۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۴:۳۶
در دوره سکوت میدان نبرد، دفاع ادامه دارد

قدرتی که از خیابان می‌آید

حمید ملک‌زاده: دکتر سیدجــواد طباطبایی در جایی وقتی تلاش می‌کند درباره مفهوم ملت و وضعیت خاص آن در ایران صحبت کند، به این نکته اشاره می‌کند که در مشروح مذاکرات مربوط به نخستین دوره‌ها از مجلس ملی، درکی از مفهوم ملت و چیستی دولت در بیان نمایندگان مجلس وجود دارد که انگار از اذهانی تربیت شده در آکادمی‌های حقوق و سیاست تراویده باشد؛ نمایندگانی که ضرورتاً آموزش رسمی حقوقی و سیاسی ندیده‌ بودند. او این مساله را به‌ عنوان نشانه‌ای از فهمی تاریخی در آگاهی مردم در نظر می‌گیرد که به شکل معناداری در جریان زندگی مشترک ایرانیان در طول تاریخ در میان آحاد مختلف و نمایندگان اصناف متنوع تشکیل‌دهنده مجالس مربوطه شکل‌ گرفته است. این روایت نظری معناداری درباره ملت ایران در سراسر تاریخ معاصر ایشان به‌ حساب می‌آید؛ مردمی که در روزهای پس از تهاجم ارتش ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران به طور واضحی در خیابان‌های کشور به چشم می‌آیند؛ مردمی که هر بخش کوچکی از پیام‌ها و مصاحبه‌های خیابانی آنها را می‌شود به‌ عنوان بیانیه‌ای سیاسی در دفاع از ایده ملت و حدود دولت در نظر گرفت؛ موضوعی که به ‌وضوح در آخرین پیام رهبر انقلاب اسلامی ایران به مناسبت چهلمین روز شهادت امام شهید ملت مورد توجه و وجوه گوناگون آن مورد بررسی قرار گرفته است.

مردم رهبرند؛ حاملان منزلت و واضعان مشروعیت
سرانجام بعد از بیش از 30 روز مقاومت جمهوری اسلامی ایران مقابل تجاوز نظامی ارتش ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، آمریکا مجبور شد شرایط ایران را برای وارد شدن به گفت‌وگوهای دیپلماتیک برای پایان‌دادن به جنگ بپذیرد. در نتیجه، ایران دستور کاری 10 ‌بندی را از طرف میانجی‌ها مطرح کرد که محورهای اصلی توافق نهایی برای به پایان رساندن جنگ را در برمی‌گیرد. محورهای ارائه‌شده و شروط ایران برای پذیرفتن آتش‌بس 2 هفته‌ای، مجموعه متنوعی از منافع و خواسته‌های ایران در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و منطقه‌ای را شامل می‌شد؛ دستور کاری جامع که از وجود اعتماد به نفسی قابل ‌توجه میان سیاستمداران و فرماندهان نظامی ایران خبر می‌داد. بدین ترتیب، دولت ایالات متحده آمریکا که جنگ رمضان را با هدف تسلیم بدون قیدوشرط ایران آغاز کرده بود، با یک‌جور اعتمادبه‌نفس ناشی از موفقیت در میدان نبرد مواجه شد. این منزلتی را که مجموعه جمهوری اسلامی ایران در بیان شروط خود برای توقف آتش در میدان نبرد ارائه کرده بود، باید به‌ عنوان نشانه‌ای واضح از توفیق میدان، در کنار موفقیت‌های سیاسی دولت در اداره امور مربوط به جنگ در نظر بگیریم؛ توفیقی که مشروعیت و کارآمدی خود را از یک نیروی عظیم و تمام ناشدنی گرفته است: مردم. 
رهبرمعظم انقلاب اسلامی ایران که پیش‌تر نقش مردم در مقام رهبران اصلی و حاملان مشروعیت را در پیام‌های پیشین‌شان متذکر شده بودند، در این پیام جدید نقش مردم و مرجعیت آنها در اعطای منزلت به همه جمهوری اسلامی ایران را به ‌صراحت متذکر شدند. ایشان در این باره اینطور بیان می‌کنند: «آنچــه در وهله کنونــی، برای نیــل به این شــعار و هدف راهبــردی رهبر شــهید ضروری می‌نماید، اســتمرار حضور مردم عزیزمان هماننــد 40 روزی است که پشت سر گذاشتند. این حضور یک رکن مهم از منزلتی است که اینک ایران مقتدر در آن استقرار یافته است». در بیان ایشان، مردم و حضور آگاهانه و متحدی که در خیابان دارند، رکن بنیادین منزلتی است که جمهوری اسلامی ایران در نتیجه مقاومت 40 روزه خود در میدان نبرد به دست آورده است؛ مقاومتی که امروز در دوران سکوت میدان نبرد در میز مذاکره و برای تثبیت دستاوردهای ایران در جنگ رمضان همچنان ادامه دارد.

رهبری، سازوکار تربیت عموم شهروندان است
منزلتی که در بالا از آن صحبت کردیم و شأن مردم برای اعطای این منزلت موضوعی است که برای فهمیدن آن باید به روایتی که رهبر انقلاب از نقش مؤثر امام شهید ملت ارائه کرده‌اند، مراجعه کنیم. ایشان در پیام‌شان این مساله را روشن کرده‌اند که رهبر شهید انقلاب در دوران زعامت‌شان مساله تربیت سیاسی عموم مردم را از طریق تریبون‌های سخنرانی یا در مجموعه اقدامات دیگری که به ایشان مربوط می‌شد، به شکل بنیادینی را مورد توجه قرار داده بودند؛ تا حدی ‌که می‌توانیم ادعا کنیم بخش مهمی از کارکرد و وظایف رهبری در سنت برآمده از عمل سیاسی ایشان، تربیت و پرورش اجتماع از طریق افکار و روحیات و عواطف توده‌های عظیم مردم بوده است. ایشان در این باره اینطور یادآور می‌شوند که «یک هنر بزرگ ایشان که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، هنر تربیت و پرورش اجتمــاع از طریق ســاخت افکار و روحیــات و عواطف توده‌های عظیــم مردم و گروه‌هایی اجتماعی بود». 
از این‌ جهت می‌توانیم اینطور ادعا کنیم که مردم در جمهوری اسلامی ایران، رابطه‌ای که با رهبری برقرار می‌کنند، چیزی بیش از صرف رابطه امام و افرادی است که با او بیعت کرده‌اند. در این ‌رابطه مردم به‌ عنوان موجوداتی بالغ در نظر گرفته می‌شوند که از قوه تمییز برخوردارند و به شکل معناداری در جریان نسبتی که با امام جامعه برقرار می‌کنند، به‌ عنوان موجوداتی سیاسی و مدنی پرورش‌یافته و دست به اقدام می‌زنند. حضور میدانی مردم و روایت‌های نابی که از ملت در این روزها ارائه می‌کنند، مهم‌ترین گواه برای تأیید چنین ادعایی است. بر اساس آنچه در پیام رهبر انقلاب مشاهده می‌کنیم، این عمل آموزش ‌و پرورش و این فرآیند تربیت سیاسی، صرفاً موضوع رابطه شخصی افراد ملت با رهبر شهید انقلاب نبوده است. موضوع نهادسازی و زمینه‌سازی برای فعالیت نهادی توده مردم در زندگی سیاسی از جمله سازوکارهای اساسی در اجرای این کارکرد سیاسی بنیادین به‌ حساب می‌آمده است. نهادسازی در جهت تقویت یا هدایت دولت در مسیرهای مناسب و زمینه‌سازی برای کنشگری مثبت مردمی که باید بستر مناسبی برای مسیر تعالی سیاسی خود پیدا می‌کردند.  این مساله در بیان ایشان این‌طور آمده است که «هنر دیگر ایشان نهادسازی‌های هدفمندی بود که بخصوص در سال‌های ابتدایــی دوران زعامت و رهبری خود بــا نظر به افق‌های دوردست، به آن اقدام کردند».
در نهایت آنچه برای این قلم باقی می‌ماند، اهمیت قابل ‌توجه مردم در گفتمان رهبر جدید انقلاب اسلامی ایران است. مردم در مقام رهبر، مردم در مقام حاملان مشروعیت و منزلت و مردم در مقام مجموعه سیاسی حائز اهمیتی که در هر شکلی از دست‌ زدن به کنش سیاسی در حال شکل‌گرفتن و شکل‌دادن ارزش‌های بنیادین جمهوری اسلامی ایران هستند. 

ارسال نظر
captcha