۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۴:۴۹
اشاره به ویژگی‌های کمتر شناخته شده رهبر شهید در پیام اخیر رهبر انقلاب

آنقدر که مشهور بود، شناخته نشد

محسن ردادی: گاه بزرگ‌ترین مانع برای درک یک حقیقت، درخشش خیره‌کننده و بی‌امان همان حقیقت است. «شهرت» بسان پرده‌ای ضخیم و پرهیاهو، چشم‌انداز تحلیلی ناظران را کور می‌کند و وسعت نام‌ها، مجال کشف لایه‌های عمیق شخصیت افراد را می‌ستاند. پیام اخیر و تأمل‌برانگیز رهبر انقلاب اسلامی در توصیف پدر شهیدشان، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، انگشت اشاره را دقیقاً روی همین پارادوکس تلخ و واقعی گذاشت؛ آنجا که در عبارتی بیدارگر مرقوم فرمودند: «صحبت از مردی است که آنقدر که مشهور بود، شناخته نشد». این گزاره، صرفاً مرثیه‌ای‌ عاطفی نیست، بلکه یک کلیدواژه‌ عمیق معرفتی است. اشتهار بی‌نظیر و سیطره‌ نام آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای بر صدر اخبار و معادلات بین‌المللی در دهه‌های گذشته، ناخواسته به عظیم‌ترین حجاب برای شناخت زوایای پنهان مدیریتی، ظرایف شخصیتی و توانمندی‌های شگرف ایشان بدل شد. چشم زمانه و تاریخ‌نویسان آنقدر مقهور هیبت سیاسی و قاب مشهور ایشان بود که از دیدن هندسه ظریف حکمرانی و «هنرهای» پنهان‌شان غافل ماند. اکنون، توصیف‌های اخیر فرزند، تیغی است که این پرده ضخیم شهرت را می‌شکافد تا قطعات پراکنده یک پازل شگرف را کنار هم بگذارد و پرده از هنرهای ناشناخته در معماری و زعامت یک مرد تاریخ‌ساز بردارد. در این یادداشت به برخی از این جنبه‌های مغفول که در پیام اخیر آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای بیان شده می‌پردازم.

۱- پرورش ملت تراز ایران 
نخستین و شاید مهم‌ترین هنر رهبر شهید انقلاب، ارتباط گرفتن با روح و جان مردم و ساخت یک جامعه قوی و مستحکم بود. فرزند ایشان در عبارتی عمیق پرده از این واقعیت برمی‌دارند: «یک هنر بزرگ ایشان که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، هنر تربیت و پرورش اجتماع از طریق ساخت افکار و روحیات و عواطف توده‌های عظیم مردم و گروه‌های اجتماعی بود». رهبر شهید انقلاب اسلامی، احساسات مردم را به رسمیت می‌شناختند، با آن ارتباط می‌گرفتند و به آن واکنش نشان می‌دادند و از این طریق جامعه را رشد می‌دادند. در روزگاری که قدرت‌های جهانی، امنیت خود را در زرادخانه‌های هسته‌ای و سیلوهای موشکی جست‌وجو می‌کنند، هنر اصیل آیت‌الله خامنه‌ای، جامعه‌سازی بود. ظرافت و هنرمندی ایشان این بود که هرگز در مقام یک سیاستمدار عوام‌گرا که سوار بر موج احساسات زودگذر می‌شود برنمی‌آمدند، بلکه به مثابه یک حکیم بیدارگر، معارف پیچیده و راهبردهای کلان را قطره‌قطره در کام آگاهی عمومی می‌چکاندند. نتیجه این تربیت صبورانه، خلق جامعه‌ای بود که توانست در تاریک‌ترین و پرالتهاب‌ترین روزهای این سرزمین، در ۴۰ شب حساس و نفسگیر دفاع ملی، استخوان‌بندی کشور را از فروپاشی حفظ کند. مردمی که از گل آگاهی ایشان سرشته شده بودند، خود به حافظان میهن بدل شدند.

۲- تثبیت نهادها و رویه‌های سازمانی
 رهبر معظم انقلاب اسلامی، دومین بعد نبوغ حکمرانی رهبر شهید را چنین توصیف می‌کنند: «هنر دیگر ایشان نهادسازی‌های هدفمندی بود که بخصوص در سال‌های ابتدایی دوران زعامت و رهبری خود با نظر به افق‌های دور دست، به آن اقدام کردند». در تاریخ انقلاب‌ها، رهبران کاریزماتیک همواره در معرض وسوسه «اقتدارگرایی فردی» قرار دارند. در سال‌های بحران، همواره زمزمه‌های وسوسه‌انگیزی از سوی دلسوزان و منتقدان شنیده می‌شد که از رهبری می‌خواستند با کنار زدن نهادهای کُند و ناکارآمد، خود مستقیماً شمشیر عدالت را به دست گرفته و گره از کار فروبسته اقتصاد، فساد و ناکارآمدی بگشایند اما هنر بزرگ ایشان، «نه» گفتن به این وسوسه تاریخی بود. ایشان بخوبی می‌دانستند گره‌گشایی فردی، مُسکنی موقت است. ارجاع مداوم ایشان به نهادهای قانونی، تحمل ناکارآمدی‌های مقطعی آنها و اجبار ساختارها به خودترمیمی، یک ریاضت استراتژیک بود. حتی آنجا که بن‌بست‌ها با نهادهای موجود گشوده نمی‌شد، ایشان به جای دور زدن قانون، نهادهای چابک و جدیدی (همچون شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا) خلق کردند. عیار این دوراندیشی نهادگرایانه، در تندباد حوادث و بزنگاه‌های سهمگین اخیر مشخص شد؛ آنجا که حتی در غیاب ایشان، این معماری مستحکم دچار فروپاشی نشد و نظام، با تکیه بر همان نهادهایی که ایشان با خون دل پرورانده بودند، به مسیر خود ادامه داد.

۳- ایجاد ساختار نظامی کارآمد در جنگ‌های نامتقارن
 «هنر دیگر ایشان اقدام به قدرتمندسازی ساختار نظامی کشور بود که ملت ایران در 2 جنگ تحمیلی اخیر از آثار مثبت آن مطلع و بهره‌مند شدند». اعجاز ارتش و سپاه قدرتمندی که در 2 جنگ تحمیلی اخیر، معادلات خاورمیانه را در هم شکست، ریشه در بودجه‌های نجومی نداشت، چرا که آمارها گواهی می‌دهد بودجه دفاعی ایران از بسیاری از دولت‌های وابسته منطقه کمتر بوده است. هنر ایشان، دمیدن روح «باور» و «ابتکار» در کالبد نیروهای مسلح بود؛ ارتشی که با ایمان می‌جنگد و در حصار تحریم‌ها فلج نمی‌شود، بلکه راه‌های بدیع می‌آفریند. اگر الگوی مدیریت خودباورانه، مؤمنانه و مبتکرانه ایشان در بخش نظامی، در سایر ارکان کشور (همچون اقتصاد، صنعت خودرو و...) تکثیر می‌شد، امروز ایران در قله‌های رفاه مادی نیز ایستاده بود. افسوس و هزاران درد که فرمان این بخش‌ها، دهه‌ها در دست تکنوکرات‌ها و مدیرانی بود که به جای جست‌وجوی چشمه‌های جوشان داخلی، سراب توسعه را در اتصال به قدرت‌های غربی می‌دیدند. 

4- ترسیم نقشه جامع پیشرفت از طریق ابلاغ سیاست‌های کلی
 در طول ۳۷ سال زعامت رهبر شهید انقلاب، تدوین گام‌به‌گام و مبتکرانه سیاست‌های کلی نظام، نشان‌دهنده ذهن منسجم یک استراتژیست ارشد است که کشور را نه با فرامین روزمره، بلکه با اسناد بالادستی مترقی، عملیاتی و دوراندیشانه هدایت کردند. در توصیف این هنر، رهبر معظم انقلاب اسلامی می‌گویند: «قدرت ابداع و ابتکار در ابعاد مختلف اعم از علمی و راهبردی و سیاست‌گذاری، از دیگر هنرهای ایشان بود که شمه‌ای از آن در تدوین سیاست‌های کلی نظام منعکس است». امروز در تمام حوزه‌های مهم و اساسی کشور، اسناد بالادستی وجود دارد: سیاست‌های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش، سیاست‌های کلی «محیط زیست»، سیاست‌های کلی نظام قانون‌گذاری، سیاست‌های کلی تأمین اجتماعی، سیاست‌های کلی توسعه دریا‌محور و... .

۵- گفتمان‌سازی آیت‌الله خامنه‌ای
 رهبر شهید، تنها یک رهبر سیاسی نبودند، «واژه‌ساز» انقلاب بودند. ایشان با خلق ترکیب «تهاجم فرهنگی»، آژیر بیداری را در جامعه به صدا درآوردند. با ابداع «مردمسالاری دینی»، پارادایم دموکراسی غربی را به چالش کشیدند و با مفاهیمی چون «جنبش نرم‌افزاری»، «آتش به اختیار» و «اقتصاد مقاومتی»، نه‌تنها ادبیات سیاسی کشور را غنی کردند، بلکه این واژگان را به موتور محرکه نخبگان و جوانان بدل کردند. ایشان کلمات را به سنگرهایی برای دفاع از هویت ملی تبدیل کردند. به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی از این هنر رهبر شهید اینگونه پرده برمی‌دارند: «قدرت خلق معانی از طریق ساخت بهنگام واژگان و ترکیب‌های بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل می‌کرد و از آن، گفتمان عمومی عمل می‌آمد».  هنر حکمرانی و جنبه‌های شخصیتی سیدعلی خامنه‌ای سال‌ها باید مورد مطالعه اندیشوران قرار گیرد اما اجازه دهید اینجا به یکی دیگر از هنرهای رهبر شهید انقلاب اشاره کنم که آقا سیدمجتبی، از سر تواضع، از بیان آن خودداری کرده‌اند؛ هنر پرورش فرزندی که می‌تواند زعامت ملت و امت را بر عهده بگیرد. تاریخ رهبران بزرگ، معمولاً با یک تراژدی خانوادگی گره خورده است؛ مردانی که در قله‌های موفقیت جهان می‌ایستند اغلب در تربیت فرزندان خویش و مدیریت خانواده خود در کوران مشغله‌ها، ناکام می‌مانند. برای شخصیتی با ابعاد مسؤولیت‌های آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای - از مبارزات خطرناک پیش از انقلاب تا ترور، جنگ، ریاست‌جمهوری و ۳۷ سال رهبری در قلب پرتنش‌ترین منطقه جهان‌- منطق عادی حکم می‌کند کمترین مجالی برای ایفای نقش پدری باقی نماند اما یکی از بزرگ‌ترین هنرهای این معمار بزرگ، این بود که در میانه آتش و خون و سیاست، فرزندی را در دامان مکتب خویش پروراندند که قامت‌شان برای به دوش کشیدن بار امانت سنگین زعامت و رهبری انقلاب اسلامی برازنده است. تربیت فرزندی باکفایت، عالم، زمان‌شناس و شایسته، در خانه‌ای که کانون تصمیمات جهانی است، نشان از روحی عظیم دارد که هیچ بعدی از ابعاد انسانی و الهی زندگی را فدای دیگری نکرده است.

ارسال نظر
captcha