با ورود جنگ ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران به هفته ششم، اکنون تصویر روشنی از یک محاسبه راهبردی شکست خورده در برابر ناظران شکل گرفته است؛ جنگی که قرار بود ظرف مدت تنها 48 ساعت به براندازی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران منجر شود، حالا پس از گذشت ۳۸ روز نهتنها به اهداف خود نرسیده، بلکه در نقطهای ایستاده که بسیاری از شاخصهای میدانی و عملیاتی، از تغییر موازنه به زیان طرف متجاوز و به نفع کشورمان حکایت دارد. در این چارچوب، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، نه صرفا تداوم مقاومت ایران، بلکه تغییر فاز از دفاع به طراحی و اجرای عملیاتهای ترکیبی، دقیق و اثرگذار در عمق میدان دشمن است.
ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در ابتدای جنگ، بر پایه یک تصور نادرست از «شوک اولیه» و فروپاشی سریع، وارد میدان شدند. این تصور مبتنی بر تجربه برخی مداخلات پیشین آمریکا در منطقه بود اما در مواجهه با ساختار پیچیده و چندلایه جمهوری اسلامی ایران، به سرعت رنگ باخت. به رغم ترور رهبر شهید انقلاب و فرماندهان عالی رتبه نیروهای مسلح و حتی مقامات سیاسی کشورمان، نهتنها انسجام حاکمیتی در داخل کشور حفظ شد، بلکه نیروهای مسلح نیز با بازسازی سریع آرایش رزمی خود در روزهای ابتدایی، اکنون به مرحلهای رسیدهاند که توانستهاند ابتکار عمل را در بسیاری از جبههها در دست بگیرند.
در این میان، یکی از مهمترین نشانههای تغییر موازنه، افزایش کمی و کیفی حملات ایران علیه اهداف آمریکایی و صهیونیستی است؛ حملاتی که هم در جغرافیای سرزمین اشغالی و هم در گسترهای وسیع از پایگاهها و منافع ایالات متحده در خلیج فارس انجام شده است.
در همین چارچوب، موج ۹۸ عملیاتهای نیروهای مسلح ایران را که روز گذشته انجام شد و تا لحظه تنظیم این گزارش نیز ادامه داشت، میتوان نقطه اوج یک روند تصاعدی در میدان نبرد دانست؛ عملیاتی که با محوریت ترکیبسازی میان توان موشکی، پهپادی و دریایی، طیفی از اهداف راهبردی دشمن آمریکایی-صهیونیستی را به طور همزمان مورد هدف قرار داد. بنا بر اعلام روابط عمومی سپاه پاسداران، این عملیات در ادامه هشدارهای صریح قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، با هدف وارد آوردن ضربات مؤثر به مراکز فرماندهی، زیرساختهای لجستیکی و تأسیسات صنعتی-نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی طراحی و اجرا شد.
یکی از مهمترین ابعاد این عملیات، هدف قرار دادن ناو بالگردبر و آبی-خاکی «تریپولی» ارتش تروریستی ایالات متحده بود؛ شناوری که هفته گذشته به عنوان یکی از داراییهای کلیدی نیروی دریایی آمریکا در منطقه، نقشی تعیینکننده در پشتیبانی از عملیاتهای تهاجمی و انتقال نیرو ایفا میکرد. این ناو که با ظرفیت حمل نزدیک به 5 هزار ملوان و تفنگدار دریایی، همچنین دهها فروند بالگرد و جنگنده عمودپرواز طراحی شده، در واقع به عنوان جایگزین ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به منطقه اعزام شده بود تا خلأ ایجاد شده در قدرت دریایی آمریکا پس از هدف قرار گرفته شدن و فرار کردن ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن از منطقه نبرد را جبران کند اما آنچه حالا در عمل رخ داد، کاملا خلاف این هدفگذاری بود. ناو تریپولی نهتنها نتوانست نقش تثبیتکنندهای در میدان ایفا کند، بلکه خود به یکی از اهداف اصلی عملیاتهای ایران تبدیل شد. در جریان موج ۹۸، این شناور در یک حمله ترکیبی، آماج مستقیم موشکها و پهپادهای ایرانی قرار گرفت؛ حملهای که اگرچه جزئیات دقیق آن به طور کامل منتشر نشده اما نتایج آن در رفتار عملیاتی این ناو کاملا مشهود است. عقبنشینی سریع تریپولی به اعماق جنوب اقیانوس هند، نشاندهنده آن است که سطح تهدید علیه این شناور به حدی بوده که ادامه حضور آن در منطقه را غیرممکن کرده است.
اما باید توجه داشت این عقبنشینی و فرار، صرفا یک جابهجایی تاکتیکی نیست، بلکه حامل پیامهای راهبردی مهمی نیز است. نخست آنکه نشان میدهد حتی پیشرفتهترین داراییهای دریایی ارتش تروریستی آمریکا نیز در برابر الگوی جدیدی از جنگ ترکیبی که ایران میداندار آن است، آسیبپذیر هستند. دوم آنکه حضور نظامی آمریکا در منطقه، دیگر نهتنها بازدارنده نیست، بلکه خود به یک هدف پرهزینه تبدیل شده است. بخصوص آنکه تاکنون قریب به اتفاق پایگاههای ایالات متحده در منطقه، مورد حملات متعدد موشکی و پهپادی نیروهای مسلح ایران قرار گرفته و خسارات سنگینی متحمل شدهاند.
در کنار هدفگیری ناو تریپولی آمریکا، سایر ابعاد موج ۹۸ نیز نشاندهنده گستردگی و دقت بالای عملیاتهای ایران است. در بخش دریایی، یک کشتی کانتینری متعلق به رژیم صهیونیستی با شناسه SDN7، با استفاده از موشک کروز، توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران مورد هدف قرار گرفت و پس از اصابت، دچار آتشسوزی گسترده شد.
در جبهه سرزمین اشغالی نیز حملات موشکی ایران به طور همزمان چندین نقطه حساس از اسرائیل را در بر گرفت. مناطق شمالی و جنوبی تلآویو، مراکز راهبردی در حیفا، تأسیسات صنعتی و شیمیایی در بئرالسبع و محل استقرار نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی در «بتاح تکفا» از جمله اهدافی بودند که با دقت بالا مورد اصابت موشکهای نیروی هوافضای سپاه قرار گرفتند. نکته کلیدی در این حملات، ناتوانی سامانههای پدافند هوایی رژیم صهیونیستی در رهگیری بخش قابل توجهی از موشکها بود که مهر تاییدی است بر برخی گزارشها مبنی بر اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی با مشکل کمبود شدید موشکهای رهگیر پدافندی مواجهند.
در حوزه کشورهای خلیج فارس نیز نود و هشتمین موج از حملات ایران، شبکه همکاریهای نظامی و فناورانه میان آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای منطقه را هدف قرار داد. در همین راستا، مرکز تولید مشترک پهپادهای امارات و رژیم صهیونیستی به همراه تعدادی از بالگردهای مستقر در پایگاه «علی السالم» مورد اصابت دقیق قرار گرفتند.
همچنین پایگاه «العدیری» در کویت به عنوان یکی از نقاط کلیدی در شکلگیری تهدیدات علیه ایران، هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفت. در پی این حملات، زیرساختهای مرتبط با نگهداری بالگردها و اسکان نیروهای ارتش تروریستی آمریکا دچار خسارات جدی شد.
در عراق نیز نیروهای مقاومت اسلامی همزمان با عملیات نیروهای مسلح کشورمان، با هدف قرار دادن مراکز تجمع و کنترل فرماندهی پایگاه «ویکتوریا»ی آمریکا در بغداد، نشان دادند جبهههای این جنگ به طور فزایندهای به یکدیگر متصل شدهاند و در هماهنگی کامل با یکدیگر عمل میکنند.
ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز در اطلاعیهای اعلام کرد پایگاه الخرج و کمپ العدیری آمریکا آماج حملات پهپادی قرار گرفتند.
بنابر اطلاعیه ارتش، هدفگیری پایگاه الخرج از آن جهت مهم بود که هواپیماهای آواکس E3 و پهپادهای MQ9 در این پایگاه مستقر بودند.
کمپ العدیری واقع در شمال شهر کویت نیز به این دلیل هدف قرار گرفت که واحدهای زمینی، نیروهای ویژه و واحد ویژه بالگردی «نایت استالکِرس» ارتش تروریستی ایالات متحده در این کمپ مستقر بودند و در عملیات اخیر دشمن در جنوب اصفهان نیز نقش مهمی داشت.
ناو بالگردبر آمریکا که قرار بود جای خالی آبراهام لینلکن را پر کند، مورد هدف قرار گرفت و به اقیانوس هند فرار کرد
تریپولی نیامده رفت
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها