۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۳:۲۸

تأثیر معماری عمودی شهرها بر افزایش تلفات در جنگ‌ها

گزارش‌های میدانی از مناطق بمباران شده در جنگ اخیر نشان می‌دهد تراکم بالای جمعیت و ساخت‌وسازهای عمودی در کلانشهرها، مدیریت بحران را در شرایط جنگی با اختلال مواجه کرده و آمار تلفات انسانی را افزایش داده است.

۲ دهه قانون‌گذاری با کمترین اجرا
جنگ تحمیلی اخیر بار دیگر نشان داد پدافند غیرعامل، فراتر از یک مفهوم تخصصی، یک ضرورت حیاتی برای حفظ جان شهروندان است. با وجود گذشت بیش از ۲ دهه از تأسیس سازمان پدافند غیرعامل و تصویب قوانین متعدد همچون مبحث ۲۱ مقررات ملی ساختمان، بررسی‌های میدانی حکایت از فاصله عمیق میان قانون و عمل دارد.
سؤال این است: چرا با وجود این همه آیین‌نامه و شیوه‌نامه، هنوز بافت‌های فرسوده جای خود را به خانه‌های مقاوم و کم‌تراکم نداده‌اند؟ چرا در کلانشهرها همچنان شاهد برج‌سازی بی‌رویه هستیم؟ پاسخ را باید در نظام تأمین مالی شهرداری‌ها جست‌وجو کرد؛ جایی که تراکم‌فروشی به منبع اصلی درآمد تبدیل شده است.
این پارادوکس تلخ باعث شده نه‌تنها پدافند غیرعامل در شهرها اجرا نشود، بلکه هر روز بر خلاف آن حرکت کنیم. هرچه تراکم‌فروشی بیشتر شود، شهر متراکم‌تر می‌شود و هرچه شهر متراکم‌تر شود، آسیب‌پذیری آن در برابر تهدیدات بیشتر می‌شود.

تراکم‌فروشی؛ درآمد امروز، فاجعه فردا
شهرداری‌ها برای تأمین بودجه خود ناگزیر به فروش تراکم هستند. این روش که ریشه در سود اقتصادی دارد، در ایام جنگ و بحران، هزینه‌های جبران‌ناپذیر خود را نمایان می‌کند. گزارش‌های میدانی از مناطق بمباران شده در جنگ اخیر نشان می‌دهد در بافت‌های متراکم، در نتیجه حملات، ساختمان‌های مجاور و حتی کوچه‌های اطراف دچار آسیب و تخریب شده و حتی تلفات انسانی به جا مانده است.
در منطقه ۱۰ تهران با تراکم ۴۵۰ نفر در هکتار، پس از بمباران‌های اخیر، تلفات به مراتب بیشتر از مناطقی با تراکم پایین‌تر بوده است. معابر باریک، نبود فضاهای باز، مجاورت فشرده ساختمان‌ها و دشواری دسترسی تیم‌های امدادی، همه دست به دست هم دادند تا شرایط دشواری رقم بخورد.
در بسیاری از موارد، ماشین‌آلات سنگین آواربرداری یا حتی ماشین آتش‌نشانی توانایی دسترسی به محل حادثه را نداشته‌اند. این یعنی قوانینی که قرار بود به کمک مردم بیایند، عملاً به ضد خود تبدیل شده و جان آنها را به خطر انداخته‌اند.

معماری ایرانی-اسلامی؛ قربانی سوداگری مسکن
الگوی مطلوب زیست در ایران، خانه‌های کم‌طبقه، حیاط‌دار، با نور کافی و امکان بزرگ کردن فرزندان و پذیرایی از میهمانان است؛ خانه‌هایی که در آنها حریم محرم و نامحرم حفظ شود و بتوان بر اساس سنن اسلامی-ایرانی زیست کرد. اما آنچه امروز در شهرهای بزرگ دیده می‌شود، برج‌های بلندی است که هر کدام به یک جزیره انزوا تبدیل شده‌اند.
زندگی عمودی، نه‌تنها به درد فرزندآوری و فرزندپروری و زندگی اجتماعی و فامیلی نمی‌خورد، بلکه در شرایط بحران، به پاشنه آشیل مدیریت بحران و امدادرسانی تبدیل می‌شود. این مدل زیست غربی که بر اساس مکتب اومانیسم یا خودمحوری طراحی شده، خانواده را به سمت کم‌جمعیتی سوق می‌دهد.
ساختار عمودی شهرها نه‌تنها به شکاف طبقاتی دامن می‌زند، بلکه به تضعیف همبستگی و کاهش سرمایه اجتماعی نیز منجر می‌شود. در مواجهه با شرایط جنگی، نبود حمایت‌های بین‌نسلی و ضعیف شدن پیوندهای محلی باعث می‌شود روند بازگشت به شرایط عادی پس از بحران طولانی‌تر شود و هزینه‌های اجتماعی بحران برای شهروندان افزایش یابد.

آمارهایی که زنگ خطر را به صدا درآورده است
بررسی داده‌های آماری، تصویر نگران‌کننده‌ای از وضعیت تراکم در ایران ترسیم می‌کند. متوسط تراکم بافت سکونتگاهی در ایران ۱۲۶ نفر در هر هکتار برآورد شده است. این رقم برای فرانسه ۵۶، ژاپن ۴۷، آمریکا ۳۲ و رژیم صهیونیستی ۹۸ نفر در هر هکتار است.
تهران اما وضعیت حادتری دارد. میانگین تراکم سکونتگاهی در این شهر ۱۷۰ نفر در هر هکتار است و در برخی محله‌ها مانند منطقه ۱۰، این رقم تا ۴۵۰ نفر در هر هکتار افزایش می‌یابد. بافت‌های فرسوده تهران نیز با میانگین تراکم ۲۷۰ نفر در هر هکتار، در وضعیت بدی قرار دارند.
این ارقام در حالی است که تراکم جمعیت در پاریس ۷۰، توکیو ۶۵، نیویورک ۲۶ و تل‌آویو ۸۸ نفر در هر هکتار گزارش شده است. یعنی تهران با ۱۷۰ نفر در هکتار، بیش از ۲ برابر پاریس و نزدیک به ۷ برابر نیویورک تراکم دارد. این یعنی در صورت وقوع بحران، مدیریت شرایط در پایتخت ایران به مراتب دشوارتر از شهرهایی مثل پاریس یا توکیو خواهد بود.

زمین به جای تراکم؛ راهکاری برای کاهش آسیب‌پذیری
ایران از وسعت سرزمینی قابل توجهی برخوردار است. در دنیا معمولاً بین ۱ تا ۴ درصد زمین یک کشور به منازل مسکونی اختصاص دارد اما در ایران، این رقم چیزی بین ۱ تا ۲ درصد و در برخی مناطق زیر یک درصد است. یعنی ظرفیت عظیمی برای توسعه افقی و کم‌تراکم داریم.
پیشنهاد کارشناسان به وزارت راه و شهرسازی این است که با تدوین نقشه‌های جدید، به‌ویژه برای خانواده‌های ایثارگر، نیروهای مسلح و عزیزانی که در ایام جنگ از میهن دفاع می‌کنند، زمین را به عنوان یک امتیاز ویژه در اختیار آنان قرار دهد. اگر مشکل مالی داریم، زمین که داریم.
در قانون جوانی جمعیت، بحث زمین سه‌فرزندی تصویب شده است. حالا باید پای کار اجرای آن بایستیم و این مدل را به سایر خانواده‌ها نیز تعمیم دهیم. به جای تراکم‌فروشی و برج‌سازی، زمین بدهید تا مردم خودشان خانه‌های کم‌طبقه و حیاط‌دار بسازند.
ظرفیت‌های قانونی نیز برای این کار فراهم است. بیش از ۵۰ هزار هکتار زمین با کاربری مسکونی در داخل محدوده شهرها و بیش از یک میلیون هکتار زمین با قابلیت توسعه در حریم شهرها در مالکیت سازمان ملی زمین و مسکن قرار دارد. همچنین در قانون برنامه هفتم پیشرفت، الحاق ۳۳۰ هزار هکتار به بافت‌های سکونتگاهی کشور پیش‌بینی شده است.

۲ راهکار عملی برای بازنگری در قوانین ساخت و ساز
کارشناسان برای خروج از وضعیت موجود، ۲ راهکار عملی ارائه می‌دهند:
اول- بازنگری فوری در قوانین ساخت و ساز و جایگزینی بافت‌های فرسوده با روش‌های تشویقی. باید با کاهش میزان تراکم جمعیت در هکتار، به سمت بافت‌های کم‌تراکم و حیاط‌دار حرکت کنیم.
دوم- تصویب مقررات کوتاه‌مدت و زودبازده در ایام جنگ و سپس اعمال آنها در قوانین میان‌مدت و بلندمدت. با استفاده از وام‌ها و تسهیلات ویژه بانک مسکن، می‌توان خانواده‌ها را صاحب خانه‌هایی کرد که هم استانداردهای پدافند غیرعامل را رعایت کند و هم با الگوی زندگی ایرانی-اسلامی هماهنگ باشد.

دیگر فرصت آزمون و خطا نداریم
تجربه جنگ اخیر به روشنی نشان داد شهرهای عمودی و متراکم، در شرایط بحران به نقطه ضعف و پاشنه آشیل تبدیل می‌شوند. هر شهروندی که در این حوادث از دست می‌رود، فارغ از اینکه نوزاد باشد یا کهنسال، گوهری است که جانشینی جمعیت و امنیت ملی کشور را با خطر مواجه می‌کند.
توسعه افقی و حرکت به سمت شهرهای کم‌تراکم، نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه یک الزام راهبردی برای امنیت ملی است.
آینده‌ای که در آن، به جای برج‌های بلند و شلوغ، خانه‌هایی با حیاط و نور کافی داشته باشیم، نه‌تنها آرزوی دیرینه خانواده‌های ایرانی است، بلکه یک الزام امنیتی برای کشور محسوب می‌شود. زمین بدهید تا مردم خودشان بسازند؛ این نسخه شفابخش شهرهای آسیب‌پذیر است.

ارسال نظر
captcha
پربیننده