد است در هم تنیدگی و پیوستگی امنیتی اروپا و آمریکا، سیاستی اشتباه است که هزینههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی زیادی به آمریکا تحمیل کرده است. ترامپ نشان داد از نظر او، اروپا باری بر دوش آمریکاست و واشنگتن بر اساس یک سیاست قدیمی که ناقض منافع آمریکاست، بار اصلی تامین امنیت اروپا را بر دوش کشیده است. با این حال ماجرای گرینلند نشان داد ترامپ پس از فاصلهگذاری با اروپا، حالا دنبال غارت قاره سبز است. مواضع ترامپ درباره اشغال یا تصاحب گرینلند یک شوک بزرگ به اروپا بود. ماجرای گرینلند ضربهای کلیدی به اعتبار و حیثیت اروپا وارد کرد. آنها به شیوههای مختلف تلاش کردند ترامپ را اصطلاحا از خرشیطان پیاده کنند اما ترامپ از موضع خود برای تصاحب گرینلند کوتاه نیامد. سیاستهای تعرفهای ترامپ نیز یکی دیگر از اقدامات خصمانه او علیه متحد قدیمی خود بود؛ اقدامی که نشان داد ترامپ هم به لحاظ امنیتی، هم سیاسی و هم اقتصادی، دنبال تضعیف و غارت اروپاست.
در کنار این اقدامات، نیش و کنایههای ترامپ به اروپاییها همانند نمک پاشیدن روی زخم آنها بود. ادبیات تحقیرآمیز ترامپ درباره اروپاییها در راستای تضعیف این کشورها مطرح شد. در مجموع این ترامپ بود که ریشهها و بنیانهای ائتلاف و اتحاد استراتژیک ۲ سوی آتلانتیک را جریحهدار کرد. مجموع سیاستهای آمریکای ترامپ در قبال اروپا باعث شد ائتلاف قدیمی و همیشگی آمریکا و اروپا دچار شکافهای عمیق شود و در آستانه فروپاشی قرار گیرد. اکنون و با نه بزرگ اروپا به ترامپ در میانه جنگ او علیه ایران، میتوان گفت ائتلاف ۲ سوی آتلانتیک دچار فروپاشی شده است.
دلیل اصلی مخالفت اروپا
در میانه تنش میان آمریکا و اروپا بر سر گرینلند، ترامپ در راستای راهبرد تحقیر و هدم مقامات اروپایی، پیامهای خصوصی امانوئل مکرون به خود را فاش کرد. در یکی از این پیامها مکرون به ترامپ پیشنهاد داده بود از ماجرای گرینلند چشمپوشی کند تا در ازای آن، فرانسه (به همراه دیگر کشورهای بزرگ اروپا) به آمریکا برای رویارویی با ایران کمک کند. مکرون در این پیشنهاد از عبارت «کارهای بزرگ» استفاده کرد. به عبارتی رئیسجمهور فرانسه به ترامپ گفته بود از ماجرای تصاحب گرینلند چشمپوشی کند تا فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی در کنار آمریکا، کارهای بزرگی علیه ایران انجام دهند. چندی قبل از حمله آمریکا به ایران، اتحادیه اروپایی در اقدامی ضد ایرانی، سپاه را در فهرست گروههای به اصطلاح تروریستی قرار داد؛ اقدامی که در واقع همراهی با ترامپ برای حمله به ایران بود.
پیامهای مکرون و اقدام اروپا علیه سپاه، این ذهنیت را ایجاد کرده بود که کشورهای اروپایی در نظر دارند در ماجرای جنگ آمریکا علیه ایران، به یاری ترامپ بشتابند تا از این طریق و با کمک به ترامپ برای رسیدن به یک پیروزی دیگر پس از ونزوئلا بتوانند ترامپ را متقاعد کنند در سیاستهایش در قبال جنگ اوکراین و مساله گرینلند تجدیدنظر کند. به عبارتی، پیشبینی میشد اروپا در جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران مشارکت کند.
پس از انسداد تنگه هرمز توسط ایران و استیصال ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز، زمانی که او از اروپاییها خواست به ائتلاف نظامی آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز بپیوندند بیشتر کارشناسان و صاحبنظران پیشبینی میکردند اروپاییها درخواست ترامپ را اجابت کنند. در واقع کارشناسان معتقد بودند اروپاییها در زمان استیصال و درماندگی ترامپ به یاری او میشتابند تا با این کار، سیاستهای آمریکا در قبال جنگ اوکراین و مساله گرینلند را تغییر دهند
اما برخلاف بسیاری از پیشبینیها، اروپاییها به ترامپ نه گفتند و دستکم تاکنون بر این نه نیز پافشاری کردهاند.
آیا دلیل اصلی این مخالفت مهم اروپا با درخواستهای مکرر آمریکا، سیاستهای تحقیرآمیز ترامپ علیه اروپاست و حالا مقامات اروپایی در صدد تلافی هستند؟ قطعا این موضوع، دلیل اصلی مخالفت اروپاییها نیست، چرا که اروپا و آمریکا پیوندهای مستحکم و ریشهداری با یکدیگر دارند و منافع آنها بویژه در تقابل با کشورهایی مانند ایران به هم گره خورده است. از سوی دیگر، همانگونه که گفته شد اروپاییها میتوانند از کارت ایران برای تغییر سیاستهای ترامپ در قبال موضوعاتی مانند جنگ اوکراین و گرینلند استفاده کنند. ضمن اینکه برخی کارشناسان و رسانههای مهم غرب با اشاره به وضعیت و معادلات جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران تصریح کردهاند این وضعیت و شکست ترامپ در این جنگ، یک شکست برای جهان غرب به شمار میرود و اقدامات نسنجیده ترامپ در این جنگ، باعث تحقیر و شکست کل غرب شده است. از سوی دیگر، انسداد تنگه هرمز، هزینههای زیادی به اقتصاد اروپا تحمیل کرده است. قیمت نفت در یک ماه گذشته دستکم ۷۰ درصد افزایش داشته است. بسیاری از محمولههای اروپاییها در خلیج فارس مانده است. قیمت گاز در اروپا افزایش یافته و انسداد تنگه هرمز هزینههای زندگی در اروپا را به طرز چشمگیری افزایش داده است. بنابراین اروپاییها باید انگیزه لازم و کافی برای بازگشایی تنگه هرمز را داشته باشند.
پس دلیل اصلی مخالفت اروپاییها با درخواست ترامپ برای پیوستن به ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز چیست؟
دلیل اصلی این مخالفت اروپاییها را میتوان در اظهارات وزیر دفاع آلمان جست. بوریس پیستوریوس از جمله مقامات آلمان است که درخواست رئیسجمهور آمریکا برای حمایت نظامی در محافظت از تنگه هرمز را رد کرد. پیستوریوس در اين باره تصریح کرد: «ترامپ دقیقاً از چند ناوچه اروپایی در تنگه هرمز چه انتظاری دارد که نیروی بحری عظیم ایالات متحده به تنهایی از عهده آن برنمیآید؟ این پرسشی است که من از خود میپرسم».
این اظهار نظر وزیر دفاع آلمان به وضوح این پیام را میرساند که او معتقد است حتی با وجود مشارکت اروپاییها، تنگه هرمز بازگشایی نخواهد شد.
این اظهارنظر پیستوریوس یک اعتراف صریح به ناتوانی نیروهای نظامی اروپا در بازگشایی تنگه هرمز است و دلیل اصلی مخالفت اروپاییها با درخواست ترامپ نیز همین واقعیت است. مقامات کشورهای اروپایی از ابتدای جنگ ارزیابیها و برآوردهای دقیقی درباره وضعیت و معادلات میدانی جنگ به دست آوردهاند. از گاردین گرفته تا اشپیگل، طی بیش از یک ماهی که از جنگ میگذرد، در تحلیلهای مختلف به قلم کارشناسان و صاحبنظران غربی، به این واقعیت اذعان کردهاند که ترامپ هم در تحقق اهداف اصلی جنگ و هم در یافتن راهی برای خروج از جنگ ناتوان و شکست خورده است. در واقع اروپاییها به این مهم اذعان دارند که آمریکا جنگ علیه ایران را باخته است. کما اینکه گاردین در مقالهای مهم اعتراف کرده شکست ترامپ در این جنگ، هیمنه و اعتبار کل جهان غرب را به چالش کشیده است. به همین خاطر اروپاییها معتقدند ترامپ نهتنها توانایی بازگشایی تنگه هرمز از طریق نظامی را ندارد، بلکه حتی با مشارکت اروپاییها نیز اقدام نظامی برای عادیسازی عبور و مرور از تنگه هرمز را با شکست مواجه میکند. از سوی دیگر اروپاییها معتقدند ترامپ خودش هم میداند حتی با مشارکت اروپاییها، تنگه هرمز باز نخواهد شد اما اصرار او برای مشارکت اروپا به این خاطر است که میخواهد اروپا را نیز در شکست خود از ایران سهیم کند. به عبارتی، امثال استارمر و مکرون و مرتس معتقدند ترامپ میخواهد اروپا را هم در شکست خود شریک و شکست در بازگشایی تنگه هرمز را با آنها تقسیم کند.
بنابراین دلیل اصلی مخالفت اروپا با مشارکت در اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز، نگرانی و ترس آنها از شکست و قرار گرفتن نامشان در فهرست بازندگان جنگ است.
چرا اروپا به درخواست کمک ترامپ برای پیوستن به جنگ علیه ایران جواب منفی داد؟
تنگه جدایی
ارسال نظر
پربیننده