حمید ملکزاده: جنگها، مخصوصاً در جهان جدید بیشتر از اینکه در میدان اتفاق بیفتد، در کلمات، قابهای دوربین و در رسانهها جریان پیدا میکنند. حتی پیروزی را هم دیگر منحصراً در میدان نبرد به دست نمیآورند. جهان به عرصه نمایشی تبدیل شده است که شهروندانش بیشتر اهل تماشاخانه هستند تا کتابخانه. آنچه در تماشاخانهها به نمایش درمیآید، ابزار جدیدی برای کنترل واقعیّت مادّی زندگی را در اختیار قدرتهای سیاسی قرار میدهد. احتمالاً به همین خاطر است که دلقکها و اهل تماشاخانه موفقیّت بیشتری در به دست آوردن پیروزی در انتخابات سیاسی را تجربه میکنند. در اوکراین و در ایالات متحده حداقل ۲ رئیسجمهور و یک وزیر جنگ را میشناسیم که از پشت قابهای تلویزیونی به قدرت سیاسی دست یافتهاند. ما در جهانی نمایشی زندگی میکنیم که سرمایهگذاری در زمینه رسانه به اندازه سرمایهگذاریهای نظامی و مانند آن حائز اهمیت است.
سلاحهای گرانقیمت؛ پیامهای وحشت
در جنگهای قدیمیتر اصالت با قدرت تخریب و کارآمدی نظامی بوده است. عموماً قدرت تخریب و توان ویرانگر سلاحهای نظامی در جنگ عامل تأثیرگذاری در جنگهای بین دولتها به حساب میآمده. رسانههای خبری در این جنگها عموماً آیینههای برتری نظامی از طریق به نمایش درآوردن قدرت تخریب سلاحهایی بودند که برتری یک قدرت و پیروزی او را به نمایش درمیآوردند. به همین خاطر دسترسی به سلاحهای عظیم و توانایی بهخط کردن ناوهای بزرگ هواپیمابر، اسکادرانهای عظیم هوایی و موشکهای غرّان و تصویری که در رسانهها میشد از آنها به نمایش گذاشت به خودی خود عامل مهمی در پیروزی ارتشها به حساب میآمد. نمایش بزرگی و عظمت در کنار نظم نظامی، نشانهای در قاب تصویر بخش مهمی از جنگها و نمایشهای نظامی در رسانههای مختلف به حساب میآمد. این مساله به دولتها اجازه میداد با مسلط شدن بر قاب تصاویر این آرایش هولناک نظم نظامی و نظام وحشتآور تصاویر، حتی پیش از آغاز هر جنگی به شکلی از پیروزی در میدان نبرد دست یابند. دست پیدا کردن این مزیّت نظامی در زمانه صلح یا عامل سرعتبخش به پیروزی در میدان نبرد از طریق یکجور سیاستزدایی رادیکال برای دولتهای بزرگ ممکن میشد. سیاستزدایی در اینجا بر شکلی از تجاریسازی رادیکال همه ساحتهای زندگی بشری دلالت میکند.
سیاستزدایی برای من در این نوشته به سازوکار تجمیع روایتسازی و حق روایت کردن جهان در انحصار رسانههای جریان غالب مربوط میشود. در جهانی که به شکل موفقی از آن سیاستزدایی شده باشد مساله روایت کردن از طرف افراد جامعه به رسانههای بزرگ واگذار شده و عمل روایت کردن حیثیتی کالایی پیدا میکند. در چنین جهانی افراد جامعه را به زندگی کردن ترغیب میکنند. حدودی که برای زندگی به تصویر کشیده شده حدودی بیرون از دایره سیاست است. برای مردمی که پیشتر کار اندیشیدن را به نهادهای دیگری واگذار کرده باشند، اصولاً روایت کردن فاقد اهمیّت و بهعنوان فعالیتی لوکس به حساب میآید. آنها بیشتر در بازار مبتنی بر رقابتهای مالی یا منزلت اجتماعی به مبارزه برای کسب بیشترین رضایتمندی یا منفعتبری از حیات مشغولند. در چنین وضعیتی جنگ در رسانههای بزرگ، زیبا، شکیل و بهغایت صوری شده جریان پیدا میکند.
جنگ نامتقارن؛ موشکهای پیامرسان
آنچه تا اینجا ترسیم کردیم بهطور کلی مبیّن میدان نبردهای بزرگ در جهان پیش از جنگ رمضان است؛ جهانی که در آن نمایش و انحصار روایت کردن به یکجور برتری مطلق در میدان نبرد و صحنه نمایش برای قدرتهای بزرگ منتهی شده است؛ انحصاری که در جنگ رمضان هم در میدان نظامی و هم در ساحت روایتسازی از طرف جمهوری اسلامی ایران به چالش کشیده است؛ جنگ نامتقارن بهوسیله سلاحهای ارزانقیمتی که نه برای ایجاد ترس و وحشت یا حتی برای دست زدن به بیشترین میزان از کشتار نظامی یا غیرنظامی، بلکه برای محقق کردن اهداف معلوم، خاص و مشخصی در میدان نبرد طراحی و ساخته شدهاند؛ سلاحهایی که در کنار اهداف نظامی خاصی که منهدم میکنند، بخشی از پایههای روایت کلّی و انحصاری رسانههای بزرگ درباره جنگ، دفاع و اهداف آن را نیز هدف میگیرند. در این جنگ پهپادها و موشکهای ایرانی به اجزای روایت جدیدی تبدیل میشوند که ایران از جریان دفاع ملّی در مقابل تجاوز دشمن سهمگین صهیونیستی خود دارد.
این مساله، یعنی این کارکرد روایی سلاحهای ایرانی را در ۲ وجه میتوانیم مشاهده کنیم؛ اول اینکه در سطح مادّی، در جایی که خود سلاحها به بخشهایی از یک روایت ملّی تبدیل شده و در این مقام عمل میکنند و دوم نقش - نوشتهها، شعارها و تصاویری که رزمندگان ایرانی روی ادوات نظامی و تسلیحات تهاجمی خود به تصویر میکشند. در بعد اول انتشار خبر هر اصابتی که اهداف بزرگ و سهمگین آمریکایی- اسرائیلی را منهدم کرده باشد، به خودی خود روایتی از کارآمدی عزم ملّی و دانش بومی ایرانیان در مسیر دفاع از حدود و مادّی و روانی خود در چارچوب واحدی سیاسی به نام ایران است؛ تسلیحاتی با هزینه ساخت کمتر از ۳۰ هزار دلار بهعنوان محصولاتی بومی، ادواتی با ارزش ۷۰۰ میلیون دلار را نابود یا ناکارآمد میکنند. اینها روایانِ توانمندی هوشیاری و هوشمندی ایران جدید در مساله دفاع هستند.
در کنار این روایت مادّی، ابتکاری از طرف نیروهای نظامی ایران در زمینه درج شعار و تصاویری برای مخاطب قرار دادن مردم جهان نیز در جریان است. موشکها و پهپادهای ایرانی هر بار برای پاسداشت شخص یا ارزشی عام که مردم جهان را به یکدیگر پیوند میزند شلیک میشوند. این پیام یا بزرگداشت ارزشهای جهانی با صراحت از طرف نیروهای نظامی ایران روی تسلیحات ایرانی درج میشود. به این ترتیب هر شلیکی که از سوی ایران اتفاق میافتد پیامآور دعوتی عمومی برای گرد هم آمدن مردم در سرتاسر جهان حول محور ارزشها یا الگوهای خاصی از روایت کردن است. این شلیکها افق گسترده روایتی از زندگی را ترسیم میکنند که روایتگر مردمی است که از معادلات جاری در سازمانهای روایتگر جهانی کنار گذاشته شدهاند.
در این جنگ نامتقارنی که ایران علیه دستگاه روایتساز حاکم بر جهان آغاز کرده، سازوکارهای فناورانهای که پیشتر در خدمت فرآیند سیاستزدایی از مردم جهان بوده بسیار کارآمد عمل کردهاند؛ تصاویر ساده که با موبایلها و دوربینهای معمولی ضبط شده و از طریق شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشته میشوند، بهسرعت در سرتاسر جهان مخاطبان خود را پیدا میکنند. مردم سیاستزدایی شده اکنون محتوای جدیدی در شبکههای مجازی را مشاهده میکنند؛ محتوایی که آنها را به باز پس گرفتن حق خود در روایت کردن دعوت میکند. نیروهای نظامی ایران این کار را با در کنار هم قرار دادن تصاویر و شعارهایی انجام میدهند که هر کدام ارزشی را از یک سوی خاص از جهان گرد آورده و همه مردم دنیا را به یک اندازه به اندیشیدن در اشتراکی که حول محور این ارزشها دارند دعوت میکنند. امروز این شعارها و آن تصاویر تا حد قابل توجهی به بازیگری اساسی در روایت جنگ تبدیل شدهاند.
ابتکار نوشتههای روی موشکها و پهپادها و تاثیر آن بر جنگ روایتها
پرواز پیامها
ارسال نظر
پربیننده