حسین کیامنش: عملیات ارتش تروریستی ایالات متحده برای نجات خلبان جنگندهای که در جریان حمله تجاوزکارانه به کشورمان در آسمان ایران رهگیری و ساقط شده بود، در نهایت به شکستی پرهزینه و چندلایه برای آمریکاییها انجامید؛ شکستی که نهتنها در سطح میدان نبرد، بلکه در سطوح سیاسی، روانی و البته راهبردی نیز بازتاب گستردهای در رسانههای دنیا داشته است. آنچه قرار بود یک عملیات سریع و دقیق در قالب دکترین «جستوجو و نجات رزمی» یا CSAR باشد، به یک درگیری ۲ روزه تبدیل شد که با از دست رفتن مجموعهای از مهمترین داراییهای هوایی ارتش ایالات متحده و در نهایت شکلگیری روایتهای متناقض از سوی آمریکا درباره نتیجه آن، به پایان رسید.
این شکست را به صورت رسمی، سرهنگ ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا اعلام کرد. بر اساس توضیحات ارائه شده از سوی سخنگوی قرارگاه خاتم، عملیات نجاتی که ارتش آمریکا با هدف بازیابی و نجات خلبان جنگنده منهدم شده خود طراحی کرده بود، از همان ابتدا تحت رصد اطلاعاتی نیروهای مسلح ایران قرار داشت و در مرحله اجرا، به جای تحقق هدف، به دام عملیاتی تبدیل شد.
برای درک دقیقتر ابعاد این ماجرا، باید به عقب بازگشت؛ به لحظهای که یک فروند جنگنده F-15E - بنابر اعلام قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا F-35 بوده- که از پیشرفتهترین جنگندههای تهاجمی این کشور به شمار میرود، در آسمان ایران هدف قرار گرفت. به اذعان خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس، این برای اولینبار در 24 سال گذشته بود که یک جنگنده پیشرفته ایالات متحده رهگیری و منهدم میشود. در هر حال، این جنگنده که برای انجام مأموریتهای تهاجمی در عمق خاک طرف مقابل طراحی شده، یکی از ستونهای اصلی قدرت هوایی ارتش تروریستی آمریکا محسوب میشود. اکنون ساقط شدن چنین پرندهای، آن هم در شرایط عملیاتی و در حالی که ترامپ مدعی نابودی قدرت پدافندی ایران شده، به تنهایی یک ضربه مهم تلقی میشود. اهمیت ماجرا اما زمانی دوچندان شد که آمریکا برای نجات خدمه آن وارد عمل شد.
دکترین CSAR در ارتش آمریکا از اهمیت بالایی برخوردار است. این دکترین بر این اصل استوار است که هیچ نیرو و تجهیزاتی در میدان نبرد رها نمیشود و حتی در سختترین شرایط، تلاش برای بازگرداندن خلبان یا نیروی گرفتار انجام میشود. بر همین اساس، بلافاصله پس از سقوط جنگنده، یک زنجیره کامل از تجهیزات و یگانهای آمریکایی وارد عمل شد. در این میان، هواپیماهای ترابری C-130 نقش ستون فقرات عملیات را ایفا میکردند. این هواپیماها به دلیل توانایی پرواز در ارتفاع پایین، فرود در باندهای کوتاه و حمل نیروهای ویژه، معمولاً در چنین مأموریتهایی برای انتقال تیمهای نجات یا پشتیبانی لجستیکی به کار گرفته میشوند. از دست رفتن ۲ فروند از این هواپیماها به معنای ضربه به توان پشتیبانی و تحرک عملیاتی ارتش آمريکاست، چراکه C-130 صرفاً یک هواپیمای ترابری نیست، بلکه در بسیاری از سناریوهای عملیاتی، به عنوان یک پلتفرم چندمنظوره حیاتی عمل میکند.
در کنار آن، بالگردهای HH-60 و بلکهاوک نیز وارد صحنه شدند. بالگردهایی که به طور خاص برای عملیاتهای نجات رزمی طراحی شدهاند. این بالگردها مجهز به سامانههای پیشرفته دفاعی، توانایی پرواز در شرایط دشوار و قابلیت حمل نیروهای ویژه هستند. بنا بر اعلام سخنگوی قرارگاه خاتم الانبیا، دو فروند از این نوع بالگردها مورد اصابت موفق ایران قرار گرفته و منهدم شدند. آسیبدیدگی و انهدام این بالگردها نشاندهنده شدت درگیری در منطقه عملیات و دشواری شرایط برای نیروهای آمریکایی بود که در روز اول جستوجو اتفاق افتاد.
در سطح پایینتر، بالگردهای سبک MH-6 «لیتل برد» نیز توسط آمریکاییها به کار گرفته شدند؛ پرندههایی کوچک اما بسیار چابک که معمولاً برای انتقال سریع نیروهای ویژه در محیطهای پرخطر استفاده میشوند. یک فروند از این بالگردها نیز در جریان تقابل آتش میان نیروهای مسلح ایران و ارتش تروریستی آمریکا منهدم شد.
از سوی دیگر، پهپادهای MQ-9 ریپر نیز در این عملیات حضور داشتند. این پهپادها که از مهمترین ابزارهای شناسایی و حمله دقیق آمریکا محسوب میشوند، نقش کلیدی در تأمین اطلاعات لحظهای از میدان نبرد و پشتیبانی از نیروهای زمینی دارند. طبق اعلام قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا، دو فروند از این نوع پهپاد نیز مورد رهگیری و انهدام قرار گرفت.
در همین حال، حضور هواپیماهای A-10 در منطقه نیز نشاندهنده گسترده بودن عملیات آمریکاییهاست. این هواپیماها که به «شکارچی تانک» معروفند، برای پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی و مقابله با تهدیدات سطحی طراحی شدهاند. دست کم ۲ فروند از این جنگنده، توسط نیروی زمینی سپاه پاسداران و پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران رهگیری و منهدم شد.
در کنار این موارد، در روز اول تلاش آمریکا برای جستوجو، گزارشهایی نیز از پیش آمدن وضعیت اضطراری برای یک جنگنده F-16 آمریکایی، همچنین فرود اضطراری یک فروند هواپیمای سوخترسان KC-135 منتشر شد. مجموع این خسارات، بر اساس برآوردهای تقریبی، رقمی بین 500 تا 700 میلیون دلار را شامل میشود؛ عددی که مشخصا برای یک عملیات نجات، بسیار سنگین و غیرمعمول است. این در حالی است که در دکترین نظامی ایالات متحده، عملیاتهای CSAR باید با حداقل ریسک و هزینه انجام شوند، نه اینکه خود به یک میدان پرهزینه تبدیل شوند.
با این حال، در ساعات ابتدایی، روایت رسمی آمریکا کاملا متفاوت بود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور این کشور در نخستین واکنش خود در شبکه اجتماعیاش، با لحنی پیروزمندانه اعلام کرد عملیات نجات با موفقیت کامل انجام شده و حتی یک تلفات نیز به نیروهای آمریکایی وارد نشده و همه نیروهای عملکننده در سلامت هستند. این ادعا در حالی مطرح شد که هنوز اطلاعات دقیقی از نتیجه عملیات در دسترس نبود و برخی گزارشها نیز از ادامه درگیریها حکایت داشت.
چند ساعت بعد، با انتشار اطلاعات بیشتر و اعلام رسمی قرارگاه خاتمالانبیا، تصویر متفاوتی از واقعیت میدانی شکل گرفت اما نکته مهمتر، تغییر لحن خود ترامپ در ادامه بود. او که در ابتدا مدعی موفقیت کامل عملیات نجات خلبان آمریکایی شده بود، در اظهار نظری دیگر، با لحنی عصبی و تند، ایران را «دیوانه» خواند و با استفاده از ادبیاتی تند، تهدید کرد در صورت عدم باز شدن «تنگه»، نیروگاهها و پلهای ایران هدف حمله قرار خواهد گرفت. این تغییر ناگهانی از ادعای پیروزی به تهدید و عصبانیت، از نگاه بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان، نشانهای روشن از عدم تحقق اهداف عملیات است. بر اساس تحلیل کارشناسان، اگر عملیات نجات واقعا با موفقیت کامل همراه بود، دلیلی برای چنین واکنش عصبی وجود نداشت. در واقع، این تناقض رفتاری، به نوعی تأیید غیرمستقیم شکست در میدان تلقی میشود.
اما سرنوشت خلبان چه شد؟ این پرسشی است که همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. بر اساس اعلام قرارگاه خاتمالانبیا، عملیات نجاتی که آمریکاییها طراحی و اجرا کردند، ناکام بوده است. این بدان معناست که یا نیروهای آمریکایی موفق به خروج خلبان از خاک ایران نشدهاند یا در سناریویی دیگر، خلبان کشته شده است. در همین راستا، گزارش شبکه CNBC به نقل از منابع وابسته به سنتکام، از کشته شدن یکی از خلبانان در جریان عملیات نجات خبر داد. بر اساس این گزارش، نیروهای ویژه آمریکا موفق شدهاند جسد این خلبان را به کمپ العدیری در کویت منتقل کنند. اگر این گزارش را در کنار روایت رسمی ایران قرار دهیم، محتملترین سناریو آن است که عملیات نجات نهتنها به هدف خود نرسیده، بلکه با تلفات انسانی-حداقل کشته شدن خلبان- نیز همراه بوده است. فراتر از همه اینها، پیامدهای راهبردی این شکست برای آمریکا اهمیت بیشتری دارد. یکی از مهمترین این پیامدها، تأثیر آن بر سناریوی احتمالی حمله زمینی ایالات متحده به ایران است. عملیاتهای CSAR معمولاً در مقیاس محدود انجام میشوند اما همین عملیات محدود، در این مورد با چنین سطحی از ریسک و خسارت همراه بوده است؛ موضوعی که به روشنی نشان میدهد ورود به یک درگیری زمینی گسترده، میتواند هزینهها و تلفات به مراتب سنگینتر و غیرقابل تصوری برای آمریکا به همراه داشته باشد. به همین دلیل، کارشناسان معتقدند این شکست، احتمال حرکت آمریکا به سمت یک جنگ زمینی علیه ایران را به طور قابل توجهی کاهش خواهد داد، چرا که اگر یک عملیات نجات محدود با چنین چالشها و خساراتی مواجه شود، اجرای یک عملیات زمینی در مقیاس وسیع، با توجه به پیچیدگی جغرافیایی، توان دفاعی ایران و گستردگی میدان نبرد، با ریسکهای بسیار بالاتر و تلفات گستردهای همراه خواهد بود.
حملات ایران به زیرساختهای مرتبط با آمریکا در منطقه
پاسخ ویرانگر
موج نود و ششم حملات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران علیه مواضع آمریکا و رژیم صهیونیستی روز گذشته انجام شد. بنا بر اعلام سپاه پاسداران، این موج از حمله در واکنش به حمله ارتش تروریستی ایالات متحده به پل در حال احداث بی۱ کرج، همچنین هدف قرار دادن پتروشیمی ماهشهر توسط دشمن آمریکایی-صهیونیستی انجام شد و علیه مجموعهای از اهداف مشخص در نقاط مختلف منطقه و با استفاده از ترکیبی از حملات موشکی و پهپادی اجرا شد. بر اساس اطلاعات منتشرشده، یکی از مهمترین اهداف این عملیات، پالایشگاهی در حیفا بود که به عنوان یکی از مراکز تأمین سوخت برای جنگندههای رژیم صهیونیستی شناخته میشود. گزارشها حاکی از آن است این پالایشگاه در جریان حمله، دچار خسارت و بخشهایی از آن تخریب شده است. سپاه پاسداران اعلام کرده این حمله موجب آسیب به بخشهای اصلی آن شده است. در ادامه این عملیات، تأسیسات گازی متعلق به شرکتهای آمریکایی در منطقه حبشان امارات هدف قرار گرفت. این تأسیسات که در حوزه تولید و فرآوری گاز فعالیت دارد، در جریان این حملات دچار خسارت شد. همچنین یک مجتمع پتروشیمی در منطقه الرویس امارات که گفته میشود در تولید مواد سوختی مورد نیاز برخی نیروها نقش دارد، هدف حمله موشکی نیروی هوافضای سپاه پاسداران قرار گرفت. بنا بر اعلام روابط عمومی سپاه، در پی این حمله، آتشسوزی گستردهای در این مجموعه گزارش شده است. در بحرین نیز پتروشیمی سیتره هدف یک حمله پهپادی قرار گرفت. گزارشها حاکی از آن است این حمله منجر به آتشسوزی در بخشهایی از این تأسیسات شده است. منابع مختلف نیز از آسیب دیدن قسمتهایی از این مجموعه خبر دادهاند اما جزئیات بیشتری درباره میزان تخریب یا تأثیر آن بر فعالیت این مجتمع منتشر نشده است. در بخش دیگری از نود و ششمین موج حملات نیروهای مسلح کشورمان، تأسیسات پتروشیمی شعیبه در کویت نیز هدف قرار گرفت. بر اساس گزارشهای منتشرشده، این حمله باعث وقوع آتشسوزی گسترده در این مجموعه و در پی آن، توقف فعالیت این تأسیسات شده است. همچنین ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز با صدور اطلاعیهای اعلام کرد صنایع پتروشیمی رژیم صهیونیستی در نزدیکی دیمونا و مقر ارتش تروریستی آمریکا در بوبیان کویت را هدف حملات پهپادی قرار داده است. صنایع پتروشیمی و فرآوردههای نفتی و ذخایر زیرزمینیِ سوخت اضطراری رژیم صهیونیستی در تأمین نیازمندیهای حوزه انرژی در جنوب سرزمین اشغالی از اهمیت بالایی برای رژیم برخوردار است. پایگاه نظامی دشمن، مستقر در بوبیان کویت نیز به عنوان یکی از مراکز کلیدی فرماندهی مرکزی ایالات متحده در منطقه، نقش محوری در پشتیبانی از نیروهای آمریکایی در غرب آسیا ایفا میکند. طبق اعلام ارتش، انبارهای هدفگیریشده در این پایگاه محل نگهداری مهمات، سامانههای موشکی تهاجمی نظیر «هیمارس»، همچنین تأسیسات ارتباطی و نظارتی نیروهای تروریست آمریکایی بوده است.
آبروریزی بزرگ برای ارتش آمریکا؛ ۲ هواپیمای C130 و ۲ بالگرد آمریکایی در جریان عملیات جستوجوی خلبان F15، توسط نیروهای مسلح ایران منهدم شد
زمینگیر!
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها