پس از گذشت 40 روز از آغاز جنگی که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی با هدف براندازی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران به راه انداختند، اکنون باید به صراحت تاکید کرد این جنگ نهتنها به اهداف اولیه خود نرسیده، بلکه در نقطهای کاملا معکوس به پایان موقت رسیده است. آمریکا که در ابتدای این جنگ با تصورات مشخصی از جمله نابودی توان نظامی ایران، فروپاشی ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، مهار برنامه هستهای و پایان دادن به نقش منطقهای ایران وارد میدان شده بود، اکنون ناگزیر به پذیرش آتشبس 2 هفتهای و ورود به مذاکراتی شده که مبنای آن، نه خواستههای واشنگتن، بلکه شروط اعلامی تهران است.
واقعیت آن است که روند تحولات میدان جنگ از همان روزهای ابتدایی، برخلاف برآوردهای اولیه آمریکا و رژیم صهیونیستی پیش رفت. نهتنها توان نظامی ایران از بین نرفت، بلکه پاسخهای موشکی و پهپادی ایران به سرعت ابعاد منطقهای پیدا کرد و جغرافیای درگیری را همانطور که رهبر شهید انقلاب وعده داده بودند، گسترش داد. در سطح سیاسی نیز برخلاف انتظار کاخ سفید و تلآویو، نهتنها نشانهای از بیثباتی و جنگ داخلی در ایران بروز نکرد، بلکه انسجام اجتماعی و سیاسی در داخل کشور در پشتیبانی از حاکمیت و دفاع از کشور بیش از هر زمان دیگری تقویت هم شد. این مجموعه عوامل در کنار هزینههای سنگین نظامی و اقتصادی که ایالات متحده در نتیجه حملات ایران به پایگاههای این کشور در حاشیه خلیج فارس وارد آورد، نهایتا آمریکا را به سمت پذیرش توقف موقت جنگ سوق داد.
در همین چارچوب، شورای عالی امنیت ملی ایران در بیانیهای مفصل، به تشریح ابعاد این شکست آمریکا و پیروزی ایران پرداخت. بر اساس این بیانیه، آمریکا ناچار شده است طرح ۱۰ مادهای ایران را به عنوان مبنای مذاکرات بپذیرد؛ طرحی که شامل مواردی چون تعهد به عدم تجاوز، استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنیسازی، رفع کامل تحریمهای اولیه و ثانویه، خاتمه قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام، پرداخت خسارت، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و توقف جنگ در همه جبهههاست.
بیانیه شورای عالی امنیت ملی به این شرح است: «دشمن در جنگ ناجوانمردانه، غیرقانونی و جنایتکارانه خود علیه ملت ایران دچار شکستی غیرقابل انکار، تاریخی و خردکننده شده و به برکت خون پاک و مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (سلام الله علیه)، تدابیر رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده معظم کل قوا حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای (حفظه الله) و مجاهدت و رشادت رزمندگان اسلام در جبههها و بهویژه، حضور تاریخی، ماندگار و حماسی شما ملت عزیز در صحنه از همان نخستین روزهای آغاز جنگ، ایران به یک پیروزی عظیم دست پیدا کرد و آمریکای جنایتکار را مجبور به پذیرش طرح ۱۰ مادهای خود کرد که در آن آمریکا به طور اصولی متعهد به عدم تجاوز، استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنیسازی، رفع همه تحریمهای اولیه و ثانویه، خاتمه تمام قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام، پرداخت خسارت ایران، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف جنگ در همه جبههها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان شده است.
این پیروزی را به همه مردم ایران تبریک میگوییم و تاکید میکنیم هنوز تا نهاییشدن جزئیات این پیروزی، نیاز به استقامت و تدبیر مسؤولان و حفظ وحدت و همبستگی مردم ایران وجود دارد.
ایران اسلامی به همراه مجاهدان دلیر مقاومت در لبنان، عراق، یمن و فلسطین اشغالی در ۴۰ روز گذشته ضرباتی به دشمن وارد کرده است که حافظه تاریخی جهانیان هرگز آن را از یاد نخواهد برد. ایران و محور مقاومت به عنوان نمایندگان شرافت و انسانیت در مقابل وحشیترین دشمنان بشر، پس از نبردی تاریخی، درسی فراموش نشدنی به آنها داده و نیروها، امکانات، زیرساختها و همه سرمایه سیاسی، اقتصادی، فناوری و نظامی آنها را چنان در هم کوبیدهاند که دشمن اکنون به اضمحلال و استیصال افتاده و راهی جز تسلیم در مقابل اراده ملت بزرگ ایران و محور شریف مقاومت پیش روی خود نمیبیند. روز نخست که دشمنان جنایتکار ایران این جنگ ظالمانه را آغاز کردند، تصور میکردند در زمانی کوتاه موفق به تسلط نظامی کامل بر ایران شده و با ایجاد بیثباتی سیاسی و اجتماعی، ایران را تسلیم خواهند کرد.
گمان میکردند آتش موشکی و پهپادی ایران به سرعت خاموش میشود و باور نداشتند ایران بتواند فراتر از مرزهای خود و در گستره تمام منطقه پاسخی چنین نیرومند به آنها بدهد. صهیونیسم خبیث جهانی، رئیس جمهور نادان آمریکا را متقاعد کرده بود این جنگ کار ایران را تمام خواهد کرد و آنها میتوانند با از میان برداشتن این آخرین سنگر انسانیت و بشریت، از این پس با آسودگی هر جنایتی را علیه هر کسی که بخواهند مرتکب شوند. خواب آن را میدیدند که ایران عزیز را تجزیه و نفت و ثروت آن را غارت خواهند کرد و در آخر هم ایرانیان را در میانه آشوب و بیثباتی و ناامنی، برای سالهای طولانی غوطهور و رها میکنند.
رزمندگان دلیر اسلام و همپیمانان شجاع آنها در محور مقاومت، با وجود آنکه قلبشان از شهادت امامشان مجروح و تکهتکه بود، با اتکا به خداوند متعال و تأسی از سرور و سالار شهیدان، تصمیم گرفتند یک بار برای همیشه به این دشمنان درسی تاریخی داده، انتقام همه جنایتهای پیشین را از آنها بگیرند و شرایطی ایجاد کنند که دشمن برای همیشه خیال تجاوز به ایران عزیز را از سر بیرون کرده و طعم خواری و ذلت در مقابل ملت بزرگ ایران را تمام و کمال بچشد.
با این راهبرد و با تکیه بر اتحاد بیسابقه سیاسی و اجتماعی که در کشور ایجاد شده بود، ایران و مقاومت یکی از سنگینترین نبردهای ترکیبی تاریخ را با آمریکا و رژیم صهیونی آغاز کرده و در این مدت به همه اهدافی که از این نبرد طراحی کرده بودند، دست یافتند. ایران و مقاومت ماشین نظامی آمریکا در منطقه را تقریبا به طور کامل منهدم کردند، به انبوه زیرساختها و امکاناتی که دشمن طی سالها برای این جنگ با ایران در منطقه ایجاد و پیرامون آن مستقر کرده بود، ضربات خردکننده و عمیق وارد آوردند، در ابعاد منطقهای تلفات وسیع به ارتش جنایتکار آمریکا تحمیل کردند، درون سرزمین اشغالی ضرباتی سهمگین و خردکننده به نیروها، زیرساختها، امکانات و داراییهای دشمن وارد آوردند و عرصه را در همه جبههها چنان بر دشمن تنگ کردند که نهتنها اهداف اصلی دشمن هیچیک محقق نشد، بلکه دشمن از حدود ۱۰ روز پس از آغاز جنگ دریافت به هیچوجه توان پیروزی در این جنگ را نخواهد داشت و به همین دلیل از کانالها و به روشهای مختلف تلاش برای ارتباطگیری با ایران و درخواست آتشبس را آغاز کرد.
ملت شریف ایران باید بدانند به برکت مجاهدت فرزندان و حضور تاریخی آنها در صحنه، دشمن بیش از یک ماه است برای توقف آتش سهمگین ایران و مقاومت التماس می کند اما مسؤولان کشور به این دلیل که از همان آغاز تصمیم گرفته شده بود جنگ تا تحقق اهداف، از جمله پشیمان و مستاصل شدن دشمن و رفع تهدید بلندمدت از کشور ادامه پیدا کند، به همه این درخواستها پاسخ منفی دادند و جنگ تا امروز که روز چهلم است، ادامه پیدا کرد. همچنین ایران تاکنون چندینبار ضربالاجلهای ارائه شده از سوی رئیس جمهور آمریکا را رد کرده و همچنان تاکید میکند هیچ اهمیتی برای هیچ نوع ضربالاجلی از جانب دشمن قائل نیست. اکنون به ملت بزرگ ایران بشارت میدهیم تقریبا تمام اهداف جنگ محقق شده و فرزندان دلاور شما دشمن را به عجزی تاریخی و شکستی ماندگار کشاندهاند. تصمیم تاریخی ایران که از پشتوانه یکپارچه تمام ملت برخوردار است، این است که این نبرد را تا هر زمانی که لازم باشد ادامه بدهد تا دستاوردهای عظیم آن تثبیت شده و معادلات جدید امنیتی و سیاسی در منطقه مبتنی بر پذیرش قدرت و سیادت ایران و مقاومت خلق شود. در همین راستا و مطابق تدبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای (حفظه الله) و تصویب شورای عالی امنیت ملی و با توجه به دست بالای ایران و مقاومت در میدان نبرد و ناتوانی دشمن از اعمال تهدیدهای خود به رغم همه ادعاها و پذیرش رسمی همه مطالبات بحق مردم ایران، تصمیم گرفته شد برای نهایی کردن جزئیات، مذاکرات در اسلامآباد انجام شود تا ظرف حداکثر 15روز با نهایی شدن جزئیات، پیروزی ایران در میدان، در مذاکرات سیاسی نیز تثبیت شود.
در همین راستا ایران ضمن رد همه طرح های ارائه شده از سوی دشمن، یک طرح 10مادهای تدوین و به واسطه کشور پاکستان به طرف آمریکایی ارائه کرد و در آن بر نکات اساسی همچون عبور کنترل شده از تنگه هرمز با هماهنگی نیروهای مسلح ایران که جایگاه منحصربهفرد اقتصادی و ژئوپلیتیک به ایران اعطا میکند، ضرورت پایان جنگ علیه همه اجزای محور مقاومت که به معنای شکست تاریخی تجاوزگری رژیم کودککش اسرائیل خواهد بود، بیرون رفتن نیروهای رزمی آمریکا از تمام پایگاهها و نقاط استقرار در منطقه، ایجاد یک پروتکل عبور و مرور امن در تنگه هرمز به گونهای که تضمینکننده تسلط ایران طبق پروتکل توافق شده باشد، پرداخت کامل خسارت ایران مطابق برآوردها، رفع همه تحریمهای اولیه و ثانویه و قطعنامههای شورای حکام و شورای امنیت، آزاد شدن همه اموال و داراییهای بلوکهشده ایران در خارج از کشور و نهایتا تصویب همه این موارد در یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت تاکید کرد. لازم به ذکر است تصویب این قطعنامه تمام این توافقات را به قانون الزامآور بینالمللی تبدیل کرده و یک پیروزی مهم دیپلماتیک برای ملت ایران ایجاد خواهد کرد.
اکنون نخستوزیر محترم پاکستان به ایران اطلاع داده طرف آمریکایی به رغم همه تهدیدهای ظاهری، این اصول را به عنوان مبنای مذاکرات پذیرفته و تسلیم اراده ملت ایران شده است. بر این اساس در عالیترین سطح تصمیم گرفته شد ایران به مدت 2 هفته و صرفا بر مبنای این اصول، مذاکراتی را در اسلامآباد با طرف آمریکایی انجام دهد. تاکید میشود این به معنای خاتمه جنگ نیست و ایران خاتمه جنگ را تنها زمانی خواهد پذیرفت که با توجه به پذیرش اصول مدنظر ایران در طرح 10 مادهای، جزئیات آن نیز در مذاکرات نهایی شود.
این مذاکرات با بیاعتمادی کامل به طرف آمریکایی از روز جمعه 21 فروردین در اسلامآباد آغاز خواهد شد و ایران 2 هفته برای این مذاکرات زمان اختصاص خواهد داد. این زمان با توافق طرفین قابل تمدید است. ضرورت دارد در این مدت وحدت کامل ملی حفظ شده و جشنهای پیروزی با قدرت تداوم داشته باشد. مذاکرات کنونی یک مذاکرات ملی و ادامه میدان است و ضرورت دارد همه مردم، نخبگان و گروههای سیاسی به این فرآیند که زیر نظر رهبر انقلاب و عالیترین سطوح نظام است اعتماد داشته و از آن حمایت به عمل آورند و بهشدت از هرگونه اظهارنظر تفرقهافکنانه اجتناب کنند. اگر تسلیم دشمن در میدان تبدیل به دستاورد قاطع سیاسی در مذاکرات شد، با هم این پیروزی عظیم تاریخی را جشن خواهیم گرفت، اگرنه در میدان، دوشادوش هم تا رسیدن به همه خواستههای ملت ایران خواهیم جنگید. دستهای ما روی ماشه است و به محض آنکه کوچکترین خطایی از دشمن سر بزند، با قدرت کامل به آن پاسخ داده خواهد شد». ستادکل نیروهای مسلح نیز با صدور بیانیهای تاکید کرد دشمن وادار به عقبنشینی شده است. در متن این بیانیه آمده است: «40 روز ایستادگی، مقاومت و حضور آگاهانه مردم در صحنه، و رزم بیامان فرزندان شجاع و افتخارآفرین ملت در مقابل تجاوز آشکار و غیرقانونی دشمنان آمریکایی-صهیونیستی به وطن و کشور عزیزمان ایران، سرانجام آنها را به پذیرش شروط پیشنهادی ایران اسلامی و تسلیم واداشت.
پس از جنگ 12 روزه تحمیلی در خرداد 1404، رزمندگان اسلام به دنبال ضربات سنگینی که در آن ایام به دشمنان وارد کردند، با کولهباری از تجارب 47 ساله و دفاع مقدس 12 روزه، در نهایت بیاعتمادی به دشمن، خود را برای جنگی کوبندهتر، طولانیتر و گستردهتر آماده کردند.
با ناکامیهای دشمن در فتنه آمریکایی-صهیونیستی در دی 1404، دشمنان در تاریخ 9 اسفند ماه، تجاوز دیگری را شروع کردند و رهبر عزیزتر از جانمان و تعدادی از فرماندهان و جمعی از مردم را به شهادت رساندند که نیروهای مسلح بلافاصله با بهرهگیری از فرامین و تدابیر قبلی قائد شهید امت، هجوم برقآسا، سنگین و کوبندهای را علیه دشمنان آغاز کردند، به طوری که دشمنان هرگز انتظار چنین صلابت و اقتداری را از نیروهای مسلح نداشتند.
دشمنان آمریکایی و صهیونیستی هر روزی که از جنگ میگذشت با ضربات کوبندهتر، سهمگینتر و شکنندهتر و با شگفتانههای جدیدی روبهرو شدند. دامنه جنگ، منطقه را فراگرفت.
با ابتکار عمل نیروهای مسلح مقتدر ایران، کنترل جنگ از دست دشمن زبون خارج شد و دشمنان دستاوردی جز تلفات سنگین، کشتههای فراوان نظامی و خسارات زیرساختی گسترده برایشان باقی نماند.
فرزندان شجاع ملت در نیروهای مسلح اعم از ارتش، سپاه، نیروهای انتظامی، کارکنان صنایع دفاعی و رزمندگان دلاور بسیجی و عشایر با حمایت همهجانبه و حضور آگاهانه مردم در خیابانها و میادین در طول 40 روز دفاع و هجوم مقتدرانه و باصلابت، با زیر ضرب بردن پایگاهها، مراکز استقرار ارتش آمریکا در منطقه و ارتش رژیم کودککش صهیونیستی در سرزمین اشغالی و اماکن حیاتی، حساس و مهم نظامی، امنیتی، اقتصادی و داراییهای آنان، دشمنان آمریکایی و صهیونیستی را ذلیل و تحقیر کردند و با وارد کردن خسارات و تلفات بسیار سنگین بر آنها، ثابت کردند ایران مقتدر قادر است هر دشمنی و در هر سطحی را با قاطعیت و با صلابت سر جایش بنشاند و او را وادار به تسلیم و عقبنشینی کند.
رزمندگان اسلام با نصرت و مدد الهی و با حمات مردم مقاوم، آگاه و شجاع، الگویی به جهان ارائه و ثابت کردند هزینه مقاومت در برابر قلدرترین، مغرورترین و یاغیترین حکومت جهان، یعنی آمریکای جهانخوار به مراتب کمتر از سازش است و این مقاومت به همراه هجوم پی در پی توانست پوشش مصنوعی قدرت را از ارتش آمریکای جنایتکار و رژیم کودککش صهیونیستی کنار بزند و چهره واقعی آنها را همچون حقارت، ذلت و ناتوانی در برابر اراده الهی جنود پروردگار را نمایان کند».
شکست اهداف چهارگانه آمریکا
بررسی دقیق روند جنگ، اتفاقات و تحولاتی که در این مدت 40 روز رخ داد، نشان میدهد آمریکا در دستیابی به هیچیک از اهداف کلیدی خود علیه ایران موفق نبوده است.
۱- تغییر نظام سیاسی در ایران
یکی از اهداف مهم آمریکا، ایجاد بیثباتی داخلی و زمینهسازی برای تغییر نظام بود، طوری که بهانه اصلی دونالد ترامپ برای آغاز جنگ، کمک به گروههای اپوزیسیون برای براندازی حاکمیت بود. استقبال گسترده گروههای ضدایرانی، بویژه ربع پهلوی و طرفدارانش از حملات تجاوزکارانه ایالات متحده به ایران نیز این گزاره را تایید میکند. با این حال، نهتنها چنین اتفاقی رخ نداد، بلکه حضور گسترده مردم در صحنه و انسجام داخلی که نمود عینی آن در تجمعات شبانه مردم در 40 شب گذشته آشکار شد، عملا این سناریو را خنثی کرد. اکنون حتی در روایتهای خارجی نیز اشاره میشود «حکومت ایران همچنان در قدرت است» و جنگ نتوانسته تغییری در این حوزه ایجاد کند.
۲- نابودی برنامه هستهای
یکی دیگر از اهداف ترامپ از حمله تجاوزکارانه به ایران، محرومسازی ایران از برنامه و تاسیسات هستهای بود، طوری که بنا بر گزارشها نیروهای ارتش تروریستی ایالات متحده برای تعرض و نفوذ به یکی از تاسیسات هستهای کشورمان عملیاتی نیز ترتیب دادند که در نهایت فاجعه جنوب اصفهان برای آمریکاییها رقم خورد. اکنون پس از 40 روز نبرد مقدس با دشمن متخاصم، هیچیک از گزارشها و واکنشها حاکی از محدود شدن برنامه هستهای ایران نیست. حتی منتقدان ترامپ نیز اذعان کردهاند در توافق آتشبس فعلی «هیچ اشارهای به برنامه هستهای ایران نشده» و ایران همچنان توانمندیهای خود را حفظ کرده است.
۳- نابودی توان موشکی
از بین بردن قدرت نظامی ایران، بویژه توانمندی موشکی نیز از دیگر اهداف اعلام شده و تعیین شده ایالات متحده در حمله اسفند ماه به ایران بود. با این حال، چیزی که بیش از همه آشکار و تثبیت شده، این است که توان موشکی ایران نهتنها از بین نرفت، بلکه در طول جنگ به عنوان مهمترین رکن دفاعی ایران مورد استفاده قرار گرفت و اتفاقا ایران هیچ کمبودی در ذخایر موشکهای آفندی خود احساس نکرد.
۴- تضعیف یا نابودی محور مقاومت
برخلاف هدف اعلامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی، جنگ علیه ایران به توقف فعالیت و نابودی محور مقاومت، از جمله حزبالله لبنان و انصارالله یمن منجر نشد، بلکه گروههای مقاومت تمام 40 روز گذشته را در کنار ایران و علیه دشمن آمریکایی-صهیونیستی جنگیدند. در بیانیه شورای عالی امنیت ملی کشورمان نیز تاکید شده جبهههای لبنان، عراق، یمن و فلسطین هم در این نبرد فعال بودهاند و بخشی از فشار بر آمریکا را شکل دادهاند.
اما یکی از مهمترین نشانههای تغییر موازنه به نفع ایران و پیروزی راهبردی کشورمان در این نبرد، پذیرش طرح ۱۰ مادهای تهران به عنوان مبنای مذاکرات از سوی دونالد ترامپ است. این موضوع نهتنها در بیانیه رسمی ایران مطرح شده، بلکه در واکنشهای بینالمللی نیز به وضوح مورد تأکید و اشاره قرار گرفته است.
شخص دونالد ترامپ نیز با بازنشر پیام سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران درباره توقف متقابل حملات، عملا این چارچوب را تأیید کرده است. این در حالی است که در آغاز و ادامه جنگ، آمریکا تلاش داشت ایران را وادار به پذیرش شروط خود کند اما اکنون در موقعیتی قرار گرفته که باید بر اساس پیشنهادات تهران وارد گفتوگو شود.
اجماع بیسابقه خارجی در تایید پیروزی ایران؛ از واشنگتن تا تلآویو
شاید مهمترین بخش تن دادن ترامپ به شروط ایران، اجماع کمسابقهای است که در میان سیاستمداران، تحلیلگران و رسانههای بینالمللی درباره نتیجه جنگ شکل گرفته است؛ اجماعی که با وجود اختلافات گسترده تقریبا همگی بر یک نکته تأکید دارند: ایران دست بالا را پیدا کرده و آمریکا به اهداف خود نرسیده و شکست خورده است.
در ایالات متحده، جیم مکگاورن، نماینده کنگره با لحنی کنایهآمیز نوشت: «پس ترامپ بمباران ایران را متوقف خواهد کرد تا ایران تنگه هرمز را دوباره باز کند؛ تنگهای که قبل از شروع بمباران ایران باز بود. متوجه شدم!»
نیویورکتایمز هم از عقبنشینی ترامپ خبر داد و نوشت: «ترامپ از تهدیدهای خود عقبنشینی کرد و آتشبس 2 هفتهای با ایران را اعلام کرد».
کریس مورفی، سناتور آمریکایی نیز در اظهاراتی مشابه اذعان کرد: «اگر حتی بخشی از بیانیه ایران را بپذیریم، ترامپ موافقت کرده کنترل تنگه هرمز را به ایران واگذار کند. واقعاً مایه حیرت است که به اینجا رسیدهایم که ترامپ دست به اقدامی نظامی زد که ظاهراً، دستکم در حال حاضر، به ایران کنترلی بر یک آبراه حیاتی بخشیده است که پیش از آغاز جنگ بر آن کنترل نداشت».
چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنای آمریکا هم تاکید کرد: «خوشحالم که ترامپ عقبنشینی کرد و بهشدت به دنبال هر نوع راه فراری از هیاهوی مسخرهاش است».
جیمز اکتون، عضو ارشد اندیشکده آمریکایی کارنگی نیز اظهار داشت: «پذیرش پیشنهاد ایران توسط ایالات متحده به عنوان مبنایی برای مذاکره، یک امتیاز بزرگ به تهران است. در آن پیشنهاد هیچ چیزی درباره برنامه هستهای ایران وجود ندارد و شامل عوارض عبور از تنگه هرمز نیز میشود. بدیهی است این یک نقطه شروع است، نه نقطه پایان اما بعید است ایالات متحده به هیچیک از اهداف استراتژیک خود دست یابد که به گمانم بهایی است که برای یک سیاست کاملاً وحشتناک و فاجعهبار باید بپردازیم».
اوون جونز، روزنامهنگار و فعال سیاسی مشهور بریتانیایی هم نوشت: «این طرح ۱۰ مادهای ایران است که ترامپ آن را به عنوان «مبنایی عملی برای مذاکره» پذیرفته است. ذرهای شک نکنید؛ این بزرگترین شکست استراتژیک آمریکا از زمان ظهورش به عنوان یک ابرقدرت است».
همچنین میزراحی، تحلیلگر مشهور صهیونیست گفت: «ترامپ مجبور شد شرایط ایران را بپذیرد. میدانید چرا؟ چون ایران در هر روز از این [ماجرا] برنده بود».
ماریو نافل، روزنامهنگار آمریکایی و مخالف سرسخت جمهوری اسلامی ایران نیز نوشت: «ایران پیروز این جنگ شد. حرفم را باور نمیکنید؟ شرایط آتشبس را چک کنید».
مکس برنز، نویسنده نشریه هیل هم با کنایه به اعلام پیروزی ترامپ پس از آتشبس با ایران نوشت: «بنابراین دونالد ترامپ این جنگ فاجعهبار را در ایران به راه انداخت و نتیجه نهایی آن توافقی است که در آن ایران به موارد زیر دست مییابد: کنترل تنگه هرمز، غنیسازی نامحدود اورانیوم، لغو تمام تحریمهای ایالات متحده، لغو تمام قطعنامههای سازمان ملل علیه آن و دریافت غرامت نقدی از ایالات متحده؛ پس چه کسی دوباره برنده شد؟»
خبرنگار شبکه البیسی نیز در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: «این شکستی مفتضحانه برای ترامپ است. این یک شکست مفتضحانه برای ترامپ است. این شکست باعث میشود رقبایی مانند پوتین و شی جینپینگ یک قدم جلوتر بیایند. آنها به امثال ترامپ نگاه میکنند و پیش میروند».
همچنین اکانت معروف جمهوریخواه با انتقاد از آتشبس ترامپ با ایران تاکید کرد: «حکومت ایران هنوز در قدرت است، اورانیوم غنیشده خود را دارد و موشک شلیک میکند! ما واقعاً از این جنگ چه چیزی به دست آوردیم. ایران هنوز اورانیوم غنیشده و بیشتر موشکهای بالستیک خود را دارد، حکومت ایران هنوز در قدرت است و اکنون نشان داده میتواند تنگه هرمز را کنترل کند؛ چیزی که قبلاً نداشت... آیا چیزی را جا انداختم؟»
دنی سیترینوویچ، تحلیلگر امنیتی ارشد رژیم صهیونیستی نیز در اظهاراتی مشابه نوشت: «یک پیروزی راهبردی از آن تهران شده است. اگر ایران تضمینهایی را بر اساس «10 اصل» که ترامپ به آن اشاره کرد، به دست آورده باشد، این یک نتیجه حاشیهای نیست، بلکه یک پیروزی راهبردی برای تهران است که روایت و موضع آن را تقویت میکند».
خبرگزاری آمریکایی آسوشتیدپرس هم گزارش داد: «طرح آتشبس 2 هفتهای شامل اجازه به ایران و عمان برای دریافت هزینه ترانزیت از کشتیهایی است که از تنگه هرمز عبور میکنند. ایران از این درآمد برای بازسازی خود استفاده خواهد کرد، در حالی که برنامههای عمان برای این وجوه هنوز مشخص نیست».
گفتنی است طبق گزارش برخی رسانههای بینالمللی، اگر ایران برای هر کشتی که از تنگه هرمز عبور میکند، ۲ میلیون دلار عوارض دریافت کند - که ماه گذشته این کار را انجام داده است - تقریباً ۸ میلیارد دلار درآمد ماهانه یا حدود ۹۶ میلیارد دلار سالانه ایجاد خواهد کرد.
همچنین کانال ۱۴ رژیم صهیونیستی با اذعان به پیروزی ایران، در گزارشی از توافق آتشبس با ایران تصریح کرد: «این رئیس جمهور در چه دنیایی زندگی میکند، در حالی که این توافق تسلیم را به عنوان یک دستاورد تبلیغ میکند؟ چیزی که نگران کنندهتر است این است که اسرائیل این دیوانگی را انکار نمیکند».
هری سیسون، فعال رسانهای شناختهشده آمریکایی نیز در واکنش به آتشبس نوشت: «توافق ترامپ با ایران خیلی وحشتناک به نظر میرسد. آنها کنترل کامل تنگه هرمز را به دست میآورند، همه تحریمها برداشته میشود، اورانیوم را نگه میدارند، همچنین موشکهایشان را! پس جنگ چه فایدهای داشت؟»
الکساندریا اوکازیو کورتز، نماینده دموکرات آمریکا هم اینطور به پذیرش آتشبس از سوی ترامپ واکنش نشان داد: «رئیس جمهور دونالد ترامپ باید استیضاح شود. ما دیگر نمیتوانیم جهان یا منافع ملت خود را به خطر بیندازیم».
آدام کینزینگر، نماینده سابق کنگره و سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا نیز پذیرش شروط ایران توسط ترامپ را بزرگترين تحقير در تاريخ آمريکا دانست.
جورج کانوِی، وکیل برجسته آمریکایی و از منتقدان سرسخت و مشهور ترامپ هم اظهار داشت: «به عبارت دیگر، وضعیت جمهوری اسلامی ایران اکنون بهتر از زمانی است که دونالد ترامپ جنگ احمقانه خود را آغاز کرد و حتی پیش از آن جنگ نیز وضعیت ایران بهتر از زمانی بود که ترامپ در سال ۲۰۱۸ از توافق برجام خارج شد».
سخنگوی سابق وزارت خارجه آمریکا نیز در حساب ایکس خود نوشت: «ظاهراً جنگ در حالی رو به پایان است که ایران کنترل تنگه هرمز را در دست گرفته و از آن عوارض میگیرد و تحریمهای ایالات متحده بر نفت ایران نیز لغو شده است. اگر این وضعیت به «هنجار جدید» تبدیل شود، ما مقادیر عظیمی از خون، ثروت و اعتبار خود را هزینه کردهایم تا در نهایت ایران را در جنبههای کلیدی از نظر استراتژیک قویتر از قبل رها کنیم».
بن رودز، دستیار سابق اوباما هم تاکید کرد: «در بهترین سناریو، ترامپ توافقی کرد برای بازگشایی تنگهای که قبل از جنگی بیهدف که خودش شروع کرد، باز بود؛ با این نتیجه که سپاه پاسداران کنترل خود بر تنگه را نشان میدهد و احتمالاً عوارض دریافت میکند، همچنین تحریمها لغو میشود. سفارتها و پایگاههای آمریکا در خاورمیانه بهشدت آسیب دیدهاند. جایگاه آمریکا در جهان نابود شده است. مهمات آمریکایی بهشدت کاهش یافته است. صدها میلیارد دلار هزینه شده است. قیمتها در همه جا بالا رفته است. پیامدهای اقتصادی جهانی بیشتری در راه است. پوتین قدرتمندتر و ثروتمندتر شده است. حتی در بهترین شرایط هم یک وضعیت فاجعهبار است. یک دوره عمیقاً شرمآور در تاریخ آمریکا؛ مهم نیست که بعد از این، چه اتفاقی بیفتد».
یحیی ابوزکریا، تحلیلگر جهان عرب نیز از پیروزی ایران نوشت: «و ایران پیروز شد. جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند و مرگ بر عادیسازان...».
دن وینسلو، نویسنده معروف آمریکایی هم در واکنش به پذیرش آتشبس از سوی ایالات متحده نوشت: «دونالد ترامپ یک فاجعه بینالمللی سر هیچ و پوچ به راه انداخت و بعد وارد مذاکرهای شد که در آن، همه چیز را از دست داد. این مرد یک بازنده بزرگ است که توسط ۷۷ میلیون آمریکایی گمراه و سرگردان انتخاب شده. آمریکا در دوران ترامپ ضعیف است».
همچنین فرید زکریا تاکید کرد: «آمریکا و اسرائیل به ایران یک سلاح مهمتر از سلاح هستهای دادند و آن سلاح، تنگه هرمز است. این جنگ به ایران یک سلاح مهمتر از سلاح هستهای داد و آن سلاح، تنگه هرمز است. در این نقطه، آمریکا و متحدان عربش، گروگانهای الطاف ایران هستند».
رابرت پیپ، استاد ارشد اقتصاد دانشگاه شیکاگو هم با اشاره به نتایج جنگ نوشت: «به چهارمین ابرقدرت جهان سلام کنید. اگر این طرح صلح ۱۰ مادهای که دونالد ترامپ پذیرفته درست باشد، میتوان آن را یک شکست راهبردی بسیار بزرگ برای آمریکا دانست؛ بزرگترین ناکامی از زمان جنگ ویتنام. با پایان این جنگ، چهارمین مرکز قدرت جهان هم ظهور کرده است؛ ایران!»
روزنامه اسرائیلی معاریو نیز اعتراف کرد برنده میدان جنگ ویرانگری که چندین هفته طول کشید، ایران است و اسرائیل و آمریکا نه با سر بلندی، بلکه با پذیرش شکستی بیسابقه از میدان خارج شدند. این روزنامه تایید کرد: «۴۱ روز نبرد و تخریب ۵۰۰۰ ساختمان، به پیروزی قاطع ایران ختم شد و بهزودی حزبالله قویتر از قبل بازخواهد گشت».
بن سبطی، سخنگوی سابق نخستوزیر رژیم صهیونیستی در امور ایران نیز با ابراز بدبینی نسبت به نتیجه جنگ اخیر اذعان کرد: «حرف ایران به کرسی نشست و من بیشتر از همیشه بدبینم».
یائیر لاپید، نخستوزیر سابق رژیم صهیونیستی هم با انتقاد از پذیرش آتشبس از سوی ترامپ نوشت: «نتانیاهو از نظر سیاسی شکست خورد، از نظر استراتژیک شکست خورد و به هیچیک از اهدافی که خودش تعیین کرده بود نرسید. سالها طول خواهد کشید تا خسارات سیاسی و استراتژیکی را که نتانیاهو به دلیل تکبر، سهلانگاری و فقدان برنامهریزی استراتژیک ایجاد کرده، جبران کنیم. ایران با دست بالا از این جنگ بیرون آمد. در تنگه هرمز، آنها میتوانند از کشتیهای عبوری پول دریافت کنند. ایران بر آبهای بینالمللی تسلط پیدا کرده و ترامپ بهسادگی از کنار این موضوع میگذرد».
نشریه آلمانی اشپیگل نیز در تحلیل خود از وضعیت جنگ نوشت: «ترامپ عقبنشینی کرد. ترامپ پس از تهدیدهای شدید و تعیین ضربالاجل برای ایران، در نهایت از اقدام نظامی گسترده عقب نشست و به سمت آتشبس حرکت کرد. این تغییر مسیر (از تهدید به تشدید جنگ تا پذیرش توقف درگیری) به عنوان یک «عقبنشینی» توصیف شده که نشان میدهد محدودیتهای نظامی، فشارهای بینالمللی و هزینههای احتمالی، او را وادار به تعدیل موضع کرده است».
آنچه از کنار هم قرار دادن این دادهها به دست میآید، تصویری روشن از یک تغییر مهم در معادلات منطقهای و حتی جهانی است. جنگی که با هدف مهار ایران آغاز شد، در نقطهای به توقف رسید که نهتنها این هدف محقق نشده، بلکه به اذعان طیف گستردهای از بازیگران بینالمللی، موقعیت ایران در برخی حوزهها تقویت نیز شده است.
پذیرش چارچوب پیشنهادی ایران برای مذاکرات، حفظ توانمندیهای کلیدی، تداوم ساختار سیاسی و نقش منطقهای و در نهایت اجماع بیسابقه در روایتهای خارجی درباره شکست آمریکا، همگی نشانههایی است که باعث شده روایت «پیروزی ایران» به روایت غالب در این مقطع تبدیل شود؛ آن هم در خارج از مرزهای ایران.
سپاه پاسداران: دشمن همیشه نیرنگ زده اعتمادی به او نداریم و دست ما روی ماشه است
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیهای، ضمن تشریح ضربات وارد شده به دشمن در موج صدم عملیات «وعده صادق 4» تشریح کرد: «اکنون پاسداران فدایی ملت ایران، گوش به فرامین فرماندهی معظم کل قوا، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای داشته و دستشان روی ماشه است و با اندوختههای بزرگ از تجارب 2 جنگ تحمیلی با جبهه مشترک آمریکایی-صهیونی، آمادهاند در صورت خطای مجدد محاسباتی دشمن، حماسهای بزرگتر بیافرینند. شرکای آمریکایی در منطقه ناتوانی آمریکا و رژیم صهیونیستی را به چشم خود دیدند؛ جا دارد عبرت بگیرند و به همکاری با دشمنان اسلام پایان دهند. دشمن همیشه نیرنگ زده است و هیچ اعتمادی به وعدههای او نداریم و هر تجاوز را با سطحی بالاتر پاسخ خواهیم داد».