۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۴:۳۶

چه کسی پیروز میدان است؟

رها عبداللهی: ۳۵ روز از آغاز شدیدترین تقابل تاریخ ایران و جبهه مشترک آمریکایی - صهیونی می‌گذرد. گمانه‌زنی‌ها راجع به نتیجه جنگ بسیار است. برخی چشم‌انداز کوتاه‌مدتی را برای پایان یافتن این تقابل می‌بینند و برخی تحلیل می‌کنند خبری از نشانه‌های پایان جنگ نیست. گذشته از پیش‌بینی پایان این نبرد سرنوشت‌ساز، برآورد دست برتر میدان تا امروز از پرطرفدارترین سوژه‌ها برای تحلیل‌گران است. یکی از مهم‌ترین مولفه‌ها برای برآورد پیروز میدان، میزان دستیابی به اهداف شروع جنگ است. اما وقتی یک طرف جنگ دروغگویی چون ترامپ است که هر روز در سخنرانی‌هایش لاطائلات می‌بافد و از دستاوردهایی حرف می‌زند که حتی یک قلم‌شان واقعیت ندارد و رژیم سانسور شدیدی بر میزان خسارات و تلفات وارد آمده بر نیروهایش حاکم است، تشخیص این مسأله سخت است. ایران روزانه در حال وارد آوردن ضربات سهمگین بر جبهه گسترده دشمن از سرزمین‌های اشغالی تا پایگاه‌ها و منافع آمریکا در کشورهای منطقه است ولی دشمن حاضر به اعتراف به این خسارات و شکست‌ها نیست. اما در همین حال اعترافات برخی عوامل و فعالان نظامی و رسانه‌ای دشمن وجود دارد که می‌تواند دلیل خوبی برای اثبات پیروزی ایران باشد.
آوی اشکنازی روزنامه‌نگار نظامی اسرائیلی در مقاله‌ای نوشته نتانیاهو می‌گوید ایران ضربه خورده؛ ولی ما می‌بینیم که ایران در برابر حملات ما معادله ایجاد می‌کند و بر اساس همان معادله هم می‌جنگد. او می‌نویسد اینکه ایران دقیقا مطابق معادله می‌جنگد و مثلاً در برابر حمله ما به سایت اراک، سه روز دیمونا را می‌زند، بسیار خطرناک است. چراکه دارد قواعدی را به ما تحمیل می‌کند. اشکنازی می‌گوید ما ۱۴ هزار مهمات بر سر ایران ریخته‌ایم و او همچنان با منطق معادله می‌جنگد و برای ما شرط می‌گذارد. این نتیجه‌ای نبود که با شروع جنگ دنبالش بودیم!
در جنگ کسی می‌تواند معادله تعیین کند که دست برتر را دارد. ایران قدرتمندانه و در عین حال بر اساس منطقی مشخص می‌جنگد و این دشمن را مستأصل کرده.
این اتفاق با تکیه ایران بر مجموعه‌ای از مؤلفه‌های قدرتش یعنی  اتحاد ملی، انسجام ساختار سیاسی، تاب‌آوری اقتصادی و توانمندی نظامی افتاده. این عوامل موجب شده‌اند که فشارهای خارجی نه‌تنها کارآمدی خود را از دست بدهند، بلکه به تقویت انسجام داخلی نیز منجر شوند. بهره‌برداری ایران از نقش تنگه هرمز به‌عنوان یک اهرم ژئوپلیتیکی، تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر معادلات جهانی داشته و هزینه‌های هرگونه اقدام نظامی را افزایش داده است. در کنار آن، تداوم توان موشکی و پهپادی، امکان اعمال فشار بلندمدت را فراهم کرده و موازنه قدرت را تغییر داده است. در سطح بین‌المللی نیز عدم همراهی متحدان آمریکا با ورود به جنگ، نشانه‌ای از کاهش قدرت اجماع‌سازی این کشور است. در چنین شرایطی، سرنوشت جنگ نه در روایت‌های رسانه‌ای، بلکه در میدان و بر اساس موازنه واقعی قدرت تعیین می‌شود؛ جایی که ایران با حفظ ابتکار عمل، مسیر تحولات را به سمت تحقق اهداف خود هدایت می‌کند. حالا ترامپ هر چه می‌خواهد روایت‌های هالیوودی بسازد و رسانه‌هایش منعکس کنند؛ نتایج واضح برتری ایران به چشم افراد زیادی حتی در جبهه دشمن هم آمده است.
باید اعترافات عوامل دشمن را به گوش کسانی که باورشان نمی‌شود ما پیروز می‌دانیم یا تحت تأثیر حملات دشمن احساس ضعف و نگرانی دارند برسانیم. برتری ایران در جبهه جنگ، آینده این نبرد را رقم خواهد زد به شرط آنکه نترسیم و نترسانیم.

ارسال نظر
captcha